شعر

681
۵ سرطان ۱۳۸۹

فریاد مرا بلبل یکدانه ندارد

(نیم نگاهی به مجموعه شعر "ساغر")

مجموعه شعر “"ساغر"” یکی از مجموعه اشعاری است که در همین هفتهء اخیر از چاپ برآمده است. این کتاب اثرتازه ای است از داکتر شیرشاه یوسفزی”شهاب”.یکصدو شصت صفحه دارد و توسط مؤسسهء انتشارات الازهر در ۲۰۰۰ نسخه به طبع رسیده است.

نور الله سلام مسوولیت حروف چینی و خواجه وحید الله مسوولیت طرح جلد آن را به عهده داشته اند. از این شاعر ۸ اثر دیگر نیز به چاپ رسیده است که به ترتیب عبارتند از: شهاب( مجموعه غزل)،آهو(مجموعه غزل)، زمزمه( مجموعه غزل)،یادونه او دردونه( غزلو تولگه)، رنگ( مجموعه غزل)، سرود عشق( مجموعه غزل)، تاریخ مسخ نمی شود( نقد تاریخی) و راه حل بحران افغانستان(طرح سیاسی). همچنان چند اثر دیگر نیز زیر چاپ می باشد از قبیل جلوه(مجموعه غزل)، نینوا ( مجموعه دوبیتی)، حماسه(مجموعه سرود های حماسی)، سیاستنامه( مجموعه اشعار سیاسی واجتماعی)، مرثیه نامه(مجموعه مرثیه ها)، برگ(مجموعه غزل)، امریکا و قضیهء افغانستان(بررسی اهداف امریکا)، تاریخ جهاد افغانستان(در ۱۱۰ جلد)  و…

این مجموعه آثار نشان می دهند که شاعر از یک سو فردی است توانا و پرکار که هیچ گاه دست از فعالیت ادبی و فرهنگی اش برنداشته و از فرصت های خود به خوبی استفاده کرده است و از جانب دیگر می نمایاند که از قریحه وذوق سرشار شعری بهره مند می باشد. چه این که به مشکل می توان تصور کرد که در طول یک ماه کسی در عین کارهای دیگرش یک مجموعه شعر نیز بسراید چنانچه این مجموعه شعر("ساغر") در طول یک ماه سروده شده است. خود شاعر در مقدمهء کتاب می نویسد:”"ساغر" که شما همین اکنون  خوانندۀ آن هستید در یک سفر یک ماهه در خارج از افغانستان سروده شده است.” سومین چیزی که می توان از نشر این مجموعه ها به دست آورد این است که این شاعر تنها از توانایی شعری برخوردار نیست، بلکه نسبت به مسایل سیاسی و اجتماعی نیز دست بالایی دارد. چه این که نوشتن ۱۱۰ جلد کتاب در بارۀ تاریخ جهاد افغانستان کاری است که برای هرشخص میسور نمی باشد. کم تر کسی را می توان در این زمان سراغ گرفت که ۱۱۰ جلد کتاب در یک موضوع نگاشته باشد.

به هرصورت این شاعر، توانایی های بسیاری دارد که ذوق هنری یکی از آن ها به شمار می آید. بررسی کارهای شعری شاعر نیز برای خوانندگان با دشواری های زیادی همراه است. نخستین این دشواری را می توان در حجم وسیع آثار شعری شاعر جست وجو کرد. از این شاعر تاکنون ۷ اثر قابل توجه شعری به چاپ رسیده و ۶ مجموعه دیگر نیز زیر چاپ می باشد. به این لحاظ، بررسی آثار وی تحت مقولهء واحد، کار دشواری می نماید. لیکن با آن هم می توان به چند شاخصهء شعری وی در دفتر "ساغر" اشاره کرده. نخست به این شعر توجه کنید:

خوشا آهوی صحرا با لبانش نام ما گفته

مرنج ای دل که دلبر وصف ما یا ناسزا گفته

ز قوم اندر لب شیرین او شیرین شود گاهی

که نامش را بگیرد نا زنینم را عنا گفته

برای مرده حلوا می دهند وزنده را بنگر

هلاهل را خورد چون شهد یا مشکل گشا گفته

ز پای نازنین ارخاک می ریزد گهء رفتن

به مژگان از زمین بردارمش من توتیا گفته

به کیوان محبت پا گذارد گر شبی با ناز

دلم از شوق می رقصد چو اختر مرحبا گفته

ز زلف دلربا چون قطره قطره آب می ریزد

خدا شاهد که بردارم دُر قیمت بها گفته

به یک تیر نگه افتادنم سوی لب سرخش

کشد جان از تنم آهوی صحرا خونبها گفته

می سرخی که در "ساغر" کند مستی مرا کشته

به جا عاقل دو چشم یار را تیر بلا گفته

محبت می کشاند گردن رستم به نوشیدن

ز دست یار جام زهر را پیک شفا گفته

بشد دست درازم کوته و آلوی شیرین ترش

“شهاب” از پهلوی او بگذرد نام خدا گفته

یکی از خصایص شعرهای شهاب استفاده از ردیف های نو می باشد. شاعر هیچ وقت به دنبال آن نبوده تا از ردیف هایی استفاده نماید که در اشعار شاعران پیشین به کار رفته اند. بلکه شاعر سعی ورزیده ردیف هایی را به کار گیرد که یا در اشعار گذشته گان استفاده نشده ویاهم اگر استفاده شده به این صورت نبوده است. مثلاً همین ردیف گفته که در شعر فوق دیدیم به این شکل در اشعار شاعران پیشین به کار نرفته است.

مضمون پروری و تصویر سازی از دیگر ویژگی های دفتر "ساغر" محسوب می گردد. شهاب با ذهن کاملاً شاعرانه به سراغ طبیعت می رود و از اشیای پیرامون خود تصویر هایی را بر می گزیند که با مضمون شعری نیز هماهنگی وتناسب داشته باشد. البته او در استفاده از تصاویر،  زیاد دربند زمانهء خویش نیست. آنچه برای او مهم می باشد، نحوۀ نگاهی است که او به پیرامون خود دارد. او با نگاهی به سرایش می پردازد که آیینهء جان وجمال اوست  نه با نگاه بیرون از خود . از این رو به صورت طبیعی تصاویر امروزین جای خویش را درشعر باز کرده اند . این شعر را بخوانید:

تا نقرۀ دو دست ترا خینه می رسد

جان بر لبم زکشمکش سینه می رسد

چون زینه ده هزار غزل گشته سر بسر

لاکن کجا به سروقدش زینه می رسد

پوشد مزار من ز سر غصه برف کوچ

تا روزگار مستی کنگینه می رسد

گفتا برون شوم مهء آدینه خوی من

بنشسته دل که کی شب آدینه می رسد

"ساغر" کجاست پیش رخت شیشهء دل است

از اشک پر بدست تو آیینه می رسد

گرچه که تخم مهر کنم کشت هر طرف

فصل درو چو شد همه جا کینه می رسد

خال لبش چو بهره دهد این چنین شهاب

رستم کجا به گوهر و گنجینه می رسد (ص ۶۳)

از دیگر ویژگی های مجموعه شعر "ساغر" روانی وزلالیت اشعار می باشد. توانایی شاعر در پردازش مضامین، ستودنی است. همچنین از دیگر خصوصیات دفتر "ساغر" می توان به استفاده از وزن های گوناگون اشاره کرد. وزن هایی که شاعر در آثار خود استفاده کرده نشان از تجربیات بسیار و ذهن فعال و موزون او می دهند.

به هرترتیب "ساغر" مجموعه شعری است که یک سرو گردن بالاتر از بسیاری از مجموعه های شعری امروز قرار دارد. خواندن آن می تواند لب تشنه گان شعر را سیراب سازد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد