و سایر گزارش ها

724
۱۴ حمل ۱۳۸۹
نویسنده:

كانكور؛ سرنوشت ساز برای جوانان

علاقه به تحصيلات عالــــي‌ در ميان جوانان افغانستان، روز تا روز روبــــه افزايش است. اين روند، در سالهاي قبل كاملاً متفاوت با امروز بود. تعداد زيادي از پوهنتون هـــا غيرفعال بودند و به همين خاطـــر، فقط شمار محدودي از جوانان، به تحصيلات عالي دسترسي داشتند.

هر چند ايجـــاد پوهنتون هــــــاي خصوصي و دولتي، بيانگر پيشرفت تــــحصيلات عالي در كشور است؛ اما با آنهم تعداد زيادي از جوانان، هرسال از ادامه»‌‌ تحصيلات عالي، محروم مي‌مانند.   

پروسه»‌‌ امتحان كانـــكور، امسال نيز همانند سالهاي گذشته در مــاه هاي دلو و حوت ۱۳۸۸، با اشتراك هزاران تن از جوانان علاقمند تحصيل، برگزار گرديد.  ‌ ‌

هرگاه به سابقه»‌‌ برگزاري كانكور در سه سال گذشته نظر اندازيــم، مي بينيم كه در سال ۱۳۸۸ افزايش قابل ملاحظـه اي در سهمگيري جوانان بـــــه امتحان كانكـــور وجود داشته است؛ بدين مفهوم كه در سال ۱۳۸۶  به تعداد ۵۰ هزار تن و در سال ۱۳۸۷ در حدود  ۸۴ هزار تن، امتحان كانكور را سپري كرده؛ اما ايــــــن رقم در سال ۱۳۸۸ به  ۸۹۵۸۶  تن رسيد كه از اين جمله، ۷۴ فيصد را پسران و ۲۶  فيصد را دختران تشكيل مي دهند.

در ارزيابـي كـــه صورت گرفته است؛ ۴۳۲۰۳ تن به پوهنتون هـــا و موسسات تحصيلات عالي معرفي گرديده اند كه ۳۲۳۰۵ تن، پسر و ۱۰۱۵۱  تن، دختر هستند.

به گفته»‌‌ محمدعظيم نـــوربخش سخنگويي وزارت تحصيلات عالي؛ سال قبل ظرفيت جذب محصلين بــــه مـــوسسات تحصيلات عالي، ۱۵ فيصد بود و امسال به ۲۰ فيصد ارتقا نموده است.

تقاضاي ظرفيت جذب جوانان بــه موسسات تحصيلات عالي در سال ۱۳۸۸، بيشتر از ۲۳ هزار تن سنجيده شده بود كــــــه همين تعداد، در سال ۱۳۸۹ به پوهنتون هـــــا و موسسات تحصيلات عالي معرفي گرديدند.  ‌ ‌

وي مي افزايد: “در حـــــدود ۵۰۰ تن ديگر از جمله كساني كه بــــــي نتيجه مانده اند هم، به موسساتي كه ظرفيت جذب دارند، معرفي خواهند شد. از آنجاييكه ظرفيت جذب در موسسات نيمه عالي؛ ۴۳ هزار تن مي باشد و در حال حاضر اين موسسات ظرفيت جذب ۲۲ هــــزار تن ديگررا نيز دارند، در آينده»‌‌ نزديك، آن عده جواناني كه بي نتيجه مانده اند، به اين موسسات معرفي خواهند شد.”

مانند سالهاي قبل تعداد زيادي از جوانان، با سپري نمودن كانكور، بي نتيجه مانده اند كه همه روزه بـــــه وزارت تـــحصيلات عـــالــــي مراجعه مي‌نمايند. شمار زيادي از ايــــن جوانان، دختران بودند؛ آنها شكايت داشتند كـــــه با وجود گرفتن نمره»‌‌ خوب، قبول نگرديده اند. ‌ ‌

“حادثه” يكتن از دختران جواني كــه از ليسه زرغونه فارغ گرديده است، مي گويد كه با داشتن ۱۷۸ نمره هم، نامش در لست بي نتيجه ها است؛ درحاليكه كساني هـــــم هستند كه با ۱۷۲  نمره، قبول گرديده اند. ‌ ‌

اما آقاي نور بخش ايـــن ادعــا را بي اساس دانسته مي گويد: “كساني كه ۱۷۴ نمره داشتند، به موسسات تحصيلات عالـــي و پوهنتون ها راه يافتند و نمرات كمتر از آن، بـــــي تنيجه اعلان گرديدند؛ كسانــــي كـــه ۱۴۰ نمــــره داشتند، در موسسات نيمه عالــي قبول گرديدند و كمتر از آن، بي نتيجه اعلان شدند.”

زحل، فـــارغ ليسه عايشه»‌‌ درانـي كه به قول خودش با اخذ ۱۷۵ نمره بدون نتيجه مانده است. مي گويــد كــــه  آرزوي زيـــادي براي شموليت به پوهنتون داشت كــه همه به ياس مبدل شد. زحل مي افزايد: “كساني هـم هستند كه با داشتن ۱۷۱ نمره نيز به دارالمعلمين ها قبول گرديده اند.”

 ‌به گفته»‌‌ وي: تعداد مجموعي صنف آنان ۳۸ تن بودند كه از آن جمله؛ تنها اول نمره»‌‌ صنف، به پوهنحِي ادبيات كامياب گـــرديــــده و متباقي در ليست بي نتيجه ها مانده اند.  ‌ ‌

با مراجعه»‌‌ بار بار زحل بـــه اين وزارت، به او گفته شده است كـــــه بــــا دادن عـــريــــضه به دارالمعلمين هاي كابــــــل و يـــا ولايات، معرفي خواهد شد. ‌ ‌

صدف نيز كه فارغ ليسه عايشه»‌‌ دراني است مي گويد كه ۱۹۶ نمره داشته؛ اما بازهم بي نتيجه مانده است. بــه دليل اينكــــه پسران نسبت به دختران، بيشتر جذب موسسات تحصيلات عالي گرديده اند و شناخت و واسطه، همچون سالهاي قبل جاي خود را داشته است. ‌ ‌

وي مي گويد: “دلـــم به حال زحمات خودم مي‌سوزد كه مدت زيـــــادي كورسهاي آماده گي كانكور را تعــــــقيب نمودم؛ اما اينجا برايم گفته مي‌شود كه برو به خانه بنشين و سال آينده امتحان بده؛ درحاليكـــــه در راه كسب تحصيل، يكسال برايم ارزش يك عمر را دارد.” ‌ ‌

صدف مـــــي گويد: “دوم نمره»‌‌ صنف شان، با داشتن ۲۵۸ نمره، بي نتيجه مانده و پسرخاله اش با دادن سه بار امتحان نيز در لست بي نتيجه ها است.‌

آقاي نوربـــــخش گفت: “اينكـــه چرا تعداد زيادي بي نتيجه مانده اند؟ كـــــم بودن ظرفيت جذب موسسات تحصيلات عالـــي نـــه بلكه اين بوده كه بيشتر محصلين، يك يا دو انتخاب بيشتر ننموده اند و زماني كه نمره»‌ معياري اين دو پوهنحِي را پوره نتوانسته اند، بي نتيجه مانده اند.”‌ ‌

اين درحاليست كه بيشتر جوانان بي نتيجه؛ ادعا دارند كـــــــه آنان در حدود ۸ الي ۱۰ انتخاب داشته اند و تعداد زياد شان بخاطر تجربه اي كه از سالهاي قبل، از ديـــگران داشتند، اولين انتخاب شان دارالمعلمين بـــوده؛ امــــا بـــخاطر نداشتن شناخت و واسطه، بي نتيجه مانده اند. ‌ ‌

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد