کتاب

201
۲ جوزا ۱۳۸۹
نویسنده:

معرفی کتاب

نام کتاب: روسپی های نازنین

نویسنده: منوچهر فرادیس

طرح روی جلد: آرش شرر

شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه

گونۀ اثر: رمان

نوبت چاپ: بهار ۱۳۸۹

ناشر: نویسنده

این کتاب ۱۵۰ صفحه دارد و در موسسه انتشارات حلیمی به چاپ رسیده است. از این نویسنده یک رمان دیگر نیز به نام سال های تنهایی به نشر رسیده است. این رمان که مسایل اجتماعی وعشقی را در هم آمیخته، به برخی از آداب وسنن اجتماعی طعنه می زند. از نثر روان و ساده ای برخوردار می باشد. دیالوگ ها معمولی است و حوادث به صورت معمول اتفاق می افتند. نویسنده در این کتاب به تکنیک زیاد علاقه نشان نمی دهد، بلکه در صدد است تا مخاطب های بیشتر را جذب نماید.خواننده اصلی این نوع داستان ها افراد معمول جامعه می باشند.

**

نام کتاب:گناه نمی کنم

شاعر: کام بخش نیکویی

برگ آراء: منوچهر فرادیس

طرح روی جلد: آرش شرر

شمارگان:۱۰۰۰ نسخه

چاپ: بهار ۱۳۸۹

ناشر: کانون فرهنگی فردوسی

این کتاب نخستین اثر شاعر جوان کام بخش نیکویی است. صد صفحه دارد و شعرهایی را در قالب سپید با خود همراه دارد. قالب شعر سپید قالب معمول در شعر امروز افغانستان به حساب می آید. این مجموعه آخرین تجربیات شاعر را دربر دارد. شاعر در این دفتر بیش تر به دنبال بیان دغدغه های سیاسی – اجتماعی خود است . احساس های شاعر در این زمینه شنیدنی وحس کردنی اند. همچنان استفاده از ترکیبات نو، تخیل شاعرانه، اصطلاحات معمول، لحن حماسی، صراحت رفتار وشور تلخ از ویژگی های آن به شمار می رود. این نمونه را بخوانید:

هرگز

غروب از نفس تنگ

به بالین سرگشاده ام

به راه پرتلاطم که من دارم

به غروب شکسته یی که

هرگز این کاغذ زندگی را

برای یک روز هم با قلم خون آلود

با خون های سرخ

این شهیدان؛

این گونه

رنگین نکرده ام

و ندیده ام.

**

نام کتاب: شیطنت

شاعر: حکیم علی پور

برگ آرا: ژکفر حسینی

طرح جلد: آصف

ویراستار: تقی واحدی

چاپ اول: زمستان ۱۳۸۸

شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه

چاپ وصحافی: مطبعۀ مسلکی افغان

این مجموعه ۶۶ صفحه دارد ودارای اشعاری در قالب های غزل، شعر سپید وکوتاه می باشد. اگر چند حجم کتاب زیاد قابل توجه نیست اما اشعاری که در آن گرد آمده اند، نشان می دهند که شاعر در چاپ اشعارش وسواس زیاد به خرج داده است. غزل های این دفتر با زبان بسیار ساده وصمیمی بیان شده واز عناصر تخیل امروزین بهره مند می باشند. آن چه غزل های این مجموعه را شیرین ساخته همین سادگی در زبان واستفاده از بیان معمول است. به این غزل شاعر توجه نمایید:

نمی شود حذر از این همه سوال کنی

حرام هایی که من کرده ام حلال کنی؟

نمی شود به جهان امر تازه یی بدهی

تمام آنچه گذشته دوباره حلال کنی؟

نمی شود ز تمام چهار فصل دلم

بهار را به درازای کلّ سال کنی؟

گرفته دور مرا گرگ های حرامی

نمی شود که مرا لقمۀ حلال کنی؟

غروب زندگی من همیشه کابل باد!

اگر که از دل من لحظه یی زوال کنی

غریب! داشتن غصه هات حق من است

مرا و حق مرا از چه پایمال کنی!

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد