و سایر مطالب

299
۲۷ اسد ۱۳۹۴
نویسنده:

مردم افغانستان، قربانی بازی‌هاي پنهان

هیچ‌کسی نمی‎داند پشت پرده رخدادهای جاری کشور چه دست‎هایی نهفته و چه کسانی با کدام اهداف و مقاصد، مردم افغانستان را به مسلخ برده و همه روزه خون آنان را بر زمین می‎ریزند. “این واقعیت نامکشوف است که حتی خود ارگ‎نشینان و رهبران درجه اول کشوری نیز از آن ناآگاه است و بازیگران اصلی صحنه سیاسی افغانستان عناصری اند که خارج از افغانستان قرار داشته و دست‎های قدرتمندی از میان کشورهای دور و نزدیک افغانستان در این قضیه دخیل است.” یکی از آگاهان که نمی‎خواهد نامی از وی برده شود، با ذکر این نکته می‎گوید که حتی رییس‎جمهور اشرف‎غنی و عبدالله عبدالله، رییس اجرائیه، نیز نمی‎دانند که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد و آینده افغانستان چگونه رقم خواهد خورد، بلکه سناریوسازان صحنه سیاسی افغانستان کسان دیگری اند و حکومت کابل نیز در بسیاری از موارد، همانند مردم عادی از حقایق پشت پرده بی‎‏خبر است.
این ابهام در افکار عمومی نیز به شدت دامن زده می‎شود و بسیاری از شهروندان از آینده موهوم و سرنوشت مبهم شان در کشوری که معلوم نیست حامیان اصلی مخالفان مسلح چه کسانی اند و چه وقتی دست از جنگ و شورش خواهند کشید، می‎هراسند. عفیفه، زنی که مادر چهار کودک است، از اینکه نمی‎داند آینده فرزندان وی چه خواهد شد، به شدت نگران است. وی از این مسأله می‎ترسد که مبادا فرزندانش نیز همانند وی در میان خون و آتش زندگی کنند و هر روز را در انتظار جنگ، خشونت و احتمال نابودی در کام مرگ، به شب پیوند دهد. او می‎گوید: “هر وقتی که اوضاع مختل شده و جنگ و انتحار و انفجار افزایش می‎یابد، من به خودم می‎گویم که آینده‎ چهار فرزندم چه خواهد شد و آیا آنان چانس زندگی در این سرزمین را پیدا نموده و به آرامی و امنیت عمر شان را سپری خواهند کرد؟”
عفیفه رخداد خونین هفته گذشته در شاه شهید را مثال می‎زند که مادران زیادی را داغدار ساخت و کودکان بسیاری را به سوگ مادر یا پدر شان نشاند. عفیفه در حالی که اشک از چشمانش سرازیر می‎شود، کودکان داغدار شاه شهید کابل را دلبندان خود دانسته و در این ماتم خویشتن را شریک می‎داند.
این ابهامات و پرسش‎ها پس از رخداد خونین شاه شهید و افشا شدن مرگ ملاعمر، بیشتر از هر زمان دیگری دامن زده شده و افکار عمومی را مضطرب و وجدان جمعی را مجروح ساخت. این اتفاق باعث شد تا روند مذاکرات مستقیم که دور اول آن در اسلام‎آباد برگزار شد و قرار بود دور دوم آن به زودی آغاز گردد، در حالت بی‎سرنوشتی درآمده و دچار اختلال جدی شود. از سوی دیگر، بی‎خبری حاکمان کشوری از مرگ ملاعمر که دو سال پیش فوت کرده یا به روایتی کشته شده است، شک و تردیدها را نسبت به بازی بزرگ بیرونی بیشتر ساخت و پیام تقدیر رییس‎جمهور از ملاعمر در روز مراسم نماز عید سعید فطر، مردم را نسبت به ارگان‎های دولتی و امنیتی کشور بی‎باور ساخت.

صلح و جنگ یا بازی بزرگ؟

ابهامات موجود و برهم زدن مذاکرات صلح از جانب پاکستان در اوج امیدواری‎ها باعث شده است تا برخی از اعضای جامعه مدنی، مذاکرات صلح را سرچشمه رسیدن به آشتی ندانند، بلکه آن را به سرابی تشبیه نمایند که حاکمان کابل را سرگردان ساخته و مردم را نیز در میدان یک بازی بزرگ به قربانگاه می‎برد. امین ناظری، عضو «انجمن مدنی توانا»، بر این اعتقاد است که “هربار با جدی نشان دادن مذاکرات صلح، نیروهای امنیتی ما اغفال شده و اندکی از تدابیر امنیتی شان کاسته‎اند. مخالفان مسلح نیز با استفاده از همین فرصت، توانسته‎اند به درستی نقاط مورد نظر شان آماج قرار دهند یا حمله‎های مسلحانه انجام دهند. از این طریق آنان نمایش‎نامه قدرت اجرا می‎کنند و حکومت نیز بار دیگر دست به تضرع زده و و از پاکستان یا عوامل حمایتی گروه طالبان می‎خواهد تا نشست دیگری را درباره صلح برای آنان تدارک ببیند.”
این سخنان در پیوند به تماس تلیفونی اشرف‎غنی با نوازشریف، صدراعظم پاکستان، ابراز می‎گردد که سه روز پس از حادثه شاه شهید صورت گرفت و او بار دیگر از نوازشریف خواست تا در آوردن صلح به افغانستان مساعدت نماید. به گزارش رسانه‎های دولتی پاکستان، در این تماس تلیفونی ۱۰ دقیقه‎ای که از سوی محمداشرف‎غنی انجام شد، وی در خصوص تازه‎ترین تحولات افغانستان و مذاکرات صلح دولت کابل با طالبان، با نوازشریف گفتگو کرد. نوازشریف در این گفتگوی تلیفونی، ضمن ابراز تأسف درمورد وقوع انفجارهای مرگبار در روزهای اخیر در کابل، این حملات را محکوم کرد. اشرف‎غنی و نوازشریف هر دو تأکید و توافق کردند که روند مذاکرات صلح میان طالبان افغانستان و دولت کابل باید ادامه یابد. در همین حال، جانان موسی‎زی، سفیر افغانستان در پاکستان، به دیدار مولانا سمیع‎الحق، پدر معنوی طالبان رفت و از او برای تحقق صلح در افغانستان درخواست کمک کرد.
این در حالی است که برخی از کارشناسان، اعتماد به عناصری‎ را که در پاسخ نیت صلح‎جویانه دولت کابل، دست به انفجار و خون‎ریزی می‎زنند، بی‎فایده دانسته و اشتباه استراتیژیک قلمداد می‎کنند. شکریه بارکزی، عضو ولسی جرگه، بر این عقیده است که “‌سیاست تضرع در برابر مخالفان مسلح و استمداد از پاکستان اشتباهی است که بارها تکرار شده و بی‎نتیجه بودن آن نیز به اثبات رسیده است. لذا دولت کابل نباید یک آزمون بی‎نتیجه را دو بار به امتحان گرفته و خویشتن را در افکار عمومی بیشتر بی‎اعتماد سازد.” به نظر وی، زمانی باید وارد مذاکره شد که سازمان ملل نتیجه‎بخش بودن آن را تضمین نموده و جانب مذاکره‎کننده را زیر نظارت بگیرد.
اما آذرخش حافظی، مشاور بین‎الملی اتاق‎های تجارت و آگاه مسایل سیاسی، بر این باور است که “کوشش شود با افرادی مذاکره شود که صاحب صلاحیت باشند. از این که طالبان از سوی پاکستان اداره می‎شوند اول با پاکستان مذاکره شود؛ چون مالک اصلی این پروژه آی-اس-آی است. تعدادی از گروه طالبان نزد پاکستانی‎ها گروگان اند و این هیأت طالبان را به یک شکل به دور میز مذاکره می‌آورد.”
عبدالرب رسول سیاف، یکی از قومندانان سابق جهادی، نیز در سخنانی که چندی پیش ایراد کرد، به نحوی این مطلب را تأیید نمود که برخی از مخالفان مسلح در اختیار دولت پاکستان است و حتی وی رهبر گروه طالبان،‌ ملامحمد عمر را اجیر و مزدور خواند که در اخیر نیز با فشار و اجبار کشته شده است.
در این میان نقش پاکستان، ابزار تروریزم و حامیان بین‎المللی در میدان جنگ و صلح افغانستان در قالب بازی بزرگی به پیش برده می‎شود که مشخص نیست چه زمانی به نتیجه خواهد رسید. برخی از مسوولان امور ایجاد گروه‎های مخالف مسلح را نیز جزئی از این بازی می‎دانند. اسماعیل قاسمیار،‌ مشاور بین‎المللی شورای عالی صلح، بر این نظر است که “در اصل این یک بازی بزرگ است که در کشور ما راه‎اندازی گردیده است که این بازی در چهارچوب تک قطبی شدن دنیا به پیش می‎رود و پس از حادثه یازده سپتمبر ۲۰۰۱ در امریکا، افغانستان به صورت مستقیم در معرض این بازی قرار گرفت.”
وی نقش پاکستان را در این میان تربیت و صدور تروریزم دانسته و می‎گوید: “این بازی خیلی پیچیده است و ابعاد گوناگونی دارد و خیلی منافع گروه‎ها و کشورها به این بازی گره خورده است. اما باید کشورهای منطقه بدانند که تروریزم دشمن مشترک است و باید با راهکار سیاسی و مذاکره به این بلای خانمانسوز خاتمه بخشید.”

پاسخ رییس‎جمهور؛ از حرف تا عمل
اعتراض و انزجار مردم از وضعیت کنونی، سکوت ارگ ریاست‎جمهوری را شکست و رییس‎جمهور اشرف‎غنی در نشست مطبوعاتی اخیرش گفت که رویدادهای اخیر در کابل و سایر نقاط افغانستان نشان می‌دهد که لانه‌های آموزش انتحاری و کارخانه‌های ساخت بمب‌هایی که “مردم بی‌گناه را به خاک و خون می‌کشاند مثل گذشته در آن کشور (پاکستان) فعال است.” او گفت: “من از ملت و دولت پاکستان می‌پرسم که اگر گروهی چنین قتل عامی که در شاه شهید کابل شد در اسلام‌آباد انجام می‌داد و این گروه در خاک افغانستان پناهگاه و در شهرهای بزرگ ما دفتر و مراکز آموزشی می‌داشت، آنگاه واکنش شما چه می‌بود، آیا ما را دوست خود می‌دیدید یا دشمن؟”
رییس‎جمهور غنی با انتقاد از عملکرد پاکستان گفت: “ما به صلح امید داشتیم، اما در قلمرو پاکستان بر خلاف ما جنگ اعلام می‌شود و این در حقیقت از یک ملت و کشور همسایه دشمنی واضح است.” او افزود که افغانستان در همه این مدت منتظر بود که پاکستان اراده و ظرفیت خود را برای آوردن صلح در افغانستان نشان بدهد اما “پاکستان هنوز شاهد برپایی اجتماعی است که دست‌هایی از آنجا به ما پیام جنگ می‌فرستد.”
آگاهان این اظهارات را به معنای هم‎صدایی با ملت خوانده و در افزایش قدرت ملی تأثیرگذار می‎دانند. قنبرعلی تابش، استاد پوهنتون در موسسه تحصیلات عالی ابوریحان، بر این باور است که “اظهارات و بیانیه قاطع و صریح رییس‎جمهور غنی قابل ستایش بود و نشان از این داشت که او صدای اعتراض و خشم ملت را شنیده است. چیزی که اکنون مردم انتظارش را می‎کشند، جامه عمل پوشاندن به این هشدارها و اخطارها است.”
به هر حال، حکومت کابل مکلف است به هر نحوی که شده است این مسأله را با سازوکارهای مناسب، منطقی و مؤثر به پیش ببرد. هرگاه این پروسه به صورت درست آن دنبال نشده و به سرمنزل مقصود خویش نرسد، بحران اعتماد نسبت به حکومت وحدت ملی عمیق‎تر شده و شرایط بدتر از حال خواهد شد. زیرا صلح یکی از اساسی‎ترین مفادی بود که در تفاهمنامه سیاسی برای تشکیل حکومت وحدت ملی آورده شده بود. بر اساس همان تفاهمنامه، دو رهبر ملزم بودند که برای این پروسه به طور جدی کار کرده و صلح را برای مردم به ارمغان بیاورند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد