تحلیل

51
۳ ثور ۱۳۹۰
نویسنده:

پاکستان و بازی چندگانه در منطقه

سفر یوسف رضا گیلانی به کابل در ۲۷ حمل سال جاری، دومین سفریست که در چهارماه گذشته انجام  شد. بعد از این سفر جنرال مک مولن لوی درستیز قوای مسلح امریکا به کابل و اسلام آباد رفت و اینک قرار است به زودی «من موهن سینگ» صدراعظم هندوستان نیز وارد کابل شود و به این صورت تولۀ مذاکرات در تضاد پیچیده میان هند و پاکستان که به نحوی د رکابل گره می خورد، محفوظ نگهداشته شود.

سفر های پیاپی صدراعظم پاکستان در حالی به افغانستان صورت می گیرد که ناتو و امریکا تصمیم دارند تا سال۲۰۱۴ مسئولیت تامین امنیت افغانستان را به نیرو های مسلح افغان بسپارند و امریکا و انگلیس با استقرار دایمی پایگاه هایشان در افغانستان کار دولت افغانستان و مسایل مهم منطقوی را در آسیا کنترول و نظارت کنند.

در این مورد که صدراعظم پاکستان در سفیر اخیربه معیت اشقاق کیانی لوی درستیز و مرد قدرتمند وشماره یک نظامی پاکستان، شجاع پاچا رییس دستگاه مهم آی اس آی و وزرای خارجه، دفاع و داخله چه پیامی برای کرزی داشتند و در این برهۀ حساس سیاسی که قرار است دولت افغانستان با مخالفانی که در مشت پاکستان قرار دارند، مصالحه کند، چه پیشنهاد های از سوی پاکستان ارائه شده تا حال واضح نشده است. اما برخی از رسانه ها در این چند روز می نویسند که هیئت پاکستانی برای کرزی نوشته ای که در آن درخواست های پاکستان از افغانستان درج شده، تحویل نموده که حال باید کرزی به پاسخ آن بپردازد. اینکه این شایعه چقدر درست است، سخنگویان دولت تا حال نه چیزی گفته و نه آنها را رد کرده اند. این پشنهاد که در بعضی نشرات چاپ کابل  آمده، شامل این نکات است: « – دولت افغانستان با انعقاد لویه جرگه با ایجاد پایگاه های امریکا در خاک افغانستان مخالفت کند و بعد پاکستان بر طالبان فشارمی آوردتا با دولت افغانستان همکاری نمایند و از مخالفت دست بر دارند.- چون قدرت امریکا در افغانستان به اضمحلال می رود، یک بلاک اقتصادی میان پاکستان، افغانستان و چین ساخته شود. – حضور جبهۀ مقاومت در حکومت ضعیف گردد. – اعضای دفاتر نمایندگی های هند در افغانستان کم شوند. – بلوچ های پاکستانی که در خاک افغانستان، فعال اند، از افغانستان اخراج گردند. – در لویه جرگه ،  سران آن سوی مرز هم شرکت کنند. – هند از پروژۀ پایپ لاین گاز  حذف گردد. – در حکومت آینده  جایگاه افراد حقانی مشخص شود. – در تعیین وزیران دفاع، داخله و رییس امنیت ملی افغانستان، نظر و دید پاکستان در نظر گرفته شود. – در این لویه جرگه خط دیورند، به رسمیت شناخته شود».

با این که ظاهراً در این پیشنهاد مخالفت پاکستان با حضور نظامی دایمی امریکا در افغانستان ذکر شده، اما مک مولن لوی درستیز قوای امریکا بعد از سفر اسلام آباد و کابل، گفت: « افغانستان و پاکستان در مبارزه بر ضد تروریزم اهداف مشترکی دارند و به هر اندازه ای که همکاری میان دو کشور وسیعتر باشد، به همان اندازه نتایج آن به نفع هردو کشور خواهد بود. واشنگتن متعهد به همکاری دراز مدت با افغانستان بوده، در انتقال مسوولیت ها به افغانها، آشتی با مخالفان و تجهیز نیرو های افغان تلاش می کند».  به این صورت امریکا نمی تواند بر حمایت از پاکستانی تاکید کند که صدر اعظم پاکستان مخالف پایگاه های دایمی امریکا در افغانستان باشد. اما به رسمیت شناختن خط دیورند، محدود ساختن دپلمات های هندی در افغانستان  و راندن بلوچ های پاکستانی از افغانستان از خواست های مهم و همیشگی پاکستان است که منطقاً باید مطرح شده باشد. اما کم کردن سهم جبهۀ مقاومت که معلوم نیست به این نام چه چیزی در افغانستان وجود دارد، منطقی به نظر نمی رسد، به خاطریکه پاکستانی ها توجه بسیار جدی به ربانی دارند و او را همیشه استقبال می کنند. پیشنهاد نظارت بر چگونگی مقرری  سه ارگان امنیتی از سوی پاکستان نیز منطقی به نظر نمی رسد و حذف هند از پروژۀ پاپ لین گاز هم کار افغانستان نیست. در شرایطی که امریکا هر سال بیش از دو ملیارد دالر وجه نقد به پاکستان کمک می کند و اردوی پاکستان را تسلیح می نماید، نمی توان باور کرد که پاکستان به دنبال قطع رابطه با امریکا و ساختن بلاک خاصی با چین باشد. نیرو های امریکایی از مدت ها در کوه چرات در ایالت پشتونخواه جا بجا می باشد و طیاره های بی پیلوت امریکایی در میدان  شمس در بلوچستان پاکستان مستقر اند، پس دلیلی وجود ندارد که صدراعظم پاکستان با این همه همرهی با امریکا در مخالفت با منافع آن در افغانستان برخیزد.

پاکستانی ها در ظاهر خط دیورند را تصویب شده می پندارند، اما دلایل مختلفی وجود دارند که باید این خط بار دیگر از سوی افغانستان به رسمیت شناخته شود. در این حال مخالفت و یا موافقت روی این تصویب به مردمی تعلق می گیرد که آنسوی این مرز زندگی دارند. اما در شرایط کنونی که در هفت ایجنسی پاکستان جنگ جریان دارد و احزاب مقتدر ناسیونالیست و اسلامی پشتونخواه قانون اساسی این کشور را قبول دارند و خود را پاکستانی می دانند، چنین زمینۀ برای نهایی کردن این مسئله وجود ندارد. این هم روشن است که تا زمانی این مشکل برای پاکستان حل نگردد، هرگز خواهان مصالحه در افغانستان نخواهد بود. هیئت پاکستانی با این مسافرت به کابل و ارائۀ پیشنهاد های در این مورد نشان دادند که می توانند به هر طریقی بخواهند طالبان را به گرد منافع پاکستان دور بدهند، بدون اینکه خللی به منافع امریکا وارد گردد. چیزیکه برخی از تحلیلگران به عمد آن را وارونه می نویسند و  منافع پاکستان و امریکا را در افغانستان در تقابل می گویند، اما گفته های مک مولن بعد ازسفر هیئت پاکستانی به افغانستان نادرست بودن ارزیابی های این تحلیلگران را به اثبات رساند.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد