سیاسی

81
۶ جوزا ۱۳۹۷
نویسنده: کلیدگروپ

کلیددار جنگ جاری کیست؟

این روزها بار دیگر شعله‎ جنگ در کشور تیزتر از روزها و ماه‎های گذشته زبانه کشیده و شرایط دشواری را به شهروندان کشور تحمیل کرده است. این وضعیت منحصر به یک منطقه، یک ولایت یا یک شهر و ده خاصی نیست و آن گونه که بارها در فضای اجتماعی و اظهارات مردم مشاهده می‎شود، به راستی که “هیچ جایی امن نیست”. اگر بخشی از ولایت فراه سقوط کرد یا غزنی در معرض چنین تهدیدی قرار دارد، ولایت‎های جنوبی، شمالی و پایتخت نیز حالت بهتری ندارند. اگر در ولایت‌های ناامن، خطر حمله و تهاجم وجود دارد، پایتخت و شهرهای امن در معرض هرگونه حمله انتحاری و انفجاری قرار دارند.

آنچه مسلم است و آگاهان امور نیز بر آن تأکید دارند این است که جنگ جاری در افغانستان با گذشت هر روز جنبه‎ نیابتی جدی‌تری به خود گرفته و دست‎ کشورهای همجوار و قدرت‎هایی که به نحوی دچار تضاد منافع در افغانستان و پیرامون آن هستند، درازتر از پیش در افغانستان قابل مشاهده است. در این سوی قضیه اما کم‎تر کشوری است که صادقانه پرچم‎دار صلح بوده و بستری را برای آشتی ملی در افغانستان فراهم سازد؛ بستری‎ که حاصل آن صلح بین‎الافغانی بوده و این مقصود بدون هیچ غرضی برآورده شود.

 

جنگ نیابتی

آنچه مسلم است اینکه پرده‎برداری و افشای نقش مخرب روسیه با همدستی ایران در حمایت از طالبان و قرار گرفتن این دو کشور در کنار پاکستان،‌ روز به روز به یک حرف جدی مقام‎های محلی و مرکزی کشور مبدل شده و جزئی از گفتمان جاری جنگ و صلح افغانستان می‎شود. میزان حضور، سلاح و تجهیزات و مصارف هنگفت مخالفان مسلح نیز بیانگر این حقیقت است که دست‌های توانمند نظامی و اقتصادی از خارج کشور در پشت این جبهه شکست‎ناپذیر قرار دارد. زیرا براساس تحقیقی که موسسه برابری برای صلح و دموکراسی چندی پیش انجام داده بود، هزینه‎ یک روز جنگ در افغانستان ۲۴ملیون دالر و هزینه یک سال آن در حدود ۹ملیارد دالر بوده است. نتایج این تحقیق براساس گزارش‌های امنیتی، مهاجرت، صحت، آموزش، معلولیت و هزینه تخریب زیرساخت‌ها و تأثیراتی که جنگ بر کارهای توسعه‌ای در کشور دارد، برآورد شده‌ است. اما بخشی از این هزینه نیز متوجه مخالفان می‌شود. مصرف تجهیزات، تداوی و اکمالات آن‎ها، امری نیست که توسط خود این گروه‎ها قابل تأمین بوده و یا حتا از طریق قاچاق مواد مخدر و… به دست آید.

در این میان، انگشت اتهام علاوه بر پاکستان، به سوی ایران و روسیه نیز بلند است. به باور آگاهان، گسترش سیطره‏ غرب باعث شد که روسیه طی سالیان اخیر، یک‏بار دیگر نقش نظاره‏گری صرف در افغانستان را کنار بگذارد و به تحرکات جدید خود بپردازد. ایران نیز انگیزه‌های متعددی برای دخالت در افغانستان دارد. این کشور با استفاده از نفوذ و دسترسی فزیکی به خاک افغانستان، زمینه‎ پیاده کردن نقشه‎ مداخله‏جویانه‎اش را مهیا می‎کند.

فرشته شهاب، فعال مدنی، معتقد است که “سهم گرفتن روسیه در بازسازی افغانستان یکی از نقش‏های نوین این کشور در سیاست افغانستان به شمار می‏رود. بخشش قرضه‏هایی به افغانستان گام دیگری در ایجاد روابط میان این دو کشور بود. فروش و کمک طیاره‎های جنگی و آمادگی برای مبارزه با تروریزم در افغانستان از موارد دیگری بود که نشان می‎دهد روسیه نیز در مسایل افغانستان بی‎طرف نخواهد ماند. این امر هم به دلیل آن است که روسیه از تماشاچی بودن صرف در افغانستان خرسند نیست و هم اینکه معتقد است امریکا به صدور تروریزم از افغانستان به کشورهای آسیای میانه و روسیه می‌پردازد.”

در این میان، دخالت روسیه پس از امضای پیمان امنیتی افغانستان و امریکا و استقرار دایمی نظامیان این کشور شدیدتر شد. به اعتقاد نورآغا حبیبی، روزنامه‎نگار و تحلیل‎گر مسایل سیاسی، “مسأله‏ پایگاه  و امضای پیمان افغانستان و امریکا برای روسیه یک مسأله‏ حیاتی و حساس تلقی شد؛ چرا که فکر می‏کرد این موضوع می‏تواند تهدیدی برای امنیت روسیه به حساب آید. از این جهت روسیه همواره در حال نظاره و رصد این موضوع می‏باشد و تلاش می‏کند تا روابط خود را با افغانستان بیشتر از پیش بهبود بخشد. جنبه‎ حساس و خطرناک نقش روسیه اما استفاده از پوتانسیل طالبان برای مبارزه با آنچه داعش خوانده می‎شود، است. زیرا روسیه فکر می‎کند که داعش یک طرح غربی برای گسترش خشونت در آسیای میانه و حوزه نفوذ مسکو است.”

 

ایران در فراه

آنچه روشن است اینکه با شش برابر شدن تقاضای آب پس از  قرن بيست، هيچ گشايشی بر سر مسایل مربوط به آب‌های مرزی حاصل نشده و همين امر سبب گرديده تا عده‌ای از کارشناسان پيش‌بينی کنند که جنگ‌‌های قرن ۲۱ بر سر آب خواهد بود. صندوق جمعيت ملل متحد گزارش داده است که طی هفتاد سال گذشته جمعيت جهان ۳ برابر و مصرف آب در جهان ۶ برابر شده است. سالانه به جمعيت جهان حدود ۷۵ مليون نفر افزوده می‌شود و پيش‎بينی شده است که جمعيت کشور‌‌های توسعه‎نيافته و کم‌تر توسعه‎يافته تا سال ۲۰۵۰ از رشد ۳۰۰ درصدی فراتر خواهد رفت. این مسأله در خصوص منطقه و افغانستان نیز به خوبی صدق می‎کند. به خصوص اینکه افغانستان به لحاظ داشتن منابع آبی شیرین و آب‎های جاری، غنی‎تر از سایر کشورها بوده و با برخی کشورها از جمله ایران، توافقنامه‎ای هم دارد.

سمیر بدرود، کارشناس سیاسی و آگاه امور، معتقد است که “مشکل ما در خصوص قرارداد ایران و افغانستان درمورد دو دریا است؛ اولی دریای هریرود است که در خصوص آن قرارداد مشخصی وجود ندارد، ولی در  مورد دریای هلمند، قرارداد معینی وجود دارد. لذا زمینه‌ بحث حقوقی و همچنان ایجاد مشکل بر سر آب دریای هریرود منتفی است و تنها نقطه‌ مشکل‎زای آبی افغانستان، آب هلمند می‎باشد.”

ایران مدعی است که حق‎آبه این کشور از دریای هلمند کاهش یافته و با خشک شدن دریاچه هامون، بحران جدی در حوزه تحت پوشش آب سرازیر شده از افغانستان شکل خواهد گرفت. به همین دلیل چندی پیش مقام‎های آن کشور گفتند که اگر این مسأله از جانب افغانستان جدی گرفته نشود، ایران دست به اقدامات عملی و متقابل خواهد زد. پاسخ افغانستان اما این بود که “ما هیچ‎گونه تأسیسات و منابع نداریم تا مانع سرازیر شدن آب به ایران شویم، بلکه در مجموع خشک‎‌سالی‎های اخیر موجب کم‎آبی و کاهش آب دریای هلمند شده است.”

همین موارد باعث شده است تا مقام‎های محلی فراه همواره از دخالت این کشور شاکی بوده و در آخرین مورد که شاهد تهاجم گسترده مخالفان مسلح دولت بود نیز شائبه‎ نفوذ و حمایت ایران در این تهاجم بعید از تصور نبود. این مسأله پیش از این نیز مطرح شده بود. با تشدید وخامت اوضاع امنیتی فراه، بسیاری از مسوولان محلی فریاد انتقاد از حکومت بلند کردند، ولی گوش کسی قرضدار شنیدن این حرف‎ها نبود و حکومت نیز آن را آنگونه که باید جدی نگرفت.

درست یک‌سال پیش بود که سرور عثمانی فراهی، عضو ولسی جرگه، اظهار داشت: “حکومت چرا ساکت است؟ در مقابل پاکستانی‎ها لهجه صریح دارد، ولی در مقابل ایرانی‎ها تا جایی که دیده می‎شود، ساکت و صامت است.” عبدالجبار قهرمان، عضو دیگر ولسی جرگه، هم تصریح کرد: “ایران به مخالفان دولت مهمات می‎دهد، اسلحه می‎دهد و پول می‎دهد؛ خصوصاً در ولایت‎های فراه، هلمند، هرات و غور.» علاوه بر این در جریان جنگ فراه در شماری از صفحات اجتماعی فیسبوک عکس سلاح‎های ایرانی و سربازان آن کشور که گفته می‎شد اعضای سپاه پاسداران ایران هستند و به جنگ فراه آمده بودند نیز بین مردم دست به دست شد؛ اگر چنین باشد این امر تقریباً نشان‎دهنده حمله ایران به ولایت فراه است. به هر حال پاسخ مقام‎های مسوول حکومتی اما متفاوت بوده است. در حالی ‌که وزارت دفاع پیوند طالبان با ایران را رد نکرده است، نجیب دانش، سخنگوی وزارت داخله، از تحقیق پیرامون این مسأله سخن گفته است.

مقام‎های محلی فراه می‎گویند که در حال حاضر جنگجویان طالبان پس از یک روز درگیری و تحمل ۳۰۰ نفر کشته مجبور شده‎اند تا شهر فراه را  ترک کنند. این جنگجویان حوالی ساعت ۲ صبح سه‎شنبه/ ۲۵ ثور از چندین استقامت برای تصرف شهر فراه به این شهر حمله کرده بودند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد