تحلیل و دیدگاه

348
۳ ثور ۱۳۹۶
نویسنده: محمد رضا گلکوهی

مسیر صلح؛ از مسکو تا کابل

روند مذاکرات صلحی که از سوی روسیه راه‎اندازی شد، پس از سه نشست در مسکو، قرار است کابل میزبان چهارمین نشست آن باشد. هرچند سه دوره از این نشست‎ها که اولی در غیاب افغانستان برگزار شد، دست‎آورد خاصی نداشت، ولی سیاست صلح‎طلبی دولت افغانستان موجب شده تا حداقل از این قضایا بی‎خبر نمانده و فارغ از تحولات جاری مذاکرات نباشد. زیرا هرگاه نماینده‎ دولت کابل در این نشست‎ها حضور نداشته باشد، هرگز نخواهد دانست که در نیات و منویات مخالفان یا حامیان سیاسی و نظامی آن چه می‎گذرد.
این نشست‎ها در حالی برگزار می‎شود که از یک‎سو کاخ کرملین بــه حمایت نظامی از مخالفان مسلح دولت افغانسـتان متهـم اسـت و از جانـب دیگــر، مناسبات روسیه و امریکا نیز به شدت وخیم شده و در پایین‎ترین سطح آن قرار دارد. در چنین وضعیتی، چشم‎انداز مذاکرات پیش رو و نشست‎‎های گذشته چندان روشن به نظر نمی‎رسد.
در این میان، آنچه مسلم است این که کاخ کرملین پس از شکست شوروی، همواره نقش خنثا در افغانستان داشته یا دست‎کم در پشت پرده‎ حوادث جاری قرار داشته است. اما اکنون زمامداران روسیه در صدد اند تا از سیاست صلح‎جویی دولت کابل استفاده‎جویی نموده و نیت مداخله‎جویانه شان را با شگرد دیگری آشکار کرده‎اند. مسوولان این کشور گفته‎اند که حاضر به همکاری در روند صلح افغانستان هستند. حکومت وحدت ملی نیز به نشانه‎ حسن نیت، صلاح‎الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه را به مسکو فرستاد تا زمینه‎ و نشانه‎ همکاری‎اش را نشان داده و ثابت سازد که کابل، دست هرکسی را که در راستای مساعدت به پروسه‎ صلح بلند شود، خواهد فشرد.
به نظر می‎رسد آمادگی دولت کابل برای حضور در این نشست‎ها، به منظور اثبات ادعای مسوولان این کشور در این عرصه، یک گام نیک است که باید برداشته می‎شد. زیرا اگر گزینه‎های دیپلوماتیک جهت اثبات چنین ادعایی به کار گرفته شود، روشن خواهد شد که آیا روسیه از نفوذ لازم برای حضور گروه‎های مسلح طالبان در میز مذاکره برخوردار است یا نه.
اما آنچه شواهد جاری و سوابق فکری گروه طالبان نشان می‎دهد این است که اطاعت‎پذیری این گروه به دلایل مختلف از مسکو قابل توجه نبوده و باز کردن حساب روی این ورق سیاسی، کار مطلوبی نخواهد بود. زیرا گروه طالبان به صورت عمده یک ساختار ایدئولوژیک دارد و حکومت رییس جمهور پوتین توانایی نفوذ در لایه‎های فکری این گروه را نخواهد داشت. این گروه شاید برای باج‎گیری در جبهه‎های نبرد و پیش‎‏برد اهداف جنگی شان از روسیه مساعدت دریافت کنند، ولی تسلیم شدن آن‎ها در عرصه‎ سیاسی به دولتی‎ که سابقه‎ خصمانه با ایدئولوژی اسلامی دارد، قابل باور نمی‎باشد.
دلیل دومی که ثابت می‎سازد روسیه شریک سیاسی خوبی در روند مذاکره نخواهد بود، آن است که این کشور همانند سایر حامیان مخالفان مسلح افغانستان، نیت صادقانه و عملکرد شفافی در این حوزه نداشته‎ است. برگزاری اولین نشست سه جانبه در مسکو، بدون این که رضایت و نقش دولت کابل را با خود داشته باشد، به خوبی گواه این مسأله می‎باشد.
بنابراین، نگرانی عمده این است که کاخ کرملین، پاکستان دیگری در عرصه‎ جنگ و صلح افغانستان شده و به جای رونق بخشیدن به مذاکرات صلح، این پروسه را پیچیده‎تر ساخته و به یک باج‎گیر سیاسی دیگری مبدل شود. رفع چنین نگرانی اما رایزنی سازنده و حضور قوی نمایندگان افغانستان در تعامل با روسیه را نیاز دارد که باید در دستور کار رهبران سیاسی کنونی و سایر گروه‎های مسوول در این عرصه مد نظر گرفته شود.
از جانب دیگر، رویارویی مسکو با متحدان سیاسی افغانستان از جمله امریکا، امیدواری به نتیجه‎دهی این پروسه را کم‎ر‎نگ به تصویر کشیده است. با این حال، آنچه می‎توان از جریان این نشست‎ها توقع داشت و باید تعقیب نمود، آگاهی از نیت دولت مسکو برای روی دست گرفتن طرح صلح برای طرف‎های جنگ افغانستان است. به این معنا که دولت افغانستان باید راهکار و رویکردی را مد نظر گیرد که به همسایگان مداخله‎جو از جمله روسیه بگوید: “مرا به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان.”
این رویکرد از آن جهت مطلوب است که روسیه و سایر همسایه‎های کشور، سابقه‎ چندان مناسب و نیت صادقانه در قبال افغانستان و روندهای جاری سیاسی- نظامی آن نداشته‎اند. لذا مشارکت در روند مذاکراتی که مسکو مبتکر آن است باید با احتیاط کامل و دقت کافی صورت پذیرد، در غیر آن صورت، امکان این که بار دیگر دولت افغانستان فریب همسایه‎های نامهربان خود را بخورد، بعید از تصور نخواهد بود.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد