تحلیل

57
۱۲ عقرب ۱۳۸۸
نویسنده:

کاهش مرگ و میر مادران

زنان که کمی بیش از نیم نفوس کشور ما را می سازند، بیشترین بار مشکلات زندگی خانواده ها را به دوش میکشند و ازین بابت نسبت به مردان به شدت ضربه پذیرتر اند. زنان علاوه بر تحمل مشکلات گوناگون اجتماعی، مشکل ولادت هایي که ۹۰ درصد آن به شکل بدوی و قرون وسطایی و بدون کلینيک، داکتر و قابله صورت میگیرد و جان تعداد زیاد شان گرفته میشود را نیز به دوش میکشند.

آمار نشان میدهد که همین اکنون در افغانستان روزانه بیش از ۴۴ مادر در جریان ولادت جانهای شانرا می بازند، پس هر ولادت برای هرمادر در وطن ما مرگی به حساب می آید؛ درحالیکه در بسیاری از کشورهای جهان، رقم مرگ و میر مادران بر زایمان  صفرشده است. درین میان هفتۀ گذشته، مسوولان صحی ولایت تخار در تالقان اعلان کردند که در اثر کوشش و تلاش آنان، مرگ و میر بر ولادت ها تا حدی مهار شده و نود درصد کاهش یافته است که میتواند نوید خوبی برای مادرانی باشد که درین ولایت زندگی می کنند.

دلایل بسیاری وجود دارد که چرا مادران افغان، شکار ولادت های غیرعلمی میگردند که اگرکمبودهای آن مرفوع نگردند، ممکن نیست به این غایلۀ دردناک پایان داد. اولین دلیل این مرگ ها، بیتفاوتی مردان در مورد دوران بارداری زنان شان میباشد که نه خود توجه میکنند و نه به زنان شان اجازه میدهند که به مراکز صحی سر بزنند و مشکلات بارداری شانرا با داکتران و قابله های با تجربه در میان بگذارند؛ زیرا علم طب حکم میکند که هر زن باردار در نُه ماه حاملگی، باید حداقل ماه یکبار نزد داکتر ولادی رفته و از صحت خود و طفل در بطنش اطمینان حاصل نماید و دساتیر لازم را بگیرد؛ اما هزاران زن باردار، همین اکنون در کشور ما هستند که نه تنها در یک ولادت که در هیچ ولادتی، نزد داکتر نرفته و فقط به دایه های سنتی که کوچکترین درکی از علم طب ندارند، مراجعه میکنند و حیات خود و طفل شان را به آنان تسلیم می نمایند؛ در صورتی که مردی بخواهد زن باردارش را به داکتری نشان دهد، متاسفانه در بسیاری از نقاط کشور به کلینيک، داکتر و قابله دسترسی نداشته و به علت فقر مفرط، قادر به مراجعه کردن به مراکز صحی شهری نیستند؛ بگذریم ازاینکه بی امنیتی و فضای جنگی کشور ما، این امکان را بیشتر ازاین مادران می گیرد.

از جائیکه ۸۰ درصد مردم افغانستان در فقر و بدبختی زندگی میکنند و زنان چنین خانواده هایی، شریک اول فقر این خانواده هایند، مجبور میباشند که در کنار شوهران شان به انجام کارهای شاقه دست بزنند و  درین مورد برای زنان باردار استثنایي وجود ندارد. این زنان کارهایي چون قالین بافی، کار در مزرعه، مالداري و غیره را انجام داده، پیوسته به بلند نمودن بارهای نسبتاً سنگینی می پردازند و به این صورت بارداری آنان، حالت غیرطبیعی و غیرنورمال را به خود گرفته و چون دسترسی به کلینيک ندارند، با همان حالت غیرنورمال ولادت میکنند که منجر به مرگ شان میگردد؛ درحالیکه اگر قبل از رسیدن وقت ولادت نزد داکتر بروند، مطمئناً طفل شان را اول به حالت نورمال در می آورند و بطور طبیعی و نورمال ولادت میدهند، و در صورتی که تمام راه های چنین ولادت های نورمالی از میان رفته باشد، به آسانی او را جراحی کرده و از مرگ مادر و طفل جلوگیری به عمل می آید؛ کاریکه در کشورهای نیمه پیشرفته، بسیار عادی و لازمی بوده اما در ملک ما تا هنوز همان سنت های غیرعلمی دامنگیر اکثریت خانواده ها میباشد.

در کشور ما نسل اندرنسل، دایه های بدوی و قرون وسطایی به ولادت دادن زنان باردار دست می زنند که عواقب به شدت ناگواری به بار می آورند. این زنان که مخصوصاً به اصل تعقیم دست ها و وسایلی که درین جریان با آنها کار میکنند، نه ضرورت آنرا درک میکنند و نه به آن باور دارند، بزودی زنان و اطفال نوزاد را مصاب به امراض مکروبی خطرناک و لاعلاجی چون تیتانوس کرده، جان طفل و مادر را می گیرند و گاه این دایه ها زنانی که به کلینیک های طفل و مادر مراجعه میکنند را مسخره کرده، با این اتهام جاهلانه که گویا این زن نازدانه شده و پدر و پدرکلان خود را فراموش کرده، آنان را از رفتن به کلينیک بازمیدارند و شوهران جاهل آنانرا تحریک مي كنند تا از رفتن زنان شان به کلينیک ها جلوگیری نمایند و به این ترتیب، تنور کار خود را گرم نگهميدارند.

 برخی از زنان و مردان بیسواد، با شناختن چند دوای ولادی و آشنایی با نام آنها، بدون اینکه بدانند یک خانم در حالات زایمان به چه همکاری های فزیکی و دارویی خاصی ضرورت دارد، این دواها را  به مادران زرق کرده که گاه به حیات آنان پایان میدهند و کسی هم پرسان  نمی کند که زندگی این زن مظلوم، چرا فدای جهالت های فلان زن و یا مرد کاسبکار شد!

با توجه به موارد بالا و برخوردهای غیرعلمی در جریان زایمان مادران، ولایات دیگر نیز باید از تجارب کار داکترانی که در تخار به این موفقیت رسیده اند و گراف مرگ و میر مادران بر ولادت را درین ولایت نود درصد کاهش داده اند، بیاموزند و تلاش های آنها را سرمشق قراردهند تا مادران  دیگر را نیز به چنین نعمتی برسانند.

درین میان، نقش وزارت صحت کشور و سهولت هایي که برای این ولایت مهیا کرده را نیز نباید نادیده گرفت. این وزارت، باید چنین موفقیتی را نباید صرف در تخار میخکوب نماید و آنرا به سایر ولایات تعمیم ندهد؛ این از ضروری ترین کارهای این وزارت است که مطمئناً به آن توجه خواهد کرد و در نتیجه چنین کاهشی در مرگ و میر تمام مادران بر زایمان ما به وجود خواهد آمد.          

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد