رادیو کلید FM 88

هفته نامه کلید

تحلیل

44
۲۵ حوت ۱۳۸۸
نویسنده:

معارف؛ بزرگترین نیاز

در افغانستان هیچ بخشی درین سی سال به اندازۀ معارف مظلوم واقع نشده و در آتش بیداد خاکستر نشده است. درین سه دهه جفا های که در حق تعلیم و تربیه در افغانستان روا داشته شده ، نظیر آن را در بخش های دیگر کمتر میتوان دید.

 به این خاطر است که با سابقۀ یک صد سال معارف کشور ، بازهم فقط بیست و سه و نیم درصد مردم باسواد داریم و با درد و دریغ که  هفتاد و شش و نیم درصد دیگر مردم ما در آتش بیسوادی میسوزند که در جمع باسوادان  زنان کشور فیصدی بسیار کوچکی را میسازند، این رقم اندک باسواد، در اکثریت کشور های جهان دیده نمیشود و میتوان گفت که ازین نقطه نظر افغانستان یکی از کشور های بسیار پسمانده و عقب افتادۀ جهان به حساب می آید.

در آغاز جنگهای ضد تجاوز شوروی، مکتبها که به عنوان محل «کمیته های دفاع از انقلاب» تبدیل شده بودند، اولین آماج گلوله باری های قیام کنندگان قرار گرفتند که برخی از آنها تا حال بازسازی نشده اند.

درین سالها آموزگاران بسیاری به نام طرفدار دولت و یا اشرار توسط دو طرف درگیر به قتل رسیدند و این سرمایۀ پُربار کشور به نابودی کشانده شد.

مهاجرت ها و برخورد هیستریک بنیادگرایان ، مخصوصا طالبان نسبت به معارف و ویرانی ۹۰ در صد از ساختمانهای معارف و موسسات تحصیلات عالی در جریان سی سال، اجازه ندادن ایران برای سه ملیون مهاجر جهت برپایی مکتبی دران کشور، تبدیل معارف به بزنس و تجارت برای تنظیم های جهادی در پاکستان و نبود کوچکترین برنامۀ تعلیمی از سوی قومندانان جهادی در مناطق زیرکنترول شان درجریان جنگهای سی ساله، از عوامل اساسی  پسمانی معارف  افغانستان به حساب می آیند.

 با اینکه بعد از انعقاد کنفرانس بن و آغاز فعالیت وزارت معارف، یورش عجیبی از سوی جوانان، نوجوانان و حتی نوپیران به سوی مکتب  آغاز گردید. این یورش بدون اینکه از نبود ساختمان مکتب و یا کمبور مواد درسی و معلم شکوۀ سر دهد، سیل آسا شروع گشت تا عطشی که نزد این قشر درین چند سال به وجود آمده بود، فرو نشانده شود.

 اما ظهور باردیگر جنگ در برخی از قراء و قصبات کشور و زبانه کشیدن آن به سوی شهر ها، این حرکت بزرگ و انسانی را تا حدی در نیمه راه متوقف ساخت و امروز با درد و دریغ که در کشور ما حدود پنج ملیون طفل از رفتن به مکتب محروم اند و آموزگاران یکی از اهداف مهم جنگجویان طالب به حساب می آیند و گاه برای بریدن حلق معلمان جایزه نیز تعیین میکنند.

با تمام این وضعیت، وزارت معارف افغانستان به کمک جامعه جهانی طی هشت سال گذشته قادر شده است که ۴۰ درصد ساختمان مکاتب برباد رفته را باز سازی و احیا نماید که درین راستا کشور جاپان یکی از فکتور های موثر در این عرصه به حساب می آید.

 با اینکه در سال گذشته میلادی در افغانستان ۵۱۵ باب مکتب مورد حملۀ مخالفان قرار گرفتند که بعضی از آنها از بنیاد خاکستر شده، ضرورت به آبادی اساسی دارند، اما برخ دیگر با اندک مصرفی بازسازی و یا در دست باز سازی قرار دارند.

با آغاز سال تعلیمی جدید اینک کشور چاپان ( از مدد گاران اصلی معارف افغانستان) بار دیگر یک کمک نزده و نیم ملیون دالری را برای معارف کشور ما پیشکش نموده که مطمئنا در شرایط کنونی برای آموزش و پرورش ما حکم آب حیات را دارد.

در صورتی بر مصرف این پولها در بازسازی مکاتب افغانستان توجه جدی مبذول گردد و تمامی مجاری فساد بر آن بسته شوند، میتوان گفت که امسال در کنار کمکهای دیگر و بودجۀ انکشافی که برای معارف کشور مدنظر گرفته شده است، بخشی از مشکلات تعلیمی ما حل خواهد شد.

تا زمانیکه معارف افغانستان از نظر تعلیمی و تربیوی روی پای خود راسخانه نه ایستد و اکثریت مردم از نعمت علم و سواد برخوردار نگردد، ممکن نیست که ویرانه های سی سال جنگ و زخم های ناشی ازان که بر روح و روان ملت ما کاشته شده، التیام یابند.

زیرا فقط یک ملت با سواد و با دانش است که میتواند بر مشکلات خود فایق آید و به افق های پیروزی دست یابد، چون به عکس هر پیشرفتی زیر سایۀ جهل و بیسوادی محو و نابود میگردد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد