ایجاد حاکمیت قوی، تأمین ثبات و امنیت، دفاع از حاکمیت ملی و استقلال ارضی و موضوعاتی از این قبیل از جمله تعهدات ایالات متحده امریکا در قبال افغانستان است که در متن موافقتنامه استراتژیک میان دو کشور برآن تصریح شده است.
این امر اما به ایجاد چهارچوب قانونی موکول گردیده که زیرنام پیمان امنیتی تعریف شده و گفته شده است که یکسال پس از امضای آن موافقتنامه باید این پیمان نیز نهایی شود.
با این حال، تعلل و تأخیر در نهایی شدن پیمان امنیتی ادامه دارد و به باور کارشناسان نامشخص بودن نتایج این پیمان به پیچیدگی شرایط افغانستان و تزلزل اوضاع امنیتی کشور تأثیر منفی گذاشته است. مبهم بودن سرنوشت پیمان امنیتی از یکسو و بيسرنوشتي مذاکرات صلح از جانب دیگر، مسألهی ثبات افغانستان را در آستانهی سال 2014 و فصل خروج نیروهای ناتو از افغانستان با حالت نامعلومیمواجه نموده است.
این وضعیت به شدت روی اذهان عامه تأثیر منفی گذاشته و افکار مردم را در سطح افغانستان و منطقه متأثر ساخته است. زیرا اوضاع امنیتی افغانستان روی شرایط کشورهای منطقه نیز تأثیرگذار است و این مسأله موجب نگرانی در کشورهای آسیای میانه نیز گردیده است. آمادگیهای مرزی ترکمنستان و تاجکستان و هشدارهای مکرر روسیه از خروج نیروهای ناتو بدون تضمین ثبات در افغانستان از همین منظر قابل ارزیابی است.
هفته گذشته نیکولای پاتروشیف، منشی شورای امنیت روسیه اظهار داشت: آیساف خروج را از افغانستان اعلان کرده است در آغاز این ماموریت، نیروهای بینالمللی پس از تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد در افغانستان مستقر شدند، پس حالا باید گزارشی را تهیه کرده و در مورد برنامههای بعدی خود به سازمان ملل معلومات بدهند.
این مقام روسیه همچنان گفته است: کشورش تنها معلومات عمومیرا در مورد خروج این نیروها در اختیار دارد، اما به گفته مسکو نمیداند که چه تعداد از عساکر از افغانستان بیرون میشوند و چه تعداد برای چه مدت در این کشور باقی میمانند.
این نگرانیها درحالی ابراز میگردد که مقامهای حکومتی همواره از نبود نگرانی دم زده و بر تأمین امنیت، ثبات و عدم وقوع بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پس از 2014 تأکید ورزیده و به مردم اطمینان میدهند.
محی الدین مهدی، عضو ولسی جرگه پیامدهای منفی ناشی از خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان را به بخشهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی تقسیم نموده و اضافه میکند: “وضعیت امنیتی افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی، به شدت خراب خواهد شد و من پس از خروج نیروهای بینالمللی به آیندهی افغانستان، خوشبین نیستم.”
لذا این پرسش از برجستگی خاصی برخوردار است که اصولاً این نگرانیها تا چه اندازه جدی است هرگاه این رویاهای تلخ به واقعیت بپيوندد، پیامد آن برای افغانستان و جامعهجهانی چه خواهد بود؟
خروج ناتو و نگرانیهای جدی
با وجودیکه رییس جمهور کرزی همیشه نگرانی سال 2014 را تبلیغات رسانهای، بخصوص رسانههای غربی دانسته و مسوولان حکومتی نیز این مسأله را مورد تأیید قرار میدهند؛ اما کارشناسان بر جدی بودن این نگرانی تأکید دارند.
محمد علی رضوانی، مدیر مسوول هفته نامه اقتدار ملی میگوید: “فکر میکنم که این نگرانی مشترک هست و هم کشورهای همسایه افغانستان و هم مردم افغانستان این نگرانی را دارند که وقتی نیروهای خارجی در سال 2014 از افغانستان خارج شوند آیا نیروهای امنیتی افغانستان توانایی و ظرفیت دفاع از افغانستان و همچنان حفظ امنیت و ثبات را در افغانستان دارد و آیا پولیس و اردوی افغانستان به اندازه کافی تجهیر و تربیت شده اند که بتوانند از عهده مسوولیتهای خود برآیند و آیا وضعیت امنیتی در افغانستان بهبود یافته است و آیا فشارهای مخالفان مسلح دولت افغانستان از نظر نظامی کاهش یافته است که نیروهای خارجی از افغانستان خارج میشوند؟”
وي ادامه ميدهد: “اینها مجموعه پرسشهاییاند که بعد از خروج نیروهای خرجی از افغانستان مورد سوال است. بنابراین فکر میكنم که این نگرانی بجا هست و نگرانی مردم افغانستان هم هست که به این پرسشها پاسخ داده شود و متاسفانه هنوز نیروهای خارجی به شمول ایالات متحده امریکا و ناتو چنین پاسخی را نداده است.”
با این وجود، مسوولان ناتو در برابر این نگرانیها به جوابهای کلی و ناکافی پرداخته و با این اطمینان که افغانستان تنها نخواهد ماند، اکتفا کرده اند.
روز دوشنبه هفته گذشته (22 اسد) کریستوفر چمبرز، سخنگوی ملکی ناتو در این نشست تصریح نمود که رابطه میان افغانستان و ناتو فراتر از توافقنامهی امنیتی میان واشنگتن و کابل است.
در این نشست هنز فیلدمن، سخنگوی آیساف نیز با تصریح این مسأله که جامعهجهانی برای حفظ دستاوردهایی که طی بیش از ده سال روی آن هزینه نموده است، تلاش خواهد کرد افزود: “ما میخواهیم مطمئن شویم که دستاوردهای یک دههی گذشته ما پایدار خواهد ماند.”
با این وجود، سخنگویان ناتو و آیساف ماموریت آموزشی نیروهای خود را نیازمند یک چهارچوب قانونی دانستند که باید در قالب آن به فعالیت پرداخته شود.
به باور کارشناسان، بخش اخیر سخنان آقای فیلدمن نشان میدهد که شاید منظور از ایجاد چهارچوب قانونی همان امضای پیمان امنیتی باشد. زیرا در قالب این پیمان، چهارچوب حضور و فعالیت آموزشی نیروهای واضح خواهد شد.
با این حال، امضای پیمان با پیششرطهای دو جانبه به تعویق افتاده و معلق باقی مانده است. تضمین ثبات افغانستان، توسعه همه جانبه و حمایت از حکومت قوی با نیروی نظامی قدرتمند از جمله پیششرطهای کابل است که تاکنون دولت ایالات متحده امریکا به این مسأله پاسخ روشنی نداده است.
با این حال، برخی از آگاهان معتقداند که باید این سند نهایی شود. زیرا معضل امنیتی پیش روی در مقطع 2014 تا اندازهی زیادی به این امضای این سند بستگی دارد.
سید اسحق گیلانی، عضو کمسیون روابط بینالملل ولسی جرگه میگوید: “چون اردو، پولیس و امنیت ملی تا هنوز به این تواناییها نرسیده اند که با مخالفان مسلح دولت و القاعده مقابله کنند ازهمین خاطر این توافقنامه را یک نیازی جدی میدانیم و باید امضا شود.”
یکی از مسایل حساس در این سند، قبول مصوونیت قضایی برای سربازان ناتو است که مورد پذیرش دولت افغانستان نمیباشد. زیرا گفته میشود قبول این مسأله موجب نقض حاکمیت ملی افغانستان خواهد شد.
با این حال، احمد بهزاد، عضو ولسی جرگه براین باور است “در روابط بینالملل طبیعی است که توقعهای یکجانبه داشتن و مطالبههای یکجانبه داشتن معقول نیست. در یک داد و ستد با جهان هستیم باید هوشیارانه این سند را عملی کنیم و منافع ملی را در نظر بگیریم تا حقي پایمال نشود.”
اما تنها مسألهی امضای این سند نیست که چشمانداز سال 2014 را با مشکل مواجه ساخته است، بلکه پروسهی مصالحه و مذاکره با مخالفان مسلح نیز دشواری این چشمانداز را بیش از پیش با مشکل مواجه نموده است.
مذاکرات صلح، پروسهی پیچیده
مذاکرات صلح که تا چندی پیش جریان امیدوارکنندهای پیدا کرده بود با افتتاح دفتر سیاسی در قطر برای طالبان و عدم موافقت افغاستان با این طرح، با بن بست مواجه شد. اکنون اما تغییر جغرافیای مذاکره مطرح است و حکومت حاضرشده با افتتاح دفتر سیاسی برای طالبان در کابل موافقت نموده یا مذاکرات از ترکیه و یا عربستان دنبال نماید که این مسأله در سخنان هفته گذشتهی جانان موسیزی، سخنگوی وزارت امورخارجه تصریح شد. همزمان با این مسأله رییس جمهورکرزی به پاکستان سفر خواهد کرد و گفته میشود این سفر برای آیندهی صلح افغانستان سرنوشتساز خواهد بود.
این درحالی است که کارشناسان تغییر محل مذاکره را در نتیجهی مذاکرات تأثیرگزار نمیدانند.
وحید مژده، کارشناس و آگاه به سیاست طالبان با اشاره به ادعای طالبان مبنی بر عدم قبول حاکمیت دولت افغانستان و اینکه این حکومت تصمیم اصلی را نمیگیرد، براین عقیده است که ” وقتی طالبان حاضر نیستند پائین شدن بیرق شانرا بپذیرند، پس چگونه ممکن خواهد بود که با حکومت افغانستان به مذاکره بپردازند؟ وقتی طالبان حکومت افغانستان را طرف خویش در جنگ و در نتیجه در مذاکره نمیدانند، تقاضای حکومت افغانستان برای تغییر محل مذاکرات از جانب حکومت افغانستان، عجیب مینماید.”
اما اینکه چه کشوری برای مذاکره مناسب خواهد بود، مژده میگوید: “رهبر طالبان در سال 2010 خطوطی را مشخص کرد که بر مبنای آن طالبان قطر را بعنوان کشور میزبان انتخاب کردند؛ کشور میزبان مذاکرات باید کشور اسلامیباشد. در افغانستان نیروی نظامی نداشته باشد، کشور همسایه نباشد، و بعد از سال 2001 با طالبان دشمنی نکرده باشد. با توجه به این شرایط که رهبری طالبان مشخص کرده است، ترکیه کشوری است که در افغانستان نیروی نظامیدارد و سعودی کشوری است که بعد از سال 2001 تعداد زیادی از طالبان را دستگیر و زندانی نموده است. پس از نظر طالبان این دو کشور هرگز نمیتوانند میزبان مذاکرات صلح باشند.”
به این ترتیب، تحلیلگران امور براین عقیده اند که بدون خلق تضمینهایی درخصوص نتیجه بخش بودن مذاکرات صلح و عواملی برای تأمین ثبات افغانستان، خروج نیروهای ناتو از افغانستان، اشتباه جبران ناپذیري خواهد بود؛ اما اینکه برنامهریزی برای این امر چگونه باید صورت پذیرد که منافع مشترک افغانستان و جامعهجهانی را فراهم سازد، کاری است که باید مسوولان دولتی افغانستان و مقامهای سیاسی کشورهای همکار آن برای آن برنامه ریزی کارشناسانه داشته باشند. زیرا هرگونه شکست در افغانستان که موجب خدشهدار شدن شرایط گردد، نه تنها موجب آسیب دیدن حکومت افغانستان میگردد، بلکه حیثیت جهانی ایالات متحده امریکا و کشورهای حامی فغانستان را نیز به شدت مخدوش خواهد ساخت.
کلیدگروپ را در تویتر و فیس بوک دنبال کنید

