ادبیات

357
۱۷ سرطان ۱۳۹۷
نویسنده: محبوبه فرید کریمی

مردی که زندان شاعرش ساخت

دگروال متقاعد وزارت دفاع ملی، عصمت‎الله معروف‎ كه بعد از ختم دوره مكتب، پوهنتون نظامی را به سویه لیسانس به پایه اكمال رسانده است، یک شاعر بااحساس و وطن‎دوست است. او كه هشت سال می‎شود به تقاعد سوق داده شده است در این مدت مصروف عریضه‎نویسی در مقابل ساختمان وزارت معارف در شهر کابل میباشد. به گفته خودش، وی بعد از ۳۲ سال خدمت در اردوی ملی و لزوم‎دید دولت از عضویت در اردو كنار رفته است و برای ادامه زندگی و مخارج خانوادهاش مجبور شده است تا عریضه‎نویسی را پيشه کند. وی عضو انجمن نویسندگان نیز است و سرودن شعر را با جان و دل دوست دارد. ما در این شماره با این شاعر و جنرال متقاعد مصاحبه‎ای انجام داده‎ایم که اینک شما را به خواندن آن دعوت می‎کنیم.
كلید: از چه زمانی به سرودن شعر آغاز كردید؟
معروف: من از جوانی به سرودن شعر علاقمند بودم. حال هم به این شعر و شاعری خیلی علاقه دارم و با مشاهده بعضی مشكلات در جامعه و زندگی مردم و تحلیل و ارزیابی آن، تلاش می‎کنم این مشکلات را در قالب شعر بیان کنم.
كلید: در مورد اشعار تان بگویید.
معروف: حدود ۱۶۳ قطعه شعر با موضوعات مختلف سرودهام كه یک تعداد آن را بعد از اینكه مورد نقد و ارزیابی از سوی دوستان شاعر و نويسندگان برجسته قرار گرفته است، چاپ هم كردهام.
كلید: در چه مواقع شعر میسرایید؟
معروف: اشعارم را در جریان وظیفه، در خانه و گاهی هم در میان دوستان سرودهام. چندین قطعه شعرم در مجلات و در روزنامههای مختلف اقبال چاپ یافته و نیز چندین بار از سوی انجمنهای مختلف ادبی مورد تقدیر قرار گرفتهام.
كلید: چطور علاقمندی تان افزایش یافت تا بیشتر شعر بسرایید؟
معروف: در سال ۱۳۶۹ خورشیدی روی یک قضیه ناحق زندانی شدم و ۱۲۳ روز را با پاهای زولانه شده و با تحمل روزهای سخت در زندان گذشتاندم. آن روزها فقط كوته‎قفلی نبودم بلكه یک حالت بد روحی نیز برایم واقع شد و این همه بیعدالتی و درد زندانی شدن، ذهن مرا خیلی متأثر ساخت كه با این همه پیشامدها یک بار دیگر به سوی سرودن شعر روی آوردم. این هم یک پارچه شعر من كه از درد و آلام همان روزهای سخت و رنجآورم در داخل زندان حرف میزند.
زندان
الهی این شب تارم سحر كن
ز زندان سیه من را بدر كن
به چاه افتادهام یوسف ثانی
تو رحم بر ناله و آه پدر كن
ز دست ظالمان، این جا فتادم
ز لطف و مرحمت سویم نظر كن
نجاتم ده، فرشته نجاتم
بگیر دستم و از چاهم بدر كن
برو احوال زارم با پدر گو
بگو در چاه زندان است خبر كو
معروف دستش به دامانت الهی
تو لطف خویش را بار دیگر كن
كلید: كسی شما را در سرودن شعر رهنمایی كرده است یا خیر؟
معروف: بعد از اینكه در وجودم انگیزه شعری قوت گرفت، یگانه عامل آن خستگیهای روزهای زندانی بودنم بود. از زمانی كه به طور جدی به سرودن شعر پرداختهام با شاعران زبردست و نامدار مشورههای لازم را انجام داده‎ام و تاكنون هم اشعارم به وسیله آن‎ها نقد و بررسی میشود.
كلید: در چه مواردی بیشتر شعر میسراید؟
معروف: اضافهتر در مورد وطن و درباره بیعدالتی‎هایی كه در این سرزمین رخ میدهد، شعر میسرایم. درباره عشق به وطن هم بیشتر میسرایم و در هر موردی كه مورد توجه من قرار گیرد در همان مورد مطابق خواست و نظریه خودم، شعر میگویم، مگر علاقه خاص به سرایش شعرهای میهنی و مردمی دارم.
كلید: به نظر شما چه اثرگذاری در شعر وجود دارد؟
معروف: شعر از جهت كلام بودنش نیازمند به این است كه بتواند در میان انسانها تأثیر بگذارد و این اثرگذاری از حد و حدود حرفهای عادی خارج است. شعر وقتی به غایت خود نایل میشود كه انسانها را تصرف كند و تأثیر خود، یعنی عاطفه و خیالی را كه در آن است، به دیگران انتقال دهد.
كلید: چه احساسی در هنگام سرودن شعر دارید؟
معروف: هنگامی كه شعر میسرایم احساس آرامش پیدا میكنم؛ چون از درد و رنج وطنم حرف میزنم و گاهی هم از عشق و محبت خود به این سرزمین، احساس شور و شوق نموده و به شعر میپردازم. افغانستان عزیز را زیاد دوست دارم و حس دوستی وطن مرا به وجد میآورد تا از وطنم توصیف كرده و از مردم غیور و باشهامت آن بیشتر بنویسم، اما گاهی هم كه از رنج روزگار هموطنم، از نالههای یتیمها و بیوه زنان این سرزمین درددیده میگویم، حتا اشک میریزم و احساس درد در وجودم رخنه میكند؛ چون درد هموطنم مرا شكنجه روحی میكند. در این چهل سال درد و جنگ در وطنم، هنوز هم سرودن شعر را پایانی نیست؛ چرا كه هر روز و هر لحظه احساسی در وجودم پدید میآید و مرا وا میدارد تا قطعه شعری بسرایم.
میهن
میهنم آتش به جانت دیدهام
قلب زار و خون چكانت دیدهام
سوختی در حیله و مكر و فسون
بر مراد دیگرانت دیدهام
لاله‎زارت گشته از پامال خصم
باز به رنگ خزانت دیدهام
شد در و دیوار تو یكسان به خاک
مرغک بی‎آشیانت دیدهام
اشک میبارید و طفل و مرد و زن
در به در پیر و جوانت دیدهام
میهنم ای جان من غمگین مباش
گرچه زار و ناتوانت دیدهام
خواب دیدم دست‎ها باهم شدند
برتر از تاج جهانت دیدهام
هفت رنگت ساختند بیگانگان
رنگ رنگ رنگینكمانت دیدهام

بی‎اثر باشد معروف بیچاره
مرغ بسمل نیمه جانت دیدهام
كلید: در خانواده، كیها شما را به سرودن شعر تشویق میكنند؟
معروف: تمام فرزندانم علاقمند شعرهایم هستند و شنونده خوب شعرهایم میباشند؛ چون وقتی شعر میخوانم همه گوش میدهند و مرا بیشتر از پیش در این راه ترغیب میكنند. در میان همه مریم جان دخترم هم شعر میسراید كه من نیز مشوق او هستم.
كلید: چه طرحهایی برای چاپ متباقی آثار تان دارید؟
معروف: تعدادی از اشعار خود را تنظیم كردهام كه با یک بازنگری ديگر، آماده چاپ خواهد شد.
كلید: در جوانی با چه محتویات شعرمیسرودید؟
معروف: در آن زمان زیادتر علاقمند خواندن شعر بودم و تصمیم صد درصد سرودن شعر را به شكل منظم امروزی آن نداشتم، اما چنان كه قبلاً گفتم زندان سبب شد كه شعرهای زیادی بسرایم.
كلید: علاقمندی تان به محافل شعری چگونه است؟
معروف: من عضو انجمن شعر و ادب (انجمن نویسندگان) هستم. این انجمن محافل شعرخوانی برگزار میکند كه زمینهساز خوب برای سرایش اشعارم میباشد.
كلید: برنامههای بعدی فرهنگی تان چه است؟
معروف: برنامه خاصی ندارم ولی با وجود این وضعیت، تلاش دارم شعر بگویم و در قسمت غنامند شدن فرهنگ و ادب وطن عزیز خود تا آن جا که ممکن است، سهم بگیرم.
كلید: به نظر شما شعر چیست و شاعر كیست؟
معروف: اینكه شعر چیست، یک بحث بسیار دشواری است؛ چرا که تاکنون به اندازه عمر آدمی از پیدایش شعر میگذرد، ولی تعریف جامع و مانعی از آن صورت نگرفته است، برای همین تعدادی آمدهاند بسیاری از آثاری را که به زعم سرایندگان آن، شعر محسوب میشده است، از قلمرو شعر بیرون ساختهاند و برخی بر عکس؛ آثاری را که سرایندگان آن، آن‎ها را در قالب نثر آهنگین ارائه دادهاند، شعر به شمار آوردهاند و بعضی هم تفکیک مرز شعر و نثر را کار نادرست خواندهاند. به هر حال به نظر من، شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر و متساوی و شاعر نقاش زبردستی است كه خوبیها و بدیها را مجسم مینماید و مناظر جامعه خود را با بهترین طرز، بیان میكند. شاعر با سرودن اشعار نغز و با انتخاب معانی لطیف و بدیع توجه همه را به خویش معطوف میدارد و افكار خود را بر دیگران تحمیل میكند.
كلید: در اخیر اگر پیامی دارید، بگویید.
معروف: بر همه افغان‎ها است تا فرهنگ اصیل خود را فراموش نکنند و دست به دست هم دهند و در غنامندی آن و نیز در برقراری عدالت از هیچنوعسعیوكوششدریغ نورزند تا روزی شاهد فرهنگوادبغنیتر از امروز و تأمین عدالت واقعی در كشور خود باشیم.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد