دیدگاه

1052
۲۲ حمل ۱۳۹۵

نیاز‎های اساسی تحصیلات عالی


امتحان امسال کانکور در شرایط بهتر و شفاف‎تر از سالیان گذشته برگزار شد و کم‎تر اعتراض و سر و صداها نسبت به نحوه‎ برگزاری آن بلند شد. در آزمون امسال حدود ۱۰۴ هزار نفر به موسسات تحصیلات عالی و نیمه عالی کشور راه یافتند.
فریده مومند، وزیر تحصیلات عالی، در یک نشست خبری در کابل گفت از این ۱۰۴ هزار نفر، بیش از ۵۸ هزار نفر به مراکز تحصیلات عالی کشور راه یافته‌اند. علاوه بر آن، حدود ۴۷ هزار نفر نیز به موسسات تحصیلات نیمه عالی قبول شده‌اند. به گفته خانم مومند مراکز تحصیلات عالی خصوصی افغانستان پذیرفته‌اند که ۵۱ هزار نفر را با فیس کم‎تر و با تخفیف بپذیرند.
او گفت که در آزمون سراسری کانکور امسال بیش از ۱۹۸ هزار نفر ثبت نام کرده بودند که سرانجام ۱۷۹ هزار تن در امتحان کانکور سراسری شرکت کردند. او گفت که ۲۲ هزار نفر نتوانستند نمره لازم را برای راهیابی به پوهنتون‎ها به دست آوردند.
تأخیر ۱۵ روزه در اعلام نتایج کانکور یکی از معضل‎هایی است که انتقاداتی را در پی داشت. زیرا این تأخیر باعث می‎شود تا تحصیل تازه واردان دیرتر شروع شده و در عمل وقت زیادی از آنان تلف خواهد شد. اما نفس برگزاری شفاف کانکور یک جانب قضیه است. جوانب مهمتری نیز وجود دارد که پس از برگزاری کانکور و پذیرش محصلین به موسسات تحصیلات عالی تبارز نموده و به مشکلاتی برای کسانی‎که می‎خواهند از این رهگذر سرنوشت شان را روشن نمایند، قدعلم می‎کند.
کمبود مهارت‎های تحصیلی و استادان مسلکی، نبود منابع تازه مورد نیاز، کهنه بودن نصاب تحصیلی و … از جمله مشکلاتی است که فراروی نظام تحصیلی کشور قرار دارد. حقیقت این است که امروزه بخش‎های تحصیلی و سرمایه‎گذاری روی آن یکی از نیازهای اساسی برای رسیدن به اهداف توسعه است و مهمترین ابزار موجود برای پیش‎برد و واقعیت بخشیدن به آرمان‎های هر ملت می‎باشد. کشورهای دیگر و حکومت‎هایی که چشم‎انداز توسعه را با برنامه‎ریزی دقیق دنبال می‎کنند به این حقیقت پی برده و سعی دارند برای رشد و ترقی بخش‎های آموزشی خویشتن به مسیر‎های منتهی به هدف وارد شده و بقای خویش را در جهان موجود بر پیشرفت این بخش قابل تحقق می‎دانند.
این نکته از آن رو مهم است که رسالت تعلیم و تحصیل در سطوح معارف و تحصیلات عالی، توان بخشیدن به فرد فرد انسان‎ها در جهت توسعه کامل استعدادهای خود و نیز شناخت توانمندی‎های خلاق خود است و این هدف از سایر اهداف متعالی‎تر می‎باشد. حصول این هدف هر چند دشوار و طولانی است، اما سهم ضروری در جهت جستجوی جهان عادلانه‎تر و بهتر برای زیستن به شمار می‎رود. این امر زمانی تحقق خواهد یافت که همه چیز سر جای خود قرار گیرد.
بهره‎گیری صحیح از سیاست‎های اصلاحی به دور از هر گونه افراط و تفریط و یا تعصب کورکورانه می‎تواند دگرگونی‎های مثبتی را در سیستم تحصیلی ایجاد کند. کوشش در جهت اصلاحات تحصیلی، مشروط بر ایجاد هماهنگی در لایه‎های مختلف نظام معارف و تحصیلات عالی، قرین با توفیق خواهد بود. در این راستا، قبل از هرگونه اقدامی ضرورت دارد که ویژگی‎های نظام تحصیلی کارآمد مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
با نگاهی به روند کمی و کیفی تعلیم و تربیه در سطح جهان و به ویژه در سطح جهان سوم در دهه‎های اخیر، به خوبی آگاه خواهیم شد که حداقل نیازهای یک نظام تحصیلی کارآمد موارد ذیل می‎باشد:
۱-  توجه بیشتر به کیفیت تعلیم و تحصیل؛
۲-  مصروف داشتن منابع مالی بیشتر برای تولید مواد آموزشی مناسب و تربیت معلمان و استادان با صلاحیت؛
۳-  بهبود مدیریت، امور اداری و پشتیبانی معنوی از نظام تعلیم و تربیه.
بازنگری در مسایل آموزشی نیاز به برنامه‎ریزی، تخصیص منابع مالی و انسانی دارد و ایجاد هر نوع تغییری در مقولات یاد شده مستلزم پژوهش‎های آموزشی کیفی و میان رشته‎ای است. همچنین برای ترسیم وضع مطلوب ضرورت دارد دورنمای گسترده‎تری در نظر گرفته شده و چشم‎انداز دقیق‎تری از آینده مدنظر قرار گیرد.
از ویژگی‎های بارز نظام تحصیلی کارآمد، استفاده از برنامه‎ریزی استراتیژیک به عنوان یک فرآیند پویا با دورنگری نسبت به واقعیات و موقعیت‎های موجود، ارائه راه‎حل‎ها و تاکتیک‎های مؤثر برای رسیدن به فردای بهتر را امکان پذیر می‎سازد. حال باید دید که در سیستم تحصیلی ما تا چه اندازه چنین بازنگری انجام شده و آیا برنامه‎ای برای اعمال چنین سیستمی وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه و اگر منفی است باید چنین اقدامی را روی دست گرفت. بدیهی است که هرگاه چنین اقدامی را عملی نکرده و بازنگری در نظام معارف و تحصیلات عالی نداشته باشیم، پیشرفت کیفی نیز میسر نخواهد شد و در نتیجه ما از قافله جامعه بشری که سیر سریع به سوی توسعه دارد، عقب خواهیم ماند.

به اشتراک بگذارید

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد