تحلیل

560
۱۹ جدی ۱۳۹۶
نویسنده: کلید

هدف بلند آموزش و خیز کوتاه دولت

یونیسف، چندی قبل ۴۸ ملیون دالر به وزارت معارف کمک کرد تا برای آموزش کودکانی مصرف کند که دسترسی به مکتب و امکانات لازم آموزشی ندارند. در حال حاضر، حدود سه و نیم ملیون کودک در سراسر کشور به آموزش دسترسی ندارند. بیشتر این کودکان دختر هستند. قرار است با این کمک مالی یونیسف برای ۱۲۰ هزار کودک زمینه آموزش فراهم شود. بخشی از این ۴۸ ملیون دالر برای آموزش کودکانی مصرف خواهد شد که در مناطق ناامن زندگی می‎کنند.

با توجه به این که بخشی از مشکلات سکتور معارف ما مشکل مالی است، کمک ۴۸ ملیون دالری یونیسف یک رقم قابل توجه در این بخش به حساب می‎آید. در عین حال واضح است که با این مقدار پول نمی‎توان به طور کامل بر مشکلات مالی این سکتور غلبه کرد. سکتور معارف ما به بودجه هنگفتی نیاز دارد تا به کمک آن زمینه آموزش پایدار و باکیفیت را فراهم کند. اما این بودجه فعلاً در خزانه ملی نيست و سازمان‎های بین‎المللی از جمله یونیسف آن را پرداخت می‎تواند. با همه این احوال، ۴۸ ملیون دالری که یونیسف هفته گذشته به وزارت معارف کمک کرد، می‎تواند باب مکتب را بر روی تعداد زیادی از کودکان باز نگه دارد.

در شرایط کنونی، سکتور معارف ما مشکلات فراوانی در بخش‎های غیر از مالی نیز دارد. بزرگ‎ترین مشکل در برابر این سکتور، ناامنی است. در حال حاضر، رقم بیشتر ۳٫۵ ملیون کودکی که دسترسی به آموزش ندارند، را کودکانی تشکیل می‎دهند که در سایه جنگ به سر می‎برند. جنگ باعث شده که آن‎ها نه تنها فرصت آموزش که فرصت‎های بازی، تفریح و شادی را نیز از دست بدهند. به همین شکل، سطح خدمات صحی در مناطق در حال جنگ بسیار پایین است و این باعث افزایش مرگ کودكان در اثر شیوع امراضی شده که قابل وقایه است. همچنان بیشترین کودکانی که دچار سوء تغذی اند در مناطق درگیر جنگ زندگی می‎کنند. بنابراین، جنگ‎های ویرانگر جاری، بزرگ‎ترین چالش در برابر کودکان در مناطق ناامن است. روشن است تا زمانی که چاره‎ای برای پایان جنگ و مهار ناامنی‎ها سنجیده نشود، مشکلات کودکان در مناطق درگیر جنگ، در تمام بخش‎ها به شمول آموزش باقی خواهد ماند.

کمبود نیروی انسانی در بخش آموزش کودکان و تهیه مواد آموزشی مناسب از دیگر مشکلات سکتور معارف است که در رده‎های بعدی – پس از ناامنی و کمبود بودجه – قرار دارد. این مشکل در مکتب‎های دخترانه نسبت به مکتب‎های پسرانه بیشتر است. به‎ویژه این که جامعه ما یک جامعه سنتی است و والدین ترجیح می‎دهند که دختران شان زیر نظر استادان زن آموزش ببینند. دولت علی‎رغم تمام تلاش‎ها هنوز موفق نشده تا نیروی انسانی کافی در این بخش تربیت و آن‎ها را با معاش مناسب در سکتور معارف استخدام کند. به همین دلیل، مکتب‎های دخترانه در بیشتر روستاها، با کمبود استادان مسلکی دست به گریبان اند. یا این که والدین، دختران شان را از رفتن به مکتب، به دلیل نبود استادان زن، منع کرده‎اند. این مشکل نیز در کنار ناامنی و کمبود بودجه در بخش معارف، باعث محرومیت کودکان زياد از آموزش شده است.

در پهلوی چالش‎های فوق، فساد مالی و اداری، مشکل دیگری است که سکتور معارف را از رسیدن به وضعیت مطلوب باز داشته است. گزارش‎ها حاکی است که طی شانزده سال گذشته ملیون‎ها دالر در سکتور معارف حیف و میل شده است. به همین شکل، بست‎های معلمان در برابر پول خرید و فروش شده و استخدام‎ها در این سکتور غیرشفاف بوده است. از جانب دیگر، در بخش تدارکات این وزارت و تهیه کتاب و قرطاسیه و دیگر لوازم آموزشی، موارد زیاد فساد ثابت شده است. بنابراین، فساد مالی و اداری، طی سال‎های گذشته، عاملی بوده است که به سکتور معارف اجازه رشد را نداده است.

در شرایطی که آموزش به یک امر ضروری و حیاتی تبدیل شده، نیاز است تا توجه بیشتر روی معارف صورت گیرد. بهترین کار این است که از کمک‎های جامعه جهانی در بخش معارف باید به شکل درست آن استفاده شود و اجازه حیف و میل این کمک‎ها به کسی داده نشود. جنگ که یک پدیده شوم است، نباید باعث غفلت دولت از سرمایه‎گذاری و برنامه‎ریزی برای بهبود وضعیت معارف و اشاعه آموزش در سراسر کشور شود. همچنان در کنار سرمایه‎گذاری برای تولید نیروی انسانی و استادان مسلکی، استخدام‎ها در وزارت معارف شفاف‎سازی شود و با فساد موجود در این نهاد به صورت جدی مبارزه صورت گیرد. در صورتی که دولت بتواند این مشکلات را مهار و موانع را به حداقل برساند، دیگر شاهد محرومیت دسته‎جمعی کودکان از آموزش نخواهیم بود.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد