اجتماعی

282
۲۷ جوزا ۱۳۹۶
نویسنده: زرینه بهروز

پیامد انجام کار شاقه توسط کودکان

در حالی که انجام کارهای شاقه توسط کودکان پیامدهای ناگواری برای آن‎ها دارد، اما در ولایت بلخ، کودکان زیادی مصروف انجام این کارها هستند. اکثریت این کودکان به دلیل گرسنگی و فقر به انجام کارهای شاقه روی آورده‎اند. انجام کارهای شاقه، ضمن آن که سبب محرومیت کودکان از حق آموزش و تفریح سالم می‎شود، بــاعـث ضعــف جـسمـی آن‎هـا نیز می‎شود.
اسدالله ضیا، استاد روانشناسی در پوهنتون بلخ، به این عقیده است که عواقب انجام کارهای شاقه توسط کودکان، برای آن‎ها، بسیار ناگوار است. او گفت که انجام کارهای شاقه توسط کودکان، مانع رشد جسمی آن‎ها شده و به فزیک ظاهری آن‎ها آسیب می‎زند. به گفته ضیا، علت این آسیب‎پذیری کودکان در برابر انجام کارهای شاقه، ضعف طبیعی و ناتوانی جسمی آن‎ها در دوران کودکی است.
این روانشناس می‎افزاید که آسیب‎پذیری جسمی کودکان در برابر انجام کارهای شاقه، تنها بخشی از پیامدهای منفی روی آوردن کودکان به انجام این کارها است. به عقیده او، بخش زیانبارتر انجام کار شاقه توسط کودکان، محرومیت آن‎ها از تعلیم و تربیت سالم است. استاد ضیا تصریح کرد شماری از کودکانی که قبلاً به انجام کارهای شاقه مبادرت ورزیده‎اند، به افراد عقده‎یی، تبهکار و هنجارناپذیر تبدیل شده‎اند. او تأکید داشت با افزایش نسل کودکان کار، احتمال دارد بخشی از نسل آینده افغانستان، عقده‎یی و تبهکار بار بیایند.
بدیهی‎ترین پیامد انجام کارهای شاقه توسط کودکان، محرومیت این کودکان از حق آموزش است. دادالله ده ساله، یکی از کودکان کار در ولایت بلخ است که به علت روی آوردن به کارگری از حق آموزش محروم شده است. او به کلید گفت که اگرچه علاقمند مکتب است، ولی به دلیل فقر خانواده‎اش نمی‎تواند دست از کار بکشد و به مکتب برود. دادالله تأکید داشت که او از روی شوق و علاقه، کارگری را انتخاب نکرده است، بلکه ناگزیری‎های اقتصادی وی را مجبور به انجام کار در بازار کرده است.
نورعلی، کودک دیگری است که برای رفع نیازهای معیشتی خانواده‎اش به رنگ کردن بوت روی آورده است. او اما نسبت به دادالله از چانس بیشتری برای مبارزه با مشکلات زندگی برخوردار است. نورعلی پدر مسنی دارد که می‎تواند او را در برخورداری از برخی مزایای زندگی کمک کند؛ چانسی که دادالله از آن محروم است. این پسر کم سن و سال ضمن کار در شهر مزار شریف، به مکتب نیز می‎رود. او مجبور است در کنار مکتب، کار هم کند؛ چون پدرش به تنهایی قادر به تأمین نیازهای اقتصادی خانواده‎اش نیست.
کودکان از گروه‏های عمده آسیـــب‏پذیر هر جامعه‏ هستند. اما وقتــی جامعــه ساختــارهـای حمایتی‏اش فروریخته باشد، کودکان بیشتــر از دیگــر گــروه‏های اجتماعی در معرض خطر و آسیب قرار می‏گیرند. افغانستان از جمله کشورهایی است که ساختارهای حمایتی خود را در طول سال‏های طولانی جنگ و ناامنی از دست داده است. ناامنی روزافزون، فقر، بیکاری و بی‏سرپرستی اکثریت خانواده‏ها باعث شده شمار زیادی از کودکان افغان گوشه‏های امن خانواده و زندگی کودکانه ‏شان را از دست دهند و مجبور به زحمت‎کشی و کار در شرایط سخت و طاقت‏فرسا برای تهیه مخارج روزمره خانواده‎های ‏شان شوند.
با این حال، مسوولان ریاست کار و امور اجتماعی بلخ، می‎گویند که آن‎ها خانواده‎های بیش از سه هزار کودک را زیر پوشش کمک‎های مالی این اداره قرار داده و از ادامه کار این کودکان جلوگیری کرده‎اند. محمدذاکر رسولی، کارمند بخش حفاظت از اطفال ریاست کار و امور اجتماعی بلخ، به کلید گفت که این اداره برای خانواده‎های این کودکان معاش در نظر گرفته و پلان دارد با تقویت بنیه‎های مالی خانواده‎ها، مانع انجام کار کودکان در این ولایت شود. رسولی همچنان افزود که وزارت کار و امور اجتماعی در ۳۴ ولایت کشور یک برنامه دوامدار آگاهی‎دهی را در دست اجرا دارد که هدف این برنامه بالا بردن سطح آگاهی خانواده‎ها درباره ضررهای انجام کارهای شاقه توسط کودکان است.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد