تحلیل و دیدگاه

1508
۱۲ حمل ۱۳۹۶
نویسنده: خلیل ماندگار

افزایش آتش‎آوران جنگ افغانستان


نظامیان وابسته به گروه طالبان به عنوان عناصر اصلی سازمان‎دهنده‎ جنگ و مجریان نبرد جاری کشور، پیش از این تنها از یک پشتوانه‎ خارجی برخوردار بودند و آن اسلام‎آباد و حکومت پاکستان بود. با گذشت زمان و تشدید جنگ نیابتی در کشور، دولت‎های دیگـری نیــز وارد ایــن کاروزار گردیده و دست مســاعـدت به مخــالفـان مسلح، به خصوص گروه طالبان، بلند کردند. ایران و روسیه، متحدان منطقه‎یی که خویشتن را پیروز میدان کاروزار سوریه می‎دانند، در افغانستان نیز دست‎درازی نموده و به تجهیز، سازمان‎دهی و آموزش مخالفان مسلح دولت، به خصوص نظامیان موسوم به طالبان، می‎پردازند. پیش از این، چنین دخالت در پرده‎ ابهام و انکار قرار داشت، ولی در سال گذشته همه چیز روشن شد و مقام‎های تهران و مسکو با صراحت تمام از رابطه شان با گروه طالبان پرده برداشتند.
به مرور زمان روشن شد که مسکو با همدستی تهران در صدد مقابله‎ سیاسی و اعمال فشار بر رقیب سیاسی- نظامی جدی شان امریکا و متحدان غربی آن در افغانستان است. جور این جدال نافرجام میان این کشورها اما نصیب مردم افغانستان شده و تهران و مسکو به جای رقابت مستقیم با امریکا، هیزم جنگ ویرانگر افغانستان را فراهم می‎کنند.
پس از اصرار دولت افغانستان بر رابطه‎ روسیه با طالبان و انکار دولت مسکو، دولت‎مردان روسیه سعی کردند تا از سیاست صلح‎جویی دولت کابل استفاده‎جویی نموده و نیت مداخله‎جویانه شان را با شگرد دیگری آشکار کردند. مسوولان این کشور گفتند که حاضر به همکاری در روند صلح افغانستان هستند. حکومت وحدت ملی نیز به نشانه‎ حسن نیت، صلاح‎الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه، را به مسکو فرستاد تا زمینه‎ و نشانه‎ همکاری‎اش را نشان داده و ثابت سازد که کابل، دست هرکسی را که در راستای مساعدت به پروسه‎ صلح بلند شود، خواهد فشرد.
اما آنچه شواهد موجود و سوابق فکری گروه طالبان نشان می‎دهد که اطاعت‎پذیری این گروه به دلایل مختلف از مسکو قابل توجه نبوده و باز کردن حساب روی این ورق سیاسی، کار مطلوبی نخواهد بود. زیرا از یک‎سو گروه طالبان به صورت عمده یک ساختار ایدئولوژیک دارد و حکومت ولادیمیر پوتین توانایی نفوذ در لایه‎های فکری این گروه را نخواهد داشت. این گروه شاید برای باج‎گیری در جبهه‎های نبرد و پیش‎برد اهداف جنگی شان از روسیه کمک‎هایی دریافت کند، ولی تسلیم شدن آن‎ها در عرصه‎ سیاسی به دولتی‎که سابقه‎ خصمانه با ایدئولوژی اسلامی دارد، قابل باور نمی‎باشد.
دلیل دومی که ثابت می‎سازد روسیه شریک سیاسی خوبی در روند مذاکره نخواهد بود آن است که این کشور همانند سایر حامیان مخالفان مسلح افغانستان، نیت صادقانه و عملکرد شفافی در این حوزه نداشته است. برگزاری نشست سه جانبه در مسکو، بدون این که رضایت و نقش دولت کابل را با خود داشته باشد، به خوبی گواه این مسأله می‎باشد. مشابه این وضعیت برای ایران نیز قابل تصور است. زیرا این کشور نه نفوذ معنوی روی طالبان دارد و نه هم نیت نیک اندیشانه نسبت به ساختار سیاسی کابل که تحت حمایت کشورهای غربی قرار دارد. تنها احتمال موجود این است که تهران و مسکو با اهداف سوء و نیت شوم وارد این قضیه شده و قصد گل‎آلود کردن آب توفانی افغانستان را دارند تا ماهی مقصود شان را صید کنند.
بنابراین، نگرانی عمده این است که کاخ کرملین و حکومت تهران، پاکستان دیگری در عرصه‎ جنگ و صلح افغانستان شده و به جای رونق بخشیدن به مذاکرات صلح، این پروسه را پیچیده‎تر ساخته و به یک باج‎گیر سیاسی دیگری مبدل کنند. رفع چنین نگرانی اما رایزنی سازنده و حضور قوی نمایندگان افغانستان در تعامل با روسیه و همتایان این کشور را لازم دارد که باید در دستور کار هیأت مذاکره کننده و سایر گروه‎های مسوول در این عرصه قرار گیرد.
با این حساب، احتمال این که صحنه‎ جنگ و صلح افغانستان پیچیده‎تر و کار دولت کابل در هر دو عرصه سخت‎تر شود قابل تصور است. زیرا امروزه در جمع بازیگران میدان جنگ نیابتی در افغانستان، در کنار هند و پاکستان، کشورهای دیگری از جمله روسیه و ایران نیز وارد شده‎اند. کار در چنین وضعیتی، نیازمند تلاش‎های بی‎شائبه، جدی و جمعی افغانستان و حامیان بین‎المللی آن می‎باشد. رایزنی در این خصوص، ظاهر شدن قوی افغانستان در صحنه‎ جنگ و میدان مذاکره را طلب دارد که بدون پشتیبانی کشورهای حامی آن نه تنها دشوار، بلکه دست نیافتنی است.

به اشتراک بگذارید

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد