تحلیل و دیدگاه

176
۷ سرطان ۱۳۹۶
نویسنده: محمدرضا گلکوهی

هدف دشمن نفاق‎افگنی است

حمله به مراکز مذهبی یکی از تکتیک‎های مهلک دشمنان افغانستان است که از طریق گروه‎های مسلح روی دست گرفته شده و از چندی بدین‎سو عملی می‎گردد. حمله به مسجد الزهرا در غرب کابل یکی از آن موارد است که سابقه‎ آن در ایام محرم و شب‎های عاشورا نیز مشاهده شد.
این رخداد درست زمانی اتفاق افتاد که مسلمانان در حال عبادت بودند و انگیزه‎ مهاجمان نیز با توجیه دینی بیان می‎گردد. شکی نیست که این حمله متوجه یک فرقه‎ خاص نبوده و پیش از این در مراکز مذهبی و مساجد در مناطق مختلف کشور نیز صورت گرفته است. هدف قرار دادن نمازگزاران در خوست، پکتیا، هرات، کابل و سایر مناطق کشور نشان می‎دهد که مهاجمان این نوع حوادث، دین و آیین خاصی ندارند و گرایش مشخصی را دنبال نمی‎کنند.
در این میان، آنچه روشن است این که حمله به مراکز مذهبی و دینی به هدف تفرقه انداختن میان فرقه‎های مختلف اسلامی در کشور است؛ فرقه‎هایی که در طول سالیان دشوار و تاریخ پر منازعه‎ کشور، کم‎تر با چنین رویکردی دچار جنگ و نزاع و تفرقه شده‎اند. آنچه مسلم است این که حمله به مسجد الزهرا در غرب کابل، خشم عمومی در جامعه را برانگیخته و برخورد افکار عمومی نیز با این مسأله بسیار پسندیده بوده است. بسیاری از نهادهای رسمی و دولتی از جمله ارگ ریاست جمهوری نیز این عمل را نشانه‎ آشکار از دشمنی با وحدت میان پیروان مذاهب دین مبین اسلام در افغانستان دانستند. رییس جمهور حمله به اماکن مقدس، زیارتگاه‎ها و افراد ملکی را نشانه واضحی از جنایت بشری خوانده و گفته که چنین عملی، با هیچ اصلی از اصول اسلامی برابر نیست. در بیانیه ارگ ریاست جمهوری هم گفته شده که پیروان مذاهب در افغانستان در یک فضای کاملاً مسالمت‎آمیز به سر برده و الگوی کم نظیری از همزیستی مذهبی در سطح کشورهای منطقه می‎باشند. این همان حقیقتی است که مردم با رفتار و گفتار شان در سطوح مختلف ثابت کرده و نشان داده‎اند که هیچ وقتی هدف تیر دشمنان قسم‎خورده‎ کشور در این عرصه قرار نخواهند گرفت.
با این حال، رسالت و مسوولیت اقشار روشن جامعه از جمله علمای دینی در این خصوص بسیاری خطیر و حساس است. زیرا ضروری است تا علمای اهل تسنن و تشیع و پیروان مذاهب اسلامی در افغانستان با هوشیاری تمام توطئه‎های دشمنان وحدت و همدلی مردم افغانستان را شناسایی نموده و با موضع‎گیری قاطع در برابر آن‎، به روشنگری در میان مردم بپردازند. هرچند با اتفاق افتادن هر مورد از این گونه حوادث، بخشی از عالمان دینی در قالب شوراهایی که از سوی فرقه‎های مختلف فعالیت دارند، واکنش مناسبی به آن نشان می‎دهند. اما با توجه به این وضعیت و سابقه‎ تاریخی از یک طرف و اعتقاد درونی مردم به نقش علما از سوی دیگر، به نظر می‎رسد اجماع وسیع‎تری از سوی تمامی حلقه‎ها و فرقه‎های مذهبی لازم است تا فتوای جامعی را نسبت به وضعیت موجود و مسأله جنگ و صلح افغانستان شکل داده و شرایط را به سمت صلاح ملی و سود همگانی تغییر دهد. شکی نیست که هرگاه عالمان دینی و پیش‎کسوتان مذهبی – اعم از شیعه و سنی- با اجماع کامل ملی برای صلح کار کرده و علیه جنگ تبیلغ کنند، نتایج آن در حد کلانی تأثیرگذار بوده و نفوذپذیر خواهد بود. به خصوص این که امروزه بسیاری از منازعات درونی از جانب مخالفان مسلح، توجیه دینی یافته و با انحراف فرمان‎های دینی و مذهبی، ریختن خون شهروندان کشور مباح شده و همه روزه جاری می‎شود.
از سوی دیگر، هرگاه مبنای دستور و فتوای آن‎ها دینی است، نباید گزینشی عمل شده و تنها شامل جریان‎های خاصی باشد. بدین معنا که همان اندازه که عملکرد گروه داعش مذموم و غیردینی است، کارنامه سایر مخالفان نیز با اصول دینی سازگاری ندارد. پس نباید عالمان دینی با رویکرد یک بام و دوهوا به صدور فتوا بپردازند.
به هرحال، انتظار مردم متدین این است که اگر عالمان دینی به جایگاه بلند خویش در جامعه باور داشته و مسوولیت شان را در برابر کشور، مردم و اقلیمی‎که اکثریت قریب به اتفاق آن را مسلمانان تشکیل می‎دهند، ادا می‎کنند، نباید بیش از این در حالت سکوت و رکود کنونی قرار داشته و در پراکندگی و گسستگی قرار داشته باشند. لازم است تا عالمان دینی با همبستگی بیشتر و قاطعیت لازم به مسایل جنگ و صلح افغانستان پرداخته و دین ملی، وجدانی و اخلاقی خویش را در این خصوص ادا نمایند. شکی نیست که ایفای نقش سازنده و مؤثر آن‎ها در قبال این مسأله مهم و سرنوشت‎ساز باعث تقویت اعتبار و جایگاه آن‎ها شده و اتوریته‎ اجتماعی و دینی آن‎ها را نیز بالا خواهد برد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد