سیاسی

62
۱۷ ثور ۱۳۹۰

دنیا پس از اسامه رنگ دیگر می گیرد

 

مردي كه خبر مرگش در روز دوم ماه مي، در صدر خبرهای جهان قرار گرفت.

اکنون رفتن او چه تأثيري در ثبات جهاني خواهد داشت و در قطع شدن اين شريان پرقدرت تروريزم، نبض دنيا چگونه خواهد زد؟

اين يكي از مهم‏ترين پرسشي است كه در پيامد كشتن اسامه بن لادن، رهبر كاريزماتيك گروه افراطي القاعده مطرح است. قطعاً يافتن پاسخ دقيق براي آن، نيازمند بازكاوي سرمنشاء تاريخي شكل گيري القاعده و فراز و نشيبي كه در سير تاريخي عملكرد اين شبكه به وجود آمده مي باشد.

بارک اوباما، ریيس جمهور ايالات متحده امريكا مرگ اسامه بن لادن، رهبر القاعده را ” روز پیروزی برای امریکا’ دانسته گفت: “جهان بدون او امن تر و بهتر است.”

جان برنن، مشاور امور ضدتروریزم کاخ سفید نیز گفت که القاعده گرچه تضعیف شده، اما همچنان یک خطر است.

كارشناسان افغان نيز براين باور اند كه اسامه يك رهبر سمبوليك و سامان دهنده نظام عمومي القاعده و تنظيم كننده حمايت‏هاي مالي اين شبكه بود كه جاگزين ديگري خواهد يافت، لذا تأثير جدي بر فعاليت القاعده در آينده نخواهد داشت.

توفان وزيري، آگاه امور سياسي براين باور است كه كشته شدن اسامه بن لادن به عنوان يك رهبر قدرتمند در رأس هرم شبكه القاعده تنها مي تواند روحيه عمومي اين شبكه را تضعيف نمايد كه اين تأثير نيز مقطعي و موقتي خواهد بود. وي باورمند است كه عملكرد و فعاليت القاعده پايان نخواهد يافت و افراد ديگري كه در رده‏هاي بعدي قرار دارند، رهبري اين گروه بزرگ تروريستي را به عهده خواهند گرفت.

در اين ميان، يك نقطهء كليدي و مهم در نظر كارشناسان برجسته مي گردد كه نقش اسامه در آن اساسي و مؤثر بوده است. اين نقش نيز، كم‏رنگ شدن رابطه افراد و شبكه‏هايي مي باشند كه در حمايت طالبان دست داشته و بيشتر توسط شخص اسامه هماهنگي مي شدند. اين حاميان مالي بيشتر در ميان رهبران كشورهاي عربي و شيخ‏هاي ثروتمندي قرار دارند كه پول ملي نفت را در حمايت از مبارزان حاضر در شبكه القاعده به مصرف مي رسانند.

اما عبدالرشيد آرين معقتد است:” حمايت از القاعده بدون بن لادن نيز ادامه خواهد يافت، هرچند ممكن است ميزان اين كمك‏ها كاهش يابد.” وي منابع مالي القاعده را تنها به كمك شيخ‏هاي عربي منحصر نمي داند، بلكه باور دارد كه اين شبكه در طول سال‏هاي فعاليت خويش توانسته بود نظر مساعد كسان ديگري را نيز از ميان مسلمانان تند رو دنيا جلب نمايد و اين حمايت‏ها با مرگ بن لادن از بين نخواهد رفت.

بنابراين، رفتن بن لادن از صحنهء روزگار باعث رفتن نيروهاي نظامي خارجي از افغانستان نيز نخواهد شد، آنگونه كه بعضي از گمانه‏ها مطرح است و يكي از دلايل ورود اين نيروها به افغانستان، دستگيري يا كشتن اسامه بن لادن  عنوان شده است. لذا با رسيدن به اين هدف، زمان خروج آنان نزديك خواهد شد.

شايد اظهارات رابرت گيتس، وزير دفاع امريكا براي روشن شدن اين ذهنيت بود كه گفت:”اسامه كشته شد، اما اين رويداد به معناي پايان جنگ با تروريزم نمي باشد، لذا نيروهاي نظامي ما هم‏چنان براي نابودي افراد ديگر اين شبكه و هم پيمانان آنان در منطقه حضور خواهند داشت.

در واقع سخنان هشدار آميز رئيس جمهور كرزي نيز اشاره به اين موضوع داشت كه در واكنش به مرگ اسامه بن لادن اظهار داشت :” اگر ساير رهبران القاعده نيز دست از جنگ و خونريزي برندارند، به سرنوشت اسامه گرفتار خواهند شد.”

شاه حسين مرتضوي، معاون مديرمسئول روزنامه هشت صبح به این باور است:” با رفتن اسامه سناريوي مبارزه با تروريزم پايان نخواهد يافت و اين رخداد، به معناي ريشه كن شدن تمام هسته‏هاي تروريزم در منطقه نيست، بلكه نابودي اين پديده، مبارزه پيگير و دوام داري را مي طلبد.”

ليون پانتا، رییس سازمان استخباراتي امریکا، سیا، نيز اظهار داشت که القاعده “تقریباً به طور قطع” سعی خواهد کرد انتقام کشتن بن لادن را بگیرد. اين بدان معنی است كه خطر تروريزم در منطقه جدي‏تر نيز خواهد شد.

به همين دليل هیلاری کلینتون، وزیرامورخارجه ایالات متحده ازمقامات افغان و پاکستانی خواست تا برای تامین امنیت و ثبات بعد ازکشته شدن اسامه بن لادن گام‏هاي جدی و مصمم را بردارند. وی براین باوراست که جنگ علیه دهشت افگنی و تروریزم تا نابودی کامل تمام اعضای شبکه دهشت افکن القاعده و جنگجویان و شورشیان درهردو کشورادامه خواهد داشت.

پاكستان؛ پناهگاه اسامه

آنگونه كه اصل كشته شدن بن لادن اهميت دارد، محل مرگ وي نيز مهم مي باشد. اسامه در شامگاه روز اول ماه مي در شهر “ابیت‏آباد” كه فاصله چنداني از پايتخت كشور پاكستان ندارد، به قتل رسيد. بنا به اظهار نظر عبدالرشيد آرين كه آشنايي كامل به جغرافياي اين منطقه دارد:”اين منطقه در فاصلهء نزديك با پايتخت پاكستان و در دامنه كوه‏هاي هيماليا قراردارد كه در همين منطقه مركز مهم اردوي پاكستان نيز موقعيت دارد. “

لذا پرسش اين است كه چگونه در طول ده سال گذشته دولت پاكستان نتوانسته از مخفيگاه اسامه به سازمان‏ استخباراتي امريكا معلومات ارايه نمايد يا نخواسته اين موضوع را به دنیا اطلاع دهد؟

اين پرسش از جانب مقام‏هاي امريكايي نيز به طور ابهام آميز مطرح شده و پس از كشته شدن اسامه از مقام‏هاي پاكستاني پرسيده شده است، اما جواب پاكستاني‏ها به اين پرسش روشن و تعيين كننده نبوده است.

ليون پانتا از عدم همكاري سازمان استخباراتي و دستگاه‏هاي اطلاعاتي و امنيتي پاكستان در عمليات كشتن اسامه بن لادن خبرداده و اذعان نموده است كه اين موضع عمداً از اطلاع سازمان استخباراتي پاكستان دور نگهداشته شده، زيرا هراس از فاش شدن عمليات كشتن اسامه وجود داشت.

در اين صورت، آنچه اهميت فوق العاده پيدا مي كند نقش پاكستان در حمايت از تروريزم در طي ده سال گذشته بوده است. اين مسئله مورد انتقاد مقام‏ها و كارشناسان افغان قرار گرفته و انتظار آنان را از جامعه جهاني براي تحت فشار قراردان پاكستان افزايش مي‌دهد.

شكريه باركزي، ربيس كمسيون اموردفاعي ولسي جرگه مي گويد:” درجايي كه اسامه كشته شده، جايي نيست كه مناطق سرحدي باشد، اين منطقه در نزديك مقر آي اس آي (سازمان استخباراتي پاكستان) قرار داشته و دقيقاً در شهري بوده كه از بهترين امنيت برخوردار بوده است.” وي با اشاره به عملكرد تخريب‏كارانه پاكستان در حمايت از تروريزم مي افزايد:”مردم افغانستان، ده سال است كه قرباني تروريزم مي شوند، اما بالاخره امروز جامعه جهاني و ریيس جمهور امريكا پذيرفت كه اسامه در يك شهر امن در نزديكي پايتخت پاكستان زندگي مي كرده است.” اين درحالي است كه بارها گفته شده كه مركز تربيت و پناهگاه تروريزم، پاكستان بوده و بايد ايالات متحده امريكا اين كشور را زير فشار قرار دهد.

با اين حال، آيا استراتژي مبارزه با تروريزم تغيير خواهد كرد و سمت و سوي مبارزه با ترور جهت ديگري را اختيار خواهد كرد؟

مرتضوي معقتد است: “اكنون هيچ دليلي وجود ندارد كه مانع از فشار بيشتر برپاكستان نگردد. با كشته شدن بن لادن و روشن شدن پناهگاه وي ضروري است تا قدرت‏هاي مدعي مبارزه با تروريزم در منطقه، بستر اصلي ترور را با دقت و تمركز بيشتري شناسايي نموده و به از بين بردن مهره‏ها و ريشه‏هاي آن اقدام جدي نمايند.”

خبرخوش يا بد؟

به هرحال، همانگونه كه اسامه در انجام هر عمليات تروريستي بزرگ يا كوچك، دل طرفداران افراطي اش را خوش و قلب مليون‏ها انسان را جريحه دار مي كرد، مرگ وي واكنش معكوسي را در افكار عامه خلق كرد. در حالي‏كه مليون‏ها انسان در سراسر دنيا از اين حادثه خرسند بودند و شماری هم در واشنگتن و ساير شهرهاي امريكا به راهپيمايي و پايكوبي پرداختند، تعدادي از مسلمانان نيز از كشته شدن يك سركردهء مسلمان هم كيش شان ناراضي به نظر مي رسيدند.

افغانستان نيز وضعيت مشابهي داشت. درحالي‏كه عبدالله يك شهروند كابلي از مرگ يك مسلمان كمي متأثر به نظر مي رسد، محمدآصف شهروند ديگري اسامه را مظهر اسلام افراطي مي داند كه از اسلام، ترور و انتحار را به جهانيان به تصوير كشيده بود. درحالي‏كه در يك نقطه از كشور ممكن است اين خبر با ابراز تأسف اعلام شده باشد، در شهر ديگري، درباميان، بابه محسنی، سخنگوی شورای علمای آن ولايت در روز دو شنبه سوم مي، خبر کشته شدن بن لادن را از طریق موتر هایلکس که بلند گوهایی به آن نصب شده بود در “دره فولادی” به عنوان یک خبر خوش اعلام نمود. اين بدان جهت بود كه دره فولادی برای مردم بامیان خاطرات مرگ، قتل عام و فرار دسته جمعی در سال ۱۳۷۷ را که طالبان و القاعده عاملان آنها بودند به خاطر دارد.

به اين ترتيب، خبر مرگ اسامه همانگونه مرموز و خبرساز شد كه دفن وي نيز چنين گرديد. درحالي‏كه گفته مي شود جسد بي‏جان اسامه در پارچه‏هاي سفيد به قعر درياي بحيره عرب فرستاده شد، آرزوي پيروان وي برآورده نشد كه اين رهبر كاريزما داراي زيارتگاهي باشد تا حلقه‏ي عشاق وي را گرد هم آورد.

به هرحال، اكنون اسامه نيست، اما آيا جهان در نبود وي نفس آرامي خواهد كشيد؟ اين پرسش هرچند تحليل‏هاي متفاوتي را به دنبال داشت، ولي واقعيت عيني را گذشت زمان به تصوير خواهد كشيد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد