تحلیل و دیدگاه

260
۲۰ حمل ۱۳۹۶
نویسنده: محمد رضا گلکوهی

پیش زمنیه‌های ثبات در افغانستان

انتظار روزهای امن و ثبات سراسری، نه تنها موضوع اصلی رسانه‎های داخلی و شهروندان کشور است، بلکه بخشی از نگرانی‎های جهانی و گفتمان بین‎المللی نیز شده است. این مسأله تنها به زمان حاضر تعلق ندارد، بلکه حداقل یک و نیم دهه است که قدرت‎های جهانی بدون اشاره به موضوع افغانستان سخنان شان را خاتمه نمی‎بخشند. دلیل آن نیز تأثیرگذاری بی‎ثباتی افغانستان بر سراسر جهان است؛ امری ‎که در شرایط “جهانی شدن” یک واقعیت غیرقابل انکار می‎باشد.
حضور رسمی نظامی بیش از ۶۰ کشور دنیا در جریان سال‎های گذشته اما نتوانست تمام مشکلات امنیتی افغانستان را حل نماید و یا هم کشور را به لحاظ دفاعی خودکفا و متکی به نیروهای داخلی‎اش سازد. این در حالی است که مسوولان ملی و کارشناسان داخلی، همواره بر دو گزینه‎ نیروهای مجهز و تربیت شده و مذاکرات صلح بین‎الافغانی تأکید می‎کردند؛ امری‎که حالا به جزئی از باور و راهکار پیشنهادی جامعه جهانی نیز تبدیل شده است.

تجهیز نظامیان و مذاکرات بین‎الافغانی
چند روز پیش بود که ینس استولتنبرگ، منشی عمومی سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو)، به تجهیز نیروهای افغان تأکید کرد و صلح به رهبری افغان‎ها را تنها راه حل بحران جاری در افغانستان دانست. استولتنبرگ در نشستی که در مقر ناتو در کشور بلجیم با حضور وزرای خارجه کشورهای عضو این سازمان برگزار شده بود، به خبرنگاران گفت: “آموزش نظامی و مشوره‎دهی به نیروهای افغان یگانه راه رسیدن به ثبات در افغانستان است. ما برای تأمین صلح و ثبات برای اطرافیان ما به راههای زیادی نیاز داریم. متحدین ما، با اتحادیه اروپا و ملل متحد یکجا برنامه‎های گوناگون انکشافی را در افغانستان تمویل میکنند. امابدون امنیت، آموزش، مشوره و همکاری نیروهای امنیتی افغان ممکن نیست تا این برنامه‎های انکشافی را به پیش ببریم.”
اتحادیه اروپا نیز برای تشویق سایر مخالفان و الگوگیری از روند مذاکرات صلح بین‎الافغانی، ۶ ملیون دالر به افغانستان کمک کرد تا در خصوص تطبیق موافقتنامه‎ صلح دولت با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، مصرف شود. ایالات متحده امریکا نیز وعده سپرده تا ۲۰۰ بال طیاره به افغانستان کمک کند که تاکنون دست‎کم ۱۰ بال از این طیاره‎ها تسلیم افغانستان شده است.
این در حالی است که گروه طالبان که زمانی تمایل نسبی به انجام مذاکرات صلح با دولت کابل پیدا کرده بود، پس از کشته شدن ملا اخترمحمد منصور، سرکرده وقت طالبان، به دست نیروهای امریکا در خاک پاکستان، اعتماد خود را به روند مذاکرات صلح چهارجانبه از دست داد. طالبان اعلام کردند که نمی‎توانند به کسانی که از یک سو دم از مذاکرات صلح می‎زنند و از سوی دیگر سرکرده آن‎ها را در آستانه انجام مذاکرات صلح، هدف قرار می دهند، اعتماد کنند.
با این وصف، آگاهان امور این گام‎ها را در راستای تقویت ثبات و تحکیم امنیت کشور، اقدام‎های ارزنده می‎دانند. نوید الهام، کارشناس مسایل سیاسی، معتقد است که “ظرفیت‎های موجود نیروهای امنیتی افغان، بستر مناسبی است که می‎تواند ثبات افغانستان را بهبود بخشیده و تهدیدات ناشی از اقلیم کشور در منطقه و جهان را نیز کاهش دهد. شرط این تأثیرگذاری اما تقویت و تجهیز بهتر و بیشتر نیروهای امنیتی کشور است که باید در اقدامات حامیان جهانی افغانستان مد نظر گرفته شود.”
حمیده عارف، فعال مدنی، نیز می‎گوید: “حضور نیروهای نظامی خارجی برای همیشه در افغانستان ممکن نیست و تأمین امنیت با نیروهای خارجی، از یک‎سو با استقلال سیاسی افغانستان سازگاری ندارد و از جانب دیگر، کشور را برای همیشه محتاج دیگران و متکی به توانمندی‎های بیرونی نگه می‎دارد. این مسأله ثبات افغانستان را بیشتر از پیش شکننده خواهد ساخت.”
حمایت و تربیت نیروهای ملی، به خودی خود، همکاری را به جای رویارویی رقم خواهد زد که از نظر کارشناسان، عامل دوم تأمین امنیت در کشور به شمار می‎آید.
همکاری به جای رویارویی
وضعیت موجود در فضای سیاسی کشور، فرافکنی و رویارویی را بیشتر به تصویر می‎کشد تا همکاری‎های منطقه‎یی و جهانی را. محمد قره‎باغی، نویسنده و تحلیل‎گر مسایل سیاسی، با اشاره به این موضوع که این مسأله اساس بی‎ثباتی در افغانستان است، می‎‎گوید: “نگرانی امریکا از روابط طالبان با روسیه، تقابل هند و پاکستان، دست‎اندازی‎های موجود از جانب کشورهای همسایه و بیرونی در افغانستان، همگی نشان می‎دهد که کشورهای ذی‎دخل در افغانستان با تقابل به جای تعامل، گره کور امنیت در افغانستان را محکم‎تر می‎سازند.”
این در حالی است که این روزها این رویارویی با تصویر روشن‎تر رونما می‎شود. هفته گذشته وزارت دفاع امریکا از فعالیت روسیه در افغانستان اظهار نگرانی کرد. جیمز متیس، وزیر دفاع امریکا، در سفرش به لندن گفت: “ما شاهد تماس روسیه با طالبان بودهایم.” مسکو اما این ادعاها را رد می‎کند.
مذاکرات صلح افغانستان را نیز همین تقابل با بن‎بست مواجه کرده است؛ موضوعی‎که بارها، مذاکره را با پراکندگی مواجه کرده است. کما این که چندی پس از شکست روند مذاکرات چهارجانبه صلح افغانستان، روسیه وارد عرصه شد و با همراهی پاکستان و ایران و چند کشور دیگر، روند تازه‎ای را برای کمک به بازگرداندن صلح به افغانستان آغاز کرده است. طی ماه‎های اخیر دو دوره از این مذاکرات به میزبانی مسکو انجام شده و قرار است در ۲۵ ماه جاری نیز، نمایندگانی از پاکستان، ایران، روسیه، چین، هند، افغانستان و شش کشور دیگر منطقه در کنفرانس صلح افغانستان به میزبانی مسکو شرکت کنند.
زلمی خلیلزاد، سفیر سابق امریکا در افغانستان و عراق، نیز باورش را در این خصوص با ترجیح دادن همکاری‎های همه جانبه کشورها بیان کرده است. خلیل‎زاد گفته است که روسیه بهتر است در تلاشهای خود برای برقراری صلح و ثبات در افغانستان، کشورهای غربی و به‎ویژه امریکا را نیز شریک سازد.
این دیپلومات ارشد امریکایی تصریح کرده است که شکست گروه داعش در عراق و سوریه قطعی است و عدم حاکمیت سراسری دولت در افغانستان باعث خواهد شد تا این گروه، افغانستان را به عنوان مرکز بعدی خود انتخاب کنند. وی افزود: “در صورتی که اسلامآباد خواستار مبارزه صادقانه با تروریزم باشد، بهتر است به جای ساخت حصارهای مرزی با افغانستان به صورت یکجانبه، مانع فعالیت و حضور گروه‎های تروریستی در خاک پاکستان شود.”
خلیلزاد خاطرنشان کرد که در نشست وزرای دفاع کشورهای ناتو در بروکسل که قرار است اواخر ماه جاری برگزار شود، دولت امریکا رویکرد جدید خود در قبال افغانستان را اعلام خواهد کرد. سفیر سابق امریکا در افغانستان همچنان تصریح کرد که امریکا رویکردی را در قبال پاکستان روی دست خواهد گرفت که به نفع افغانستان باشد و به نتیجه رسیدن تلاشهای صلح و ثبات در این کشور را تضمین کند.
در این میان، پاکستان بیشتر از همه به جنگ نیابتی و تقابل جاری در افغانستان دامن زده است. هفته گذشته، یک هیأت روسی به شمال پاکستان سفر کرد و این مسأله نشان می‎دهد که فشارهای امریکا و کشورهای غربی، دولت اسلام‎آباد را به سوی مسکو کشانده است. این در حالی است که یکی از مقام‎های این کشور، یک طرح پنج ماده‎ای را برای حل بحران افغانستان پیشنهاد کرده است. سفیر جدید پاکستان در واشنگتن که پیشتر به عنوان نماینده اصلی دولت اسلام‎آباد در نشست‎ها و مذاکرات مختلف مربوط به صلح افغانستان حضور می‎یافت، طرح پنج ماده‎ای مبتنی بر مذاکره را برای کمک به بازگشت آرامش به افغانستان مطرح کرده است. اعزاز احمدچودری، معین سابق وزارت امور خارجه پاکستان که کم‎تر از یک ماه است به عنوان سفیر این کشور در واشنگتن منصوب شده، با حضور در یکی از مراکز تحقیقی امریکا به نام “موسسه صلح”، در خصوص تحولات افغانستان گفت: “فرمولی که بتوان با آن آرامش را به افغانستان بازگرداند، شامل پنج رکن اصلی است؛ نخست این که باید توجه داشت مسأله افغانستان راه حل نظامی ندارد. دوم این که صلح در افغانستان نیازمند بهبود روابط میان کابل و اسلام‎آباد است. سوم این که مرزهای میان افغانستان و پاکستان باید مدیریت شود. چهارم، بازگشت پناهندگان افغانستان از پاکستان به کشور خود شان و پنجمین رکن اصلی فرمول بازگشت آرامش به افغانستان هم پیش‎برد روند مذاکرات صلح در این کشور است.”
اعزازاحمد چودری همچنان تأکید کرد که افغانستان باید دست از “اتهام‎زنی‎های بی‎اساس” علیه پاکستان بردارد و مشکلات داخلی افغانستان را به پاکستان نسبت ندهد. این دیپلومات پاکستانی با اذعان صریح به شکست مذاکرات چهارچانبه صلح افغانستان که امریکا، چین، پاکستان و افغانستان، چهار کشور تشکیل دهنده این مذاکرات بودند، گفت: “با وجود شکست این مذاکرات، روند صلح و آشتی در افغانستان باید ادامه یابد.”
به هر ترتیب، آنچه روشن است این که راهکار تأمین امنیت افغانستان و گسترش ثبات در منطقه و جهان از این رهگذر تنها با مذاکراتی قابل حل است که دخالت خارجی‎ها در آن کم‎تر باشد. تأمین ثبات و سرکوب مخالفان مسلح دولت نیز با نیروهای مجهز و تربیت شده‎ای ممکن است که از امکانات کافی و منابع مالی مستمر برخوردار باشند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد