تحلیل و دیدگاه

157
۷ سنبله ۱۳۹۵
نویسنده: محمد رضا گلکوهی

روزگار زار افراد ملکی در ولایت‎های جنگ‎زده

زندگی در ولایت‎های جنگ زده‎ای چون هلمند، کندز، بغلان و بخش‎هایی از ننگرهار شیرازه‎ خود را از دست داده است. مرگ، آواره شدن، بی‎خانمانی و فرار از خانه و کاشانه نصیب هزاران خانواده در این ولایت‎ها شده است.
اما صدای آنان را کم‎تر کسی می‎شنود و به ندرت اتفاق افتاده که غرامتی برای آنان پرداخت شده و یا راهکاری برای رهایی شان از چنین حالتی مد نظر گرفته شود. این در حالی است که غیرنظامیان حق دارند تا از حقوق بشردوستانه‎ بین‎المللی در جریان جنگ برخوردار شوند.
کارشناسان بر این باور اند که اصول حقوق بشردوستانه بین‎المللی در جنگ‎های افغانستان فراموش شده و این مسأله باعث رنج و درد بیش از حد افراد ملکی در جریان جنگ‎های جاری می‎شود. داکتر قاسم الیاسی، رییس موسسه تحصیلات عالی ابوریحان و استاد پوهنتون، بر این باور است که «حفظ حیثیت انسانی غیرنظامیان، جلوگیری از تلفات آنان و کاهش هرگونه آسیب‎رسانی به آنان از اصول اساسی حقوق بشردوستانه بین‎المللی در جریان جنگ‎ها است. تمام گروه‎های درگیر مکلف اند به هر نحو ممکن از تلفات افراد ملکی و زیان رساندن به آنان خودداری کنند.»
این در حالی است که متأسفانه اصول حقوق بشردوستانه بین‎المللی در جنگ‎های جاری کشور به فراموشی سپرده شده و غیرنظامیان همواره مورد ستم و اجحاف بیش از حد در جریان جنگ‎های جاری قرار می‎گیرند. همین مسأله نیز باعث شده تا ساکنان ولایت‎های هلمند، کندز، بغلان و سایر نقاط کشور شرایط دشواری را سپری نموده و در حالت ناگواری قرار داشته باشند.

افراد ملکی، هیزم جنگ‎های جاری
تشدید جنگ در ولایت‎های مختلف کشور، افزایش تلفات غیرنظامیان را در پی داشته است. به گفته نهادهای وابسته به سازمان ملل، در شش ماه نخست امسال، بیش از ۱۶۰۰ غیرنظامی افغان کشته و بیش از ۳۶۵۰ تن هم زخمی شدهاند. این مسأله باعث نگرانی برخی از نهادهای حقوق بشری شده است. کمسیون مستقل حقوق بشر با ابراز نگرانی از وضعیت ناگوار افراد ملکی در مناطق جنگ‎زده، خواستار رعایت حقوق بشردوستانه بین‎المللی و قانون جنگ می‎باشد.
ثریا صبحرنگ، کمیشنر کمسیون مستقل حقوق بشر، می‎گوید که هلمند، کندز و بغلان ولایتهایی اند که ساکنان غیـرنظامــی آن در حــالت بـسـیار دشواری به سر برده و شرایط زندگی افراد ملکی در این ولایت‎ها بسیار ناگوار است. او از جوانب دخیل در جنگها میخواهد تا قوانین بشری را زیرپا نکنند و به افراد ملکی آسیب نرسانند. خانم صبحرنگ می‎گوید: «همیشه تأکید ما برای طرفهای جنگ بوده که باید قوانین جنگ و کنوانسیونهای جنوا را مراعات کنند و افراد ملکی را هدف قرار ندهند. ولی با کمال تأسف آمار تلفات ملکی رو به افزایش است.»
در این میان بورد مشترک جلوگیری از تلفات غیرنظامی که تحت ریاست شورای امنیت ملی کار میکند، از تمام نهادهای بینالمللی خواسته تا در مورد ارقام تلفات غیرنظامیان افغان و ارزیابی گزارشهای شان برای ارگانهای امنیتی افغانستان فرصت بیشتر بدهند تا یافتههای همین سازمانها و نهادها بررسی شود. این بورد خواهان هماهنگی بیشتر میان نهادهای تهیه کننده گزارشهای تلفــات افــراد ملکی و ارگانهای امنیتی افغانستان شده است.  با این حال، ثــریــا صبحرنگ، کمیشنر کمسیون مستقل حقوق بشر، میگوید: «کمسیون از نامش پیداست که کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان است. بناءً به هیچ عنوان گزارشی را که آماده میکنیم، با حکومت مشوره نمیکنیم که گویا ما اجازه داریم تا این گزارش را نشر کنیم یا نه. چون این وظیفه ما است، مسوولیت ما است و قانون اساسی برای ما این حق را داده است.»
در گزارشهایی که تا حالا از سوی سازمان ملل متحد و کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشر شده، طالبان و سایر گروههای مخالف، مسوول بیشترین تلفات غیرنظامیان دانسته شدهاند. در گزارش این نهادها، مسوول بیش از ۶۰ درصد این تلفات گروه طالبان، شبکه حقانی، حزب اسلامی، گروه داعش و سایر مخالفان مسلح خارجی و ۲۳ درصد دیگر نیروهای امنیتی افغان و حامیان بین‎المللی شان دانسته میشوند.

وضعیت ناگوار آوارگان
هلمند یکی از ولایت‎هایی است که شعله‎های جنگ در آن التهاب بیشتری یافته و افزون بر تلفات افراد ملکی و سایر آسیب‎های آن، بیش از چهار هزار خانواده را آواره کرده است. بیجاشدگان نبرد در هلمند تمام دار و ندارشان را از دست داده و روزهای دشواری را در سرپناه‎های موقتی به سپری می‎کنند، که نه نان کافی برای خوردن و نه هم ابزار لازم برای گذران زندگی عزتمندانه دارند. بسیاری از آنان تنها توانسته‎اند جان سالم به در برده و فرزندان شان را در میان آتش جنگ رها کرده‎اند. خان زمان باشنده چاه انجیر می‎گوید: «از ولسوالی ناوه آمده‎ام، در آن جا جنگ بود، اولادهای ما هنوز در همان ‎جا هستند، تنها خودم آمده‎ام، هیچ‎کس از دولت نبود که کمک کند. نصف از اولادهای ما همان‎جا مانده‎اند تمام لوازم ما همان جا مانده‎اند و حالا این جا در یک مخروبه زندگی می‎کنیم.»  فیض‎الله یکی دیگر از آوارگان که باشنده نادعلی است، می‎گوید: «من فقط با پوشیدن یک جوره لباس فرار کرده‎ام.»
خلیل‎الله که روزی در کندز زندگی خوشی داشت و از کار و بار و تجارت مناسبی برخوردار بود، این‎روزها در وضعیت ناگواری به سر می‎برد. وی یک بار سال گذشته و حین سقوط ولایت کندز توسط طالبان بیجا شد و دیگر جرئت نکرد تا تمام اعضای خانواده‎اش را در کندز منتقل کند. از یک‎سو رفت و آمد برای وی در کابل سخت است و از سوی دیگر ناگزیر است تا بخشی از اعضای خانواده، به‎خصوص زنان و کودکانش را که آسیب‎پذیرتر اند، در کابل بگذارد. این وضعیت او را در حالت نامطلوبی قرار داده و زندگی را به کامش تلخ کرده است. او می‎گوید: «منتظر روزی هستم که دیگر خطر سقوط کندز و بی‎ثباتی این ولایت کاملاً برطرف شود تا بتوانم با زن و فرزندانم یکجا زندگی کنم. در حال حاضر حالتی دارم که گویا نه در زمینم و نه در آسمان. وضعیت لرزانی دارم که مدام در حال اضطراب و نگرانی به سر می‎برم.»

انتظار تلخ پایان جنگ
این آوارگان جنگ در حالی انتظار ختم جنگ و نبردهای بی‎پایان را می‎برند که روشن نیست چه زمانی زنگ ختم منازعات مسلحانه نواخته شده و راهی برای ثبات در این ولایت‎ها پیدا خواهد ‎شد. از مذاکرات صلح که در سالیان گذشته هر از گاهی سخن به میان آورده می‎شد، خبری نیست و تکتیک‎های مخالفان مسلح نیز در سراسر ولایت‎ها پیچیده‎تر و گسترده‎تر می‎شود. معلوم نیست که این میزان از جنگجویان از کجا آمده و چه دست‎هایی در پشت پرده حمایت از جنگ‎های درازمدت افغانستان نهفته است.
چندی پیش سازمان عفو بین‎الملل گزارش داد که  در سه سال اخیر شمار آوارگان داخلی در افغانستان به حدود سه برابر افزایش یافتهاند. این سازمان اعلام کرد که شمار آوارگان داخلی افغانستان که به دلیل ادامه درگیری‎ها در نقاط مختلف کشور آواره شدهاند، به ۱.۲ ملیون نفر رسیده است، در حالی‎که این نهاد شمار آوارگان داخلی را در سال ۲۰۱۳ حدود ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرده بود.
رنج این کتله‎ عظیم انسانی در سرزمین آبایی شان بسی دردرآورتر از مهاجرت در دیار بیگانگان است. خشونت‎های ناشی از جنگ و درگیری میان دولت و گروه‎‎های مخالف مسلح، عامل اصلی بیجاشدن این جمعیت بالای یک ملیون نفر شده است. فقر، گرسنگی، بی‎خانمانی و نابسامانی از جمله فکتورهایی است که رنج مداوم را برای بیجاشدگان داخلی رقم زده است.
برای بی‎خانمان‎های داخلی، سپری کردن فصل زمستان از سایر فصول، سخت‎تر است. همین دشواری نیز باعث شده تا گزارش سازمان عفو بین‎الملل با عنوان «فرزندانم در این زمستان خواهند مرد» نام‎گذاری گردد.
آنچه در این میان از اهمیت قابل ملاحظه‎ای برخوردار است، نبود استراتیژی قاطعانه، درازمدت و همه‎جانبه برای جلوگیری یا حداقل افزایش این پدیده است. زیرا با گذشت هر روز فاجعه‎ انسانی مهاجرت در داخل و خارج کشور قربانی می‎گیرد، ولی راهکارهای ایجاد شده از جانب دولت و نهادهای مسوول در این خصوص، مقطعی، موقتی و غیرمؤثر است.
به نظر می‎رسد اگر راهکار درازمدتی برای مبارزه با ناامنی، خشونت، فقر، خشک‎سالی و ایجاد زمینه‎های کار و اشتغال در ولایت‎های ناامن و گرفتار شده در دام بلایای طبیعی روی دست گرفته نشود، گراف مهاجرت داخلی و بیجاشدن کماکان سیر صعودی را خواهد پیمود. لذا انتظار این که به این رنج بی‎پایان در حالت کنونی و در فقدان استراتیژی ملی و همه جانبه نقطه پایان گذاشته شود، بیهوده است.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد