قصه زندگی

804
۱۷ جوزا ۱۳۹۳

جوانی که صنعت بوت‏ سازی را میراث پدری‏ اش می‏داند


محمدظریف رضایی، رییس شرکت تولیدی بوت تارگیت، از ۲۵ سال به این‏سو مشغول کار بوت‏ سازی است. به گفته خودش، او از دوران کودکی در کنار درس‏ هایش در یکی از کارخانه‏ های بوت‏سازی کار کرده و بوت‏سازی، شغل پدری‏اش می‏باشد.
رضایی در ولایت کابل تولد شده و تا صنف نهم در لیسه رحمان‏بابا درس خوانده است. او سپس شامل انستیتیوت تربیت بدنی گردیده و تا صنف دوازدهم آموزش دیده است.
دوران جنگ‏های داخلی اما مجال ادامه تحصیل تا صنف چهاردهم را برای این جوان نداده و با قرار گرفتن کابل در شرایط ناگوار، تحصیلات وی نیمه‏تمام باقی مانده است. او سرانجام همراه با خانواده‏اش در سال ۱۳۸۱ هجری شمسی کشور را ترک کرده و به کشورهای همسایه مهاجرت نموده است.
پیشه‏ بوت‏سازی در مهاجرت نیز به درد ظریف رضایی خورده است. او و خانواده‏اش مدت دو سال در پشاور پاکستان زندگی کرده و از طریق کار بوت‏سازی امرار حیات کرده‏اند. رضایی می‏گوید، زمانی که در پاکستان به کار بوت‏سازی شروع کرد، دست به تجارب تازه‏ای یافت؛ تجاربی که به گفته او از تفاوت‏ها در وسایل و شیوه کار در افغانستان و پاکستان ناشی می‏شد: “در  افغانستان، ما در رویه‏رسانی بوت از ماشین‏های بسیار ساده خیاطی کار می‏گرفتیم، در پاکستان وقتی رفتیم ماشین‏های جوگی و پیفباف را کار گرفتیم و دیدیم که در قدم اول بهترین ماشین‏های چرخ‏کاری و بخیه‏دوزی را آن‏ها جور کرده‏اند.”
پیشه‏وران بوت‏سازی در کشور، از لحاظ تدارک مواد خام برای ساخت بوت‏ها در تنگنا قرار دارند. ولی پاکستان و ایران از این لحاظ بهترین امکانات را برای تولیدکنندگان خود در بخش بوت‏سازی دارند. ظریف رضایی با شامل شدنش در کار بوت‏سازی در یکی از کارخانه‏های پاکستانی، تجارب بیشتری برایش حاصل می‏کند. این کسبه‏کار سابقه‏دار می‏گوید: “در پشاور با آن که ما از مواد اصلی و با کیفیت کار نمی‏گرفتیم ولی با استفاده از وسایل پیشرفته‏تری می‏توانستیم بوت‏های خوبی بسازیم و به آسانی آن را بفروشیم. در آن‏جا هیچ مشکل مواد خام وجود ندارد، ماشین‏های خوب بوت‏سازی در اختیار ما بود. فروش بوت هم خیلی خوب بود؛ چون تمام بوت‏هایی را که در آن‏جا می‏ساختیم در همان‏جا به فروش می‏رسید.”
خانواده رضایی با آوره شدن از وطن در پاکستان هم آرام نگرفته و در صدد یافتن زندگی بهتری، پاکستان را نیز ترک می‏کنند و به ایران پناه می‏برند. آن‏ها از سال ۱۳۷۳  تا ۱۳۹۱ در ایران زندگی می‏کنند.
ظریف رضایی در ایران دنبال دیگر کارها نرفته و با استفاده از کسبی که یاد گرفته است، در آن‏جا نیز به کار بوت‏سازی مشغول می‏شود. او و دیگر برادرانش که همه در کار بوت‏سازی مسلکی‏اند، در ایران موفق می‏شوند در بخش بوت‏سازی پیشرفت زیادی داشته باشند. چون ایران از لحاظ وسایل و ماشین‏آلات صنعتی از امکانات بالاتری برخوردار است، رضایی نیز می‏تواند تجارب بیشتری در عرصه بوت‏سازی حاصل کند: “وقتی در ایران به کار بوت‏سازی رفتیم، دیدیم که امکانات آن‏جا از پاکستان هم بالاتر است. در ایران به کیفیت بوت زیاد اهمیت می‏داد، در حالی که ما در پاکستان به کیفیت بوت آنقدر فکر نمی‏کردیم. از آن زمان بود که من با کیفیت چرم آشنا شدم، انواع مواد ایرانی و مواد پاکستانی را شناختم. بعد از آن به این فکر افتادم وقتی کاری را انجام می‏دهیم باید با بهترین کیفیت انجام دهیم.”
مهاجرین عمدتاً با برگشت به وطن، وسایل کاری و امکانات بیشتری را از کشورهای همسایه با خود آورده‏اند. رضایی نیز زمانی که از ایران به افغانستان می‏آید با خود وسایل کار در بخش بوت‏سازی را می‏آورد. او می‏گوید: “با آن که نتوانستم ماشین‏های بسیار پیشرفته‏ای را با خود بیاورم ولی خیلی از وسایلی را که در این‏جا یافت نمی‏شود با خود آوردم. حال تمام کارهایی را که انجام می‏دهم با استفاده از آن تجارب و آن وسایل است.”
ظریف رضایی که در سال ۱۳۹۱ به وطن برمی‏گردد، در مورد بازگشت خود می‏گوید: “ما با بسیار امید به وطن آمدیم، ولی دیدیم که اوضاع آن گونه که تبلیغات می‏شد نیست، شرایط کار و شرایط زندگی بسیار سخت است، فضل خداوند ما یک خانه پدری در کابل داشتیم و زیاد به مشکلات اقتصادی مواجه نشدیم.”
همان گونه که بزرگان گفته‏اند “نابرده رنج گنج میسر نمی‏شود”، پیدا کردن نفقه از راهای مشروع کار سخت اما بسیار آبرومندانه است. رضایی زحماتی را در زندگی متقبل شده است تا توانسته زندگی متوسطی داشته باشد. او می‏گوید: “بسیار سرگردان شدم، زحمات زیادی کشیدم تا بتوانم برای خود و فامیل خود کاری انجام دهم، اما تا حال نتوانسته‏ام برای خود زمینی بخرم یا این که خانه‏ای آباد کنم. اما همین که به زور بازو کار کرده و زندگی کرده‏ام خیلی خوشحالم.”
از نظر رضایی، کسانی که در کارخانه‏ها و یا موسسات تولیدی کار می‏کنند، وضع زندگی‏شان چندان پیشرفتی ندارد؛ زیرا دولت به صنعت‏گران توجه ندارد، اوضاع بازار طوری است که یک تولیدکننده هر چه زحمت بکشد، باز هم نمی‏تواند در مقابل اجناس خارجی رقابت کند. او دوران زندگی پدرش را مثال می‏دهد و می‏گوید: “پدرم یک بوت‏ساز بود. او به اثر سعی و تلاش توانست یک نمره زمین بگیرد و خانه آباد کند، ولی من با کار بوت‏سازی حتی به طرف زمین سیل نمی‏توانم. در گذشته کشورهای مانند تاجکستان، قزاقستان و شوروی سابق از افغانستان بوت می‏بردند، اما امروز تمام کشورها در افغانستان بوت صادر می‏کنند.”
در حالی که بازار داخلی بوت را بوت‏های خارجی آسیب زده و بوت‏های داخلی در مقایسه با بوت‏های خارجی هیچ فروش ندارد، اما رضایی می‏گوید که مشتریان خود را دارد: “مدت بیشتر از پنج سال است که در کابل بوت تولید می‏کنم. روزهای اول، روزانه چهار جوره بوت می‏ساختیم حال به ۳۰ جوره در روز رسیده است، مشتری پیدا کرده‏ایم.”
این تولیدکننده بوت از تاجران ملی کشور گلایه دارد و آن‏ها را متهم به وارد کردن اجناس بی‏کیفیت در کشور می‏سازد. او که خودش در کشورهای همسایه در کارخانه‏های بوت‏سازی کار کرده است می‏داند که بوت‏های باکیفیت نیز در آن کشورها ساخته می‏شود، اما این تاجران است که هیچ‏گاه بوت‏های باکیفیت را در کشور وارد نکرده، بلکه خراب‏ترین بوت‏ها را وارد می‏کنند، که این خود به نقص مردم است. همچنین بازار تولیدکنندگان داخلی را نیز خراب ساخته و مانع پیشرفت صنعت بوت‏سازی در کشور شده‏اند.
رضایی در کار بوت‏سازی تنها راه رقابت با بوت‏های خارجی را در این می‏داند که کیفیت بوت‏های داخلی بالا برده شود. ولی بدون شک با بالا بردن کیفیت جنس، قیمت آن نیز بالا می‏رود. در حالی که مردم افغانستان بیشترشان فقیر هستند و اجناس قیمتی را خریداری نمی‏توانند، اما رضایی می‏گوید: “بوت تولید وطنی مال غریبان است، شاید قیمت بالا داشته باشد، اما این بوت‏ها دوام دارد و کسی که بوت وطنی بخرد تا مدت‏های زیادی از خریدن بوت آرام است، در کنار آن بوت داخلی ضمانت شش ماهه نیز دارد.”
نبود مواد خام برای تولیدکنندگان داخلی نیز باعث بالا رفتن قیمت اجناس تولیدی شده است. رضایی، دولت را مورد انتقاد قرار می‏دهد که در قسمت تولید مواد خام برای کارخانه‏ها هیچ اقدامی نکرده است. در حال حاضر، کارخانه‏ها، مواد خام مورد نیاز خود را از کشورهای دیگر وارد می‏کنند و این باعث شده تا مصارف ترانسپورتی و کرایه مواد خام، بر قیمت بوت تأثیر بگذارد. اما با آن هم رضایی می‏گوید که بعضی ابتکارات دیگر را انجام می‏دهد تا کاروبار خود را رونق دهد: “ما کارهای قابل تعجب می‏کنیم؛ مثلاً، ما یک جوره “موزه” را ساخته‏ایم که ۸۵ سانتی ساقش و ۵۰ سانتی بلندی دارد، کاملاً از چرم ساخته‏ایم؛ در حالی که کشورهای همسایه این گونه نمونه‏ها را نتوانسته‏اند بسازند. بعضی ابتکارات دیگر هم در دیزاین و کیفیت بوت می‏کنیم تا کار خود را رونق دهیم.”
فرهنگ استفاده از انترنت میان کسبه‏ کاران نیز بسیار گسترده شده است. آن‏ها انواع دیزاین‏ها و نمونه‏ها را از انترنت می‏گیرند، در مورد پرطرفدارترین اجناس تحقیق می‏کنند. از این طریق، کسبه‏کاران می‏توانند در کارهای خود تغییرات آورده و با معیارهای روز خود را وفق دهند. رضایی نیز می‏گوید از انترنت به خاطر یافتن نمونه‏ها و انواع دیزاین جدید در بازار، کار می‏گیرد.
نمونه‏ هایی که در کارخانه ‏ها ساخته می‏شود، ممکن است در بازار مورد پسند جوانان و مشکل‏ پسند‏ها قرار نگیرد. از این لحاظ، رضایی دکان‏هایی را جهت نمایش بوت‏ها نیز آماده کرده و تلاش دارد تا سطح فروش بوت‏هایش بالا برود. او در عین حال که بوت می‏سازد و بالای کارگران خود در کارخانه نظارت می‏کند، به دکان‏های بوت و فروش بوت‏ ها نیز رسیدگی می‏کند. وی معتقد است که از این طریق بهتر با سلیقه‏ها و علاقمندی خریداران آشنا شده و می‏تواند، بوت‏هایی بسازد که بیشترین فروش را داشته باشد.
گاهی در دنیای کارگری و کارخانه‏ ها اشباهات، کم کاری‏ ها، حق‏ تلفی‏ ها و از مجبوریت کارگران استفاده ‏جویی نیز صورت می‏گیرد. اما رضایی که خودش کارفرما و رییس یکی از شرکت ‏های بوت‏ سازی است، به این نظر می‏باشد که بهتر است روابط کارمندان با استادشان و یا رییس ‏شان دوستانه باشد؛ طوری که علاقمندی شاگردان به کار و پیشرفت کارخانه و شرکت از بین نرود: “خودم دوران شاگردی را گذرانده‏ام، می‏دانم که شاگرد به خاطر یاد گرفتن کار و در کنارش حق ‏الزحمه خود مجبور است هر گونه توهین، تحقیر و مشکلات را تحمل کند. ولی من هیچ وقت آن‏ها را توهین نمی‏کنم، کار هم که می‏کنند در مقابل هر جوره بوت، مزد می‏گیرند.”

به اشتراک بگذارید

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد