دیدگاه

275
۲۱ حوت ۱۳۸۹

مردم نمی خواهند کشته شوند!

در این روز ها قتل غیر نظامیان اعتراض عمومی را در سر تا سر کشور بر انگیخته و در هر جایی از این کشتار ها صحبت می شود. چون در ۲۰ روز آخر سال هجری روان، بیش از ۴۰۰ نفر در سراسر کشور کشته و زخمی شده اند. با اینکه جنرال پتریوس قومندان کل نیرو های ناتو و امریکا در افغانستان از کشتار ملکی ها عذر خواهی کرد، اما مردم روی این بحث می کنند که آیا می شود روزانه این همه کشتار کرد و بعد با معذرتی گریبان خود را خلاص نمود. این از پرسش های است که در این روز ها هر افغانی آن را مطرح می سازد. اما واقعاً راه رهایی مردم از این همه قتل کشتار، عذر و ومعذرت است وآیا راه  دیگری  وجود دارد؟

اکثریت  این ۴۰۰ نفر توسط طالبان کشته و زخمی شده اند، مخصوصاً که جنایتکار پستی در کابل بانک جلال آباد، افراد بیگناهی را هدف قرار می داد و چون گوسفند به زمین می انداخت و بعد با افتخار اعلان کرد که از کارش لذت برده است. اما در این مورد کرزی و حواریون او یک کلمه نگفتند و هیچ اعتراضی را متوجه برادران طالب نکردند، در حالیکه سخنگوی طالبان مسئولیت این کشتار ها  را به عهده گرفت.

اینکه چرا آقای کرزی در بیاناتش از طالبان با تمام کشتاری که انجام می دهند، نه عصبانی می شود و نه انتقاد و اعتراضی عنوان می کند، به سیاست مصالحه اش که به هر قیمتی باید پیش برده شود، رابطه می گیرد. اما ممکن نیست او بتواند تا آخر با این سیاست هم خود را رییس جمهور افغانستان بگوید، هم عنوان مسئول اول امنیت مردم افغانستان را برخود بگذارد و هم در برابر این همه قتل و کشتار ساکت و خاموش بنشیند و پیوسته سنگ مصالحه را به سینه بکوبد.

تا جاییکه دیده شده، در شرایط کنونی جنگ ضرورت این زمان است و نمی شود آن را به زودی و آسانی پایان داد، زیرا دست های مرموزی با پول های کلانی برای به گردش نگهداشتن این جنگ فعال اند که قادر به خونین نگهداشتن این عرصه  تا سالهای درازی خواهند بود. لذا نمی شود با مصالحه گویی های کرزی یکشبه آن را پایان داد، به این خاطر چنین اندیشه ای برای فرجام جنگ و توجه نکردن به ضایعاتی که در این راستا به میان می آید، از مهمترین مشکل های است که بد بختانه  کسی به آن نمی اندیشد.

مردم افغانستان امروز به اینکه طالبان چه می خواهد و خارجی ها چه می گویند و کرزی از کدام منظر به قضایا می نگرد، بسیار نمی اندیشند، آنان فقط این اضطراب را دارند که چگونه بمی بر خانواده اش فرود خواهد آمد، در کجا طعمۀ انتحار و یا انفجاری خواهد شد و آیا می شود با این همه فقر و بیکاری، روز و شب به زیر زمینی ها پناه برد و زندگی خود و خانوادۀ خود را از این بلا ها در امان نگه داشت؟

وقتی اکثریت مردم افغانستان در شهر ها و روستا ها  با چنین دلهره و اضطرابی زندگی کنند و ندانند که یک لحظه بعد چه بلایی بر سرش نازل می شود، چقدر می توانند به پیشرفت، تعالی و ترقی جامعۀ خود باندیشند؟ چه امیدواری به فردایی دارند که بنیانش را همین امروز باید بگذارند؟

اینکه نیرو های خارجی در افغانستان می جنگند و اینکه چگونه بجنگند که اطفال مکتبی که برای جمعاوری چوب می روند، کشته نشوند، مربوط خود این نیرو هاست. آنان باید این ابتدایی ترین نکات جنگ را بدانند و بعد از این کشتار هیچ بهانۀ نیاورند. قتل، قتل است و برای برائت آن هیچ توجیهی قابل پذیرش نیست و به این خاطر است که در جهان هیچ محکمه ای قاتلی را برائت نمی دهد. در صورتی نیرو های خارجی حداقل دو بار پیلوت های خود را در ازای این همه کشتار محاکمه می کرد و یا دولت افغانستان چنین صلاحیتی می داشت، در آن صورت مطمئناً که این کشتار بار دیگر تکرار نمی شد که اگر میشد حتماً با این پهنا و گستردگی نمی بود.

اما در کشتاری که به وسیلۀ مخالفان دولت افغانستان صورت می گیرد، نیز هیچ مقاومت مثبتی تا حال از سوی آنانیکه مسئول اند تا در این راستا بگویند که قاتلان مردم بیگناه، روانۀ کجا خواهند شدو دین مردم را از گردن بدور بیاندازند، در سکوت و خموشی مطلق پناه برده و مخصوصاً بعد از آنکه رئیس جمهور مصالحۀ ملی را اعلان کرد، برای شان بهانه و زمینۀ بیشتر پیدا شد تا زیر این نام حرفی نزنند و بگذارند تا صد ها افغان با حملات انتحاری و انفجاری دود و خاکستر شوند.

کرزی ممکن نیست در میان دو چوکی بنشیند. هم از مصالحه صحبت کند و هم خود را نمایندۀ مردم افغانستان بنامد، هم کشتار را بد بگوید و هم به عاملان کشتار چیزی نگوید، هم با کشتگان همدلی نشان دهد و هم با قاتلان، هم از صلح حرف بزند و هم جو های خون را تماشا کند، هم متحدان جامعۀ جهانی خود را در بغل بگیرد و هم بمباران های آنان را ببیند و با یک معذرت و پوزش دنیا گل و گلزار شود.

مردم افغانستان از هرکسی که سنگ خدمت به آنان  را به سینه میزند، فقط این را می خواهند که آنان را نکشند، زن و فرزند شان را زیر بم و انفجار توته توته نسازند. اما وقتی دست به چنین اعمالی می زنند، دیگر آنان نه خدمتگار مردم که قاتلان شان بوده و اگر امروز نه فردا راه و حساب خود را با آنان جدا خواهند کرد، این چیزیست که تاریخ بار ها آن را تجربه کرده است.

 

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد