تحقیقاتی

213
۸ حوت ۱۳۸۹
نویسنده:

نمايش قدرت با ريختن خون مردم

 

کشته و زخمی شدن بیش از ۲۰۰ غیر نظامی، در چند حملهء انتحار ی و بمباردمان نیرو‏های ناتو در هفتهء گذشته، نگرانی‏های زیادی را بر انگیخته است.

نگراني‏ها بيشتر از اين جهت است كه قرباني حمله‏هاي انتحاري و عمليات ناتو افراد غيرنظامي بودند. اين درحالي است كه عاملان اين كشتار بي رحمانه،  مدعيان صلح و برقراري حكومت اسلامي در سرزمين افغانستان هستند.

محمد، جوان ۲۳ سالهء شهر كابل كه تصوير حمله بركابل بانك جلال آباد را مشاهده نموده و قربانيان بمباردمان ناتو را در ولايت كنر نيز ديده است، مي گويد: “نيروهاي آيساف براي آوردن صلح در افغانستان حضور دارند و طالبان نيز مدعيان تحقق حكومت اسلامي در اين سرزمين‏اند، درحالي كه كشتن نيروهاي ملكي مخالف با اين ادعاها است و در هيچ قانوني توجيه پذير نيست.”

هفتهء گذشته، خونبارترين روزها براي مردم افغانستان در سال جاری بود. آمار کشته شده‏های ناشی از حمله‏هاي روز شنبه (سی دلو) به كابل بانك در جلال آباد، به چهل نفر رسيد. به گفتهء مقام‏ هاي آگاه، حدود هفتاد نفر دیگر نیز در اثر این حمله  زخمی شدند.

يك روز بعد از اين حملهء خونين، اتفاق ناگوار ديگري در كنر رخ داد. فضل الله وحیدی، والی کنر به تاريخ اول حوت به رسانه‏ ها گفت که ۲۰ زن و شماری کودک در میان ۶۴ غیرنظامی کشته شده توسط نيروهاي ناتو در محلهء غازی آباد در چند روز گذشته بوده اند. نشر خبري ديگري در همان روز حاكي از آن بود كه نيروهاي ناتو يک سرباز اردوى ملى را با خانم و چهارطفلش در ولسوالى خوگيانى ولايت جلال آباد به قتل رساند. بالاخره شمار تلفات حملهء انتحارى روز دوم حوت در ولسوالى امام صاحب ولايت کندز كه در مركز ثبت احوال نفوس آن ولايت صورت گرفت، به ٣١ نفر رسيد و ۴۰ نفر ديگر نيز در اين رويداد زخمي شدند.

تمام مردم افغانستان با وابستگان اين قربانيان همنوا بوده و انزجار خويش را از عاملان اين حمله‏ها با شديدترين لحن اعلام مي كنند.

صلح آوران خون آشام!

شيرين جان، مردي كه چند نفر از اعضاي خانواده‏اش در بمباردمان آيساف در ولسوالي غازي آباد ولايت كنر كشته شده‏اند، نمي داند با اين وضعيت چگونه بسازد. وي درحالي كه سراسر وجودش در غم عميقي فرور رفته و درحيرت است كه چه كار كند، به شفاخانه آمده تا از دختركوچكي كه تنها عضو باقي ماندهء فاميل برادرش مي باشد، مراقبت كند. پدر و مادر اين دختر در عمليات نيروهاي ناتو جانش را از دست داده‏اند و اكنون كاكايش در غم بي سرنوشتي خود و دختر برادرش اشك مي ريزد.

وي كه در شفاخانه، دركنار تنها يادگار برادرش ايستاده است، درد دلش را اين گونه بيان مي‏كند: ” نمي دانم چه كاركنم؟ اينجا از دختر برادرم مراقبت كنم يا به قريه برگردم. اينجا بمانم تا تكيه گاه اين دختركوچك زخمي باشم يا به خانه بازگردم و جنازه‏هاي اعضاي فاميلم را به خاك بسپارم؟” اين دخترك معصوم كه يك پاي خويش را در اين حادثه از دست داده است، با چشمان نيمه باز در انتظار سرنوشت غمباري نشسته و به سوي كاكايش چشم دوخته است. در واقع او نمي داند كه پدر و مادرش به چه سرنوشتي گرفتار شده اند.

تنها شيرين جان، نيست كه از اين حادثهء دردناك رنج برده و احساس بي سرنوشتي مي‏كند. تمام ۶۴ نفري كه در اين حادثه جان شان را از دست داده اند، بازماندگاني دارند كه در فراق عزيزان شان احساس مشابهي دارند.

بازماندگان اين قربانيان از دولت افغانستان مي‏خواهند تا راه بيرون رفت از اين خون ريزي‏ها را پيدا نموده و در محيط زندگي شان امنيت را به ارمغان آورند. خواست اين مصيبت ديدگان اين است كه به انسان كشي در اين سرزمين خاتمه بخشيده و براي شهروندان اين كشور مصئونيت را هديه دهند. چرا كه آنان حكومت و دولت كشور را وارث خون اين مردم و مالك  این سرزمين مي‏دانند.

اما جواب حكومت در برابر اين ستم ديدگان بي گناه چيست؟ آيا تنها صدور يك اعلاميهء محكوميت كافي است؟ آيا زخم خونين ايجاد شده در قلب اين مردم با محكوميت رئيس دولت مرحم شده و دل داغدار شان تسلي خواهند يافت؟

بدون شك چنين نيست و اميدواري مردم براي نتيجه دادن كمسيون حقيقت ياب حكومت نيز اندك است. چرا كه آنان براين باور‏اند كه در گذشته نيز چنين كمسيون‏ها ايجاد شده ‏اند و ثمرهء كارشان چندان محسوس نبوده است. اكنون نيز تنها اقدام حكومت در اين راستا اين بوده است كه كمسيوني را ايجاد نموده و با مشاركت نيروهاي ناتو براي تحقيق درچگونگي اين رخداد خونين مؤظف نموده است.

فرهاد، يكي از شهروندان كابل مي گويد: “آنچه از سابقهء كار چنين كمسيون‏ها مشخص است، در نهايت اين كمسيون تصميم خواهند گرفت كه مبلغ ناچيزي را به خانوادهء قربانيان اهدا نموده و دوسيهء اين كشتار را خاتمه بخشند.” به گفتهء وي “مردم انتظار دارند تا دولت افغانستان جلو اين عمليات خود سر را گرفته و مانع از كشتن افراد ملكي در عمليات ناتو گردد.”

لذت از كشتن مردم بي گناه!

“وقتي تصوير مردي سنگدلي را از تلويزيون طلوع ديدم كه در كابل بانك جلال آباد، به جان مردم فير مي ‏كرد، در انسانيت آن مرد شك كردم. اظهارات اين مرد قصاب گونه كه مي گفت از كشتن مردم لذت مي برم، مدت‏ها مرا به فكر و اندوه برد و با خود مي انديشديم كه اين مرد چگونه انساني است؟”

اين جمله را يك شهروند ۳۵ سالهء كابلي بر زبان مي آورد. وي كه خودش را عبداللطيف معرفي مي كند، ادامه مي‏ دهد كه “چگونه طالبان خود را مسئول اجراي فرمان‏هاي الهي و پياده كنندگان حكومت مشروع اسلامي مي‏ دانند، درحالي كه مسئوليت اين حمله را توسط يك فردي كه ديوانه وار به جان انسان ‏هاي بي گناه آتش باري كرد، به عهده گرفتند؟”

تقاضاي عبداللطيف؛ همانند بسياري از شهروندان ديگر افغانستان اين است كه در آغاز بايد از اين مرد تحقيق بيشتر شده و ارتباطش با گروه‏هاي تروريستي مشخص شود، سپس در محضرعام به شكل علني اعدام گردد. آنگونه كه علي شاه‏‏ پكتياوال، قومندان امنيه ولايت ننگرهار از نهادهاي عدلي و قضايي كشور خواست تا اين قاتل بي رحم را به اعدام محكوم كنند.

حمله به مركز ثبت احوال نفوس كندز؛ نيز خونبارتر از جلال آباد بود و هموطنان بسياري را به ماتم عزيزانش نشاند. پيرمردي كه پسرانش براي گرفتن تذكره به اين مركز مراجعه نموده و در اين حادثه جان داده اند، با چشمان اشكبار و چهرهء ماتم گرفته مي گويد: “دو پسرم اول صبح روز دوم حوت براي تذكره آمده بودند و در اين حمله جان داده اند، ما به كجا مراجعه كنيم، از چه كسي و يا ارگان‏هايي استمداد جوييم؟” اين مرد تنها كاري كه مي تواند اين است كه با دو دست خويش به سر وصورتش كوبيده و فرياد مي كشد.

انجام چندين حملهء انتحاري در يك هفته، گمانه‏هاي متفاوت را برانگيخته و ارتباط آنان با يك ديگر نيز دور از احتمال نيست. آگاهان امور در اين خصوص، نظرهاي متفاوتي دارند.

وحید مژده، تحلیل گرمسایل سیاسی براين نظر است: “درصف طالبان كساني هستند كه به تدريج صاحب قدرت مي شوند. آنان طرفدار خشونت بيشتر مي باشند و از رهبران سنتي طالبان كه خواستار مذاكره اند، فرمان نمي برند. درعين حال، شايعاتي هم هست كه بعضي از طالبان خواهان مذاكره با دولت مي باشند. شايد اين حركت براي عدهء ديگر قابل قبول نباشد؛ چرا كه آنان اين حكومت را اسلامي نمي دانند.”

به نظر وي، هرچند دليل مشخصي براي افزايش خشونت به شكل قطعي وجود ندارد؛ اما شايد مخالفان مذاكره با ايجاد خشونت بخواهند مذاكره را سبوتاژ نمايند.

اما عتیق الله امرخیل، کارشناس مسایل نظامی، خشونت‏هاي خونبار اخير را به ايجاد پايگاه دايمي امريكا مرتبط مي داند. وي مي افزايد: “امريكا به خاطر رسيدن به هدف خود از هركار ممكن استفاده مي كند. فقر در افغانستان، ايجاد تفرقه، طرح جداسازي و… همگي توسط امريكا است.” به نظر وي اين بسيار واضح است كه مردم در بعضي از نقاط افغانستان ايجاد پايگاه دايمي امريكا را نمي‏ خواهند و افزايش خشونت‏ها براي توجيه و قبولاندن اين مسئله مي باشد.

اظهارات وحید عمر، سخنگوی رئیس‏ جمهور کرزی، نيز براين موضوع دلالت داشت كه منفعت بعضی ازکشورهای بزرگ جهان به بحران کنونی افغانستان ارتباط دارد. هرچند اشارهء سخنگوی رئیس‏جمهور، به طور مشخص به کدام کشورخاص نبود؛ اما برخی ازآگاهان امور اين سخنان را به ايجاد پايگاه دايمي امريكا در افغانستان بي ارتباط نمي دانند.

عارف الله پشتون، ازسناتوران مجلس سنا براين باور است كه افزايش خشونت براي توجيه حضور دايمي نيروهاي خارجي در افغانستان است.

درحالي‏كه ده‏ها خانوادهء افغان در هفتهء گذشته به ماتم نشسته و هيچ نهادي را براي ياري جستن پيدا نمي توانند، نهادهاي دولتي و غير دولتي تنها كاري كه مي توانند محكوميت اين حمله‏هاست.

سخنگوي رئيس‏جمهور، از طرف های درگير در افغانستان خواست تا نمايش قدرت نمايي خود را با كشتن افراد ملكي خاتمه دهند.  در همين حال، شمس الله احمدزی، رئیس ساحوی کمسیون مستقل حقوق بشرافغانستان درکابل، نيز با ابراز نگرانی و محكوم نمودن تلفات افراد ملکی می گوید:” اگرچه ارقام دقیق ازتلفات افراد ملکی درجریان یک ماه گذشته وجود ندارد؛ اما مي توان گفت که تلفات افراد ملکی دراین مدت بی سابقه بوده است.”

اين خشونت‏ها درحالي افزايش مي يابد كه سال جاري ميلادي، آغاز روند تحويل قدرت از نيروهاي نظامي خارجي به نهادهاي امنيتي داخلي مي باشد.

با اين حال، مردم از اين مسئله به شدت نگراني دارند كه سرنوشت امنيت در كشور با خروج نيروهاي نظامي ناتو چه خواهد شد و تا آن زمان، فزون خواهی تشنگان قدرت، خون مردم بي‏گناه را برزمين خون رنگ افغانستان خواهد ريخت؟

اين سوالي است كه مسئوليت مستقيم آن به دولت و حكومت كشور تعلق دارد و بايد پاسخ مطلوب و معقولي براي آن پيدا شود، پاسخي كه به جوي خون مردم ملكي توقف داده و اين سرزمين را به ماتم سرا تبديل نكند.

 

 

 

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد