سیاسی

73
۲۶ جوزا ۱۳۹۳

آیا نامزد بازنده، نتیجه انتخابات را می ‏پذیرد؟

تیم‏ های رقیب در جریان مبارزات انتخاباتی با ارائه سخنان زننده و حمله بر یکدیگر، زمینه آن را فراهم کردند که احساس شود هر دو جناح ظرفیت تحمل پیروزی رقیب و بازندگی خود در انتخابات را ندارند. آن‏ها پیش از برگزاری انتخابات، اخطار می ‏دادند که نتایج این پروسه را در صورتی که به زیان ‏شان باشد، نمی ‏پذیرند؛ در حالی که پذیرفتن نتایج انتخابات عمده‌‏ترین اصل در مبارزات انتخاباتی به حساب می‏ آید.
البته هر دو نامزد در کمپاین ‏های انتخاباتی خود دست به هر گونه تلاشی زدند و برای جلب توجه رأی‏ دهندگان وعده‏ های زیادی نیز سپردند. آن‏ها برای مردم نوید دادند که به یکایک خواسته ‏های‏ شان رسیدگی خواهند کرد. مسأله تأمین صلح و امنیت از جمله وعده‏ هایی بود که هر دو نامزد بالای آن تأکید زیاد داشتند و به مردم تعهد سپردند که این خواسته‏ های مردم را در صورت پیروزی در انتخابات، برآورده می ‏سازند.
اما اکنون که زمان پیاده شدن این تعهدات نزدیک شده و ضرورت است که نامزدان به خواسته‏ ها و مطالبات مردم پاسخ عملی ارائه کنند، پرسشی به میان می‏آید که آیا نامزدان پس از اعلام نتایج انتخابات در ۳۱ ماه سرطان، به تعهدات‏ شان عمل خواهند کرد؟ آیا نامزد بازنده انتخابات که دم از پای‏ بندی به آرا و خواسته‏های مردم می‏زد و خود را خادم ملت معرفی می‏کرد، نتایج انتخابات را که حاصل تصمیم مردم می‏باشد، خواهد پذیرفت؟ هرچند، برنامه ‏ریزی نامزدان انتخابات برای پیروزی در رقابت‏های انتخاباتی و آینده کشور یک امر کاملاً مثبت تلقی می‏شود، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که آن‏ ها پس از اعلام نتایج این پروسه همچنان به برنامه‏ ها و تعهدات ‏شان در برابر مردم پای ‏بند بمانند.

پذیرفتن نتایج انتخابات
هر دو نامزد از برنده بودن خود در دور دوم انتخابات خبر داده اند، البته طبیعی است که هر شخصی به امید برنده شدن در هرگونه رقابتی اشتراک می کند. اما روح رقابت های انتخاباتی طوری نیست که نامزدان هرکدام برنده شدن در انتخابات را حق خود اعلان کنند، یا این که آشکارا بیان نمایند که به هیچ وجه شکست را نمی ‏پذیرند.
کارشناسان به این نظر هستند که در قدم اول وظیفه نهادهای مسوول برگزاری انتخابات به خصوص کمسیون مستقل انتخابات و مسوولین امنیتی است که تمام تلاش‏های خود را در راستای تأمین شفافیت انتخابات و رسیدگی عادلانه به شکایت‏ها و تخطی‏های انتخاباتی به خرج دهند. اسدالله رادمند، کارشناس مسایل حقوقی، معتقد است که هرچند در افغانستان فرهنگ پذیرش و کنار آمدن با مسایل با ابهام و تردید‏هایی همراه است، اما از این که مردم در شرایط فعلی پذیرش و تحمل بحران سیاسی و یا جنگ را ندارند، نامزدان نباید مردم را به شورش بکشانند: “من بعید می‏دانم که وابستگی‏ها به حلقات تیمی چنان باشد، که مردم برای بار دیگر خانه‏های‏شان را آشیانه مرغان سازند. با یک نظراندازی به هر دو جانب، می‏توان گفت که تشنگی شدیدی برای رسیدن به قدرت از سوی هرکدام این تیم‏ها احساس می‏شود. با این وصف، امکان ناامن شدن وضعیت افغانستان بعد از انتخابات بازهم بستگی به مردم دارد. مردم می‏توانند آن گونه که از طریق انتخابات به جنگ نه گفتند، در صورت عدم پذیرش نتایج انتخابات از سوی نامزد بازنده و تلاش وی به تحریک مردم برای جنگ و اغتشاش نیز نه بگویند.”
اشتراک در پروسه‏های دموکراتیک به ویژه انتخابات، با استفاده از ویژگی‏های نظام دموکراسی، همیشه یکی از راه‏های رشد جامعه مدنی حساب شده است. ولی اصول دموکراسی ایجاب می کند که در ختم مبارزات انتخاباتی و پایان پروسه انتخابات، جناح‏های رقیب جرأت پذیرفتن نتایج انتخابات را نیز داشته باشند. البته در دور اول انتخابات ریاست‏جمهوری و شوراهای ولایتی با وجودی که نسبت به شفافیت انتخابات انتقادهای شدیدی از سوی نامزدان پیشتاز مطرح شده بود، اما آن‏ها، این جرأت را از خود نشان دادند که بدون ایجاد تنش برای دور دوم انتخابات آمادگی بگیرند. دیده شد که به طور شگفت‌آوری  پس از انتخابات، جناح‌های سیاسی از هر نوع تنش‌آفرینی پرهیز کرده و به صورت مسالمت‌آمیز در مورد مسایل انتخابات و از جمله مشکلات کمیسون‏های انتحاباتی سخن گفتند.
حال که دور دوم انتخابات سپری شد، واکنش‏ها در برابر نتایج آن، فرهنگ واقعی تحمل و همدیگرپذیری را در جامعه افغانستان برملا می‏سازد. دیده شود که در این دور، نامزد بازنده تا چه حدی می‏تواند جرأت پذیرفتن پیروزی رقیب خود را داشته باشد. اگرچه نباید فراموش کرد که هرگونه اعتراضات و انتقاداتی که نسبت به پروسه انتخابات وجود داشته باشد حق نامزدان است که آن را مطرح کنند. اما فعالان مدنی هرگونه انتقاداتی را که ناشی
از برتری‏جویی‏های قومی و حساسیت‏های سمتی باشد مربوط به پروسه انتخابات ندانسته، بلکه ناشی از طبیعت سیاست در جامعه سنتی افغانستان می‏دانند.
حمیرا قادری، شاعر و نویسنده، به این نظر است که موضع‏گیری‏های قومی و قبیلوی در کشور باعث شده است در انتخابات نیز نامزدان تیم‏های‏شان را بر این اصل تشکیل دهند. او تصریح می کند که اگرچه مشارکت اقوام در تشکیل حکومت کار خوبی است، اما دیده می‏شود که این کار باعث شده است حتی برتری‏جویی‏هایی نیز توسط اشخاص از آدرس قومی صورت گیرد: “سیاست‌های سنتی که در این دهه اخیر به صورت فرهنگ سیاسی درآمده است، تبدیل به مشکلی شده بر علاوه دیگر مشکلات. سیاست‎های سنتی قابلیت جنگ‏آفرینی دارد. امکان دارد نوع این جنگ‌ها سرد باشد اما در نهایت در کشورهایی که سیاست‏مدارانش مشق حوصله‏مندی کمتر داشته‎اند، می‎تواند به جنگ‎های گرم فراگیر تبدیل شود. نمونه این سنت سیاست‌ها هرم قومی کاندیداهای ریاست‏جمهوری است. بر اساس این هرم‌ها و نوع نگاه سیاست‏مداران، شایسته‏سالاری در میدان بسیار محدود تمرین خواهد شد و تعداد کثیری از شایستگان این سرزمین جزء ناراضیان اجتماعی باقی خواهند ماند.”

مشارکت در حکومت آینده
از ابتدای حکومت حامدکرزی تا امروز به مشارکت اقوام و احزاب جهادی در حکومت ارج گذاشته شده است. رییس جمهور کرزی پس از اعلام نتایج انتخابات ۱۶ حمل تلاش کرد که دو نامزد پیشتاز را نیز در این مورد متقاعد بسازد تا متوجه مشارکت اقوام در حکومت آینده باشند. وی بدین منظور، نشستی را نیز در ارگ ریاست‏جمهوری میان دو نامزد پیشتاز ترتیب داد. سپس دیده شد مهره‏های که از سوی رییس کرزی در دور اول انتخابات نقش بازی می‏کردند، در دور دوم هر کدام با یکی از نامزدان یک‏جا شدند. زلمی رسول، نامزد مورد حمایت رییس جمهور کرزی، از داکتر عبدالله عبدالله در دور دوم انتخابات ریاست‏جمهوری حمایت خود را اعلان کرد، همچنین قیوم کرزی با وجودی که در انتخابات دور اول به نفع زلمی رسول از رقابت کنار رفته بود، اما این بار حمایت خود را از اشرف‏غنی احمدزی اعلام نمود. شواهد نشان می‏دهد، حکومت مشارکتی که یکی از روش‏های حامدکرزی در آرام ساختن مردم شناخته شده است، کم کم برای نامزدان این دور نیز دیکته می‏شود. اما با وجود این یارگیری‏های سیاسی و قومی تا اکنون این سوال وجود دارد که در صورت برنده شدن یکی از نامزدان پست ریاست‏جمهوری که یک امر حتمی است، آیا تیم بازنده یا تیم رقیب نیز در حکومت آینده سهیم می‏شود؟
محمود صيقل، صاحب نظر، تأکید می‏دارد هر تیمی که برنده انتخابات باشد، ناگزیر است تیم حریف خود را در تشکیل حکومت آینده بپذیرد: “هر انتخاباتی که در هر کشوری برگزار می‌شود، یک جناح برنده و یک جناح بازنده دارد. رییس‏جمهوری آینده مجبور است تیم خود و تیم بازنده را متقاعد سازد که رییس‏جمهور همه‏ است. فکر می‎کنم در کشوری ما این یک امر مهم است که در آن وحدت مردم تأمین شود.”
از سوی دیگر، مردم از انتخابات استقبال کرده و با وجود هرگونه تهدیدات امنیتی رأی خود را به کار بردند، حال در انتظار آن هستند که نتیجه بهتری از انتخابات بگیرند. حتی برای جمعی از اشتراک‏کنندگان انتخابات، پیروزی یکی از نامزدان شرط اول نبود، بلکه برگزاری موفقانه انتخابات و حمایت از صلح و آرامی در کشور برای آن‏ها اهمیت داشت.
بدین اساس راضی ساختن جناح‏های مختلف در حکومت آینده شرط موفقیت آن حکومت حساب می‏شود. بعضی کارشناسان در شرایط کنونی کشور، آرام ساختن تیم بازنده انتخابات را ضروری دانسته و معتقدند که عدم مشارکت تیم بازنده ازعمده‏ترین مشکل ها در پیش روی رییس‏جمهور آینده قلمداد می‏شود. حفیظ عمادی،  پژوهشگر افغان در امریکا، در یکی از نوشته‏های خود، در کنار راضی ساختن تیم رقیب توسط رییس‏جمهور آینده، راضی نگه داشتن رییس‏جمهور فعلی کشور را نیز مهم می‏داند: “برای اغلب مردم، نامزدان انتخابات ریاست‏جمهوری، دو روی یک سکه اند؛ چون مردم با سیاست آن‏ها آشنا می‏باشند. مردم به خاطر حمایت از پروسه انتخابات به یکی از این نامزدان رأی داده اند؛ مهم نیست که چه کسی برنده می‎شود. در ابتدا این سوال مطرح است که آیا رییس جمهورکرزی تصمیم دارد در پشت صحنه قدرت افغانستان بعد از ختم ریاست‏جمهوری‏اش باقی بماند؟ یکی از مشکلات پیش روی رییس‏جمهور آینده این خواهد بود که چطور با رییس‏جمهور کنونی کنار بیاید.”
با آن که تیم داکتر عبدالله عبدالله تا اکنون در زمینه تشکیل حکومت آینده از مشارکت با تیم داکتر اشرف‏غنی احمدزی چیزی نگفته است، اما گاه گاهی دیده شده که تیم اشرف‏غنی احمد‏زی تمایل دارد در تشکیل حکومت آینده با تیم داکترعبدالله توافق کند.

خواسته اصلی مردم
در طول دوره ‏های کمپاین و مبارزات انتخاباتی نامزدان، فعالان مدنی و کارشناسان مسایل سیاسی و اجتماعی تأکید داشتند که نامزدان باید موضع خود را در قبال امنیت و صلح و ثبات دایمی در کشور واضع سازند. نامزدان نیز هرکدام از صلح و ثبات در کشور صحبت کرده و وعده سپردند که در راستای امنیت قدم‏های جدی برمی‏دارند. با توجه به اهمیت امنیت و آرامش در کشور، تهدیداتی نیز از سوی اعضای تیم نامزدان ریاست‏جمهوری در صورت ناکامی آن‏ها صورت گرفت.
از سوی دیگر، در کنار آن که تعدادی از رأی‏ دهندگان به حمایت از نامزدان مورد علاقه خود رأی می‏دادند ولی جمعی دیگر رأی‏دهندگان به استقبال از انتخابات و اصول و ارزش‏های دموکراسی رأی دادند. از نظر آن‏ها، نامزدان نتوانستند برتری خاص خود را نسبت به رقیبش ثابت سازند. اما دلیل اصلی اشتراک این رأی‏دهندگان، پایدار شدن دموکراسی و آمدن صلح و ثبات در کشور بوده است. داکتر عبدالله قلندری که در شفاخانه مرکز دایکندی کار می کند، نظرش را چنین می‏گوید: “من به خاطر یکی از نامزدان به انتخابات اشتراک نکرده بودم بلکه به خاطر نهادینه شدن فرهنگ انتخابات و انتقال مسالمت‏آمیز قدرت از یک شخص به شخص دیگر اشتراک کردم. شاید دلیل دوم رأی دادنم برنامه‏های یکی از نامزدان ریاست‏جمهوری باشد، ولی می‏دانم که این وعده‏ها جامه عمل نمی‏پوشد.”
صلح و ثبات آرزوی تمام مردم افغانستان است. بدین اساس، در صورتی که یکی از نامزدان ریاست‏ جمهوری بخواهد، نتایج انتخابات را نپذیرد و دست به اقدامات غیرقانونی بزند، این خود باعث بی‏ثبات شدن اوضاع شده و خواسته اصلی کسانی که به خاطر صلح و ثبات به انتخابات اشتراک کرده بودند، یایمال خواهد شد. داكتر محمدحيدر، فعال مدنی در كابل، می‏گويد: “فرهنگ و منطق سیاسی و منافع علیای کشور ایجاب می کند تیم که موفق نشد باید برای تیم موفق تبریک گفته و در جهت آبادی کشور از هیچ نوع کمک و همکاری به تیم موفق دریغ نکند.”
پروسه انتخابات ۱۶ حمل و انتخابات ۲۴ جوزا از نظر کارشناسان و ناظران بین ‏المللی  نسبت به دوره ‏های گذشته بهتر پنداشته می‏شود. یکی از نکات مثبت این دو انتخابات در این است که کمسیون‏های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی که مسوولیت مدیریت این پروسه را به عهده داشت، بر اساس یک قانون تشکیل شده است. از سوی دیگر، شرکت گسترده مردم، مشروعیت بیشتری به این انتخابات داد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد