و مطالب دیگر

644
۱ دلو ۱۳۸۸
نویسنده:

هشدار از حاشیوي شدن طنز ادبی

طنز، در بستر زبان و ادبیات متولدشد. تاریخ پر فرازوفرود ادبیات جهان، جریان های شگرد ادبی را به خاطر دارد.

این ژانر ادبی، در ادبیات جهان جایگاه و موقف ارزشمند به دست آورد. طنز در ادبیات کلاسیک اروپایی (عصر رومیان)  با هوراس، جوونال، اریستوفان و… شروع شد.  در ادبیات عرب حتا پیش از اسلام (جاهلیت) نمونه های طنزادبی دیده می شود. در آثار ابونواس، اخطل، فرزدق، بشار، ابن بسام و ابن رومی، به عنوان یکی از ابزار برتری جویی قومی و نقد حال مخالفان به کار می رفته است. “طنز” واژهء عربی است و در زبان و ادب فارسی  نیز این گونهء ادبی؛ در قالب نظم، نثر، داستان، شعر، نمایشنامه، فلم، نقاشی، روزنامه نگاری و…  تبارز یافت.

با سیری در تاریخ ادبیات فارسی دری، در می یابیم که طنز از ریشه دارترین گونهء ادبی بوده و به صورت مستقیم و غیرمستقیم  به کار می رفته؛ حتا پیش از شکل گرفتن ادبیات مکتوب یا نوشتاری، طنز در زبان عامیانه و سروده های فولکلوریک، كاربرد زیاد داشته است. به عنوان نمونه از سرودهء طنزآمیز کودکان بلخ به عنوان نخستین سروده های طنزی در زبان و ادب دری، یاد شده است. از منجک ترمذی، عنصری بلخی و انوری به ترتیب در قرن چهارم و ششم می توان نامبرد که در سروده های شان، از این ژانر ادبی کار گرفته اند.

اما در افغانستان معاصر، این ژانر ادبی، از اعتبار و موقف شایسته در مقایسه با سایر ژانرهای هنری،  برخوردار نبوده و نیست. با اینکه از طنز به عنوان گویاترین زبان و بهترین ابزار برای اصلاح جامعه و نظام سیاسی نامبرده می شود و این گونهء ادبی از اجتماعی ترین ژانرهای هنری شناخته می شود؛ اما در پردازش و تبارز ساحت طنز، توجه لازم صورت نگرفته است. شماری از طنز نویسان، خطوط و چارچوب کلی آن را نادیده انگاشته و ساحت طنز را با “هتاکی” و زبان برهنهء غیرهنری می آلایند.

این مسئله، چهرهء طنز را از حالت اصلی و کاربردی اش دور ساخته، به گونه یی که حتا ذهنیت جامعهء فرهنگی افغانستان نیز از پذیرش این محصولات، به عنوان یک ژانر ادبی، چشم پوشی کرده و طنزنویسان را مورد بی مهری قرار داده اند؛ البته این رویکرد فرهنگیان، هیچگاه حرکت ارزشمند تلقی نمی شود، بالندگی و پویایی “طنز”  و انواع آن، به معنای غنی سازی فرهنگ و پویایی زبان و ادبیات است.

دست کم در یک قرن اخیر؛ زبان و ادبیات فارسی دری، در افغانستان با تحولات و رویکردهایي مواجه بود. به رغم گیرودارهای سیاسی و خانه جنگی های تباری و سمتی؛ در آفرینش های ادبی، تجربه ها و نوآوری هایی صورت گرفت؛ اما در عرصهء “طنز”، گام های موثر و قابل قبولی برداشته نشد.

 در حال حاضر، ما چهره های مطرح و صاحب نظر را در زمینهء طنزپردازی کمتر می شناسیم؛ این مسئله بیانگر بی توجهی فرهنگیان و نویسندگان، به این ژانر مهم هنری است. در نهایت اینکه به حاشیه رفتن “طنز” از بستر زبان و ادبیات، اتفاق نامبارکی است و می تواند هشداری باشد به جامعهء فرهنگی ما.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد