اجتماعی

6089
۲۸ جوزا ۱۳۹۶
نویسنده: فرشته آرش فیضی

قدردانی از مهربان‎ترین موجود روی زمین

در افــغــانــســتان، ۲۴ جـــوزا را روز مــادر نــام گذاشته‎اند؛ روز تاریخی که اکثریت مادران در بارۀ آن چیزی نــمی‎دانـنــد. شایــد شمار انگشت‎شماری از مادران نام این روز را صرفاً از طریق رسانه‎ها و آن هم در قالب گزارشی با موضوع خشونت علیه زنان شنیده باشند، اما اکثریت مادران نمی‎دانند که ۲۴ جوزا چه مناسبت تاریخی است و در این روز چه اتفاقی رخ می‎دهد. با این حال، هفته‎نامۀ مرسل به داخل شهر رفته و نظریات مختلف مادران را در مورد روز مادر گردآوری کرده است.
زهرا، مادر محمدرحیم است. پسر وی در حملۀ انتحاری چهارشنبه خونین کابل جانش را از دست داد. این زن رنجدیده، با قامت خمــیده و چــشمان اشکبــار، خود را مادر محمدرحیم ۲۷ ساله یک تن از قربانیان حملۀ انتحاری وزیرمحمد اکبرخان معرفی می‎کند. وی در حالی که مدام اشک میریخت و سر و صورت تصویر پسرش را می‎بوسید، گفت:”همه ساله در این روز، رحیم پسر نازنینم، به عنوان هدیه، یک چادر و یا یک جوره بوت برایم میآورد. دستانم را میبوسید و میگفت که مادرم روزت مبارک! اما امسال … رحیم جوانه مرگم، دیگر میان اعضای خانوادۀ ما نیست.”
مادر محمدرحیم میگوید که دو سال از ازدواج پسرش میگذرد و از او، یک پسر ده ماهه به جا مانده است. پس از مرگ محمدرحیم، اکنون مسوولیت گردش چرخ روزگار، دوباره به بازوان نحیف فاطمه افتاده است. عزماش برای کمک به نواسهاش جزم است و از تلاشهایش در این راستا سخن میگوید:”با هر قیمتی که شود، مسوولیت مادری خود را در قبال پسر و زهرا خانم محمدرحیم ادا میکنم.”
خانم زهرا در ادامه گفت در دیگر کشورهای جهان، مادران، کودکان شان را بزرگ کرده و منتظر ثمرۀ بهار جوانی و فرزندان آن‎ها می‎باشند، ولی در افغانستان اکثریت مادران در خــزان زنــدگـــی خود، به دلیــل جــنگ و ناامنی، شـــاهـــد بــه خاک و خون کشیده شدن فرزندان شان هستند. این مادر رنج‎دیده از دولت می‎خواهد که بهای خون فرزندان این سرزمین را گرفته و در کشور صلح را تأمین کند تا به گفتۀ وی، دیگر هیچ مادری بر گلیم غم فرزندان خود به سوگواری ننشیند.
گل‎مکی “اسم مستعار” یک کارگر شاروالی کابل است. این خانم در نخست روز مادر را برای مادران رنجکشیدۀ افغان تبریک گفت و سپس افزود:”هرچند سواد ندارم، ولی می‎توان گفت که مادر بودن در کشور ما همت بالایی می‏خواهد؛ چون مسوولیت‎هــای فــراوانــی در قبال برزگ کردن فرزندانش دارد.”
گل‎مکی ۳۸ ساله، چهار سال قبل از امروز، شوهرش را در یک حملۀ انتحاری در کندز از دست داده است. وی اکنون در منطقۀ سر کوتل خیرخانه در یکی از خانههایی که یکی از دوستان شان برای وی داده است، با شش طفل خود زندگی میکند. وی که در جریان چند سال گذشته با مشکلات اقتصادی فراوانی دست و پنجه نرم کرده است، میگوید همت‎اش را از دست نداده و زحمت می‎کشد تا از راه حلال، فرزندانش را کلان کند و به جایگاهی برساند.
نوریه بابکرخیل، یک تن از کارشناسان در امور آگاهی‎دهی جندر است. او از جملۀ کسانی است که میخواهد به مناسبت این روز، به شکل غافلگیرانهای، لبخند را بر لبان مادر و مادرشوهرش بنشاند و از زحمات بیپایان آنها سپاسگزاری کند. خانم بابکرخیل که خودش نیز مادر چهار فرزند است، در مصاحبه با هفته‎نامۀ مرسل گفت:”برای گرامیداشت از این روز، من همراه با شوهر و کودکانم تصمیم داریم که مادرم و مادرشوهرم که از این روز بی‎خبر هستند را غافلگیر بسازیم و برای شان کیک ببریم.” وی در ادامه گفت:
” وقتی از کار روزمره به خانه بر میگردید و هیچ خبری هم ندارید، یک دفعه میبینید که شوهر و فرزندان تان، شما را با یک مهمانی کاملاً خانوادگی با یک هدیۀ کوچک – هرچه میتــوانـــد بــاشــد – قدردانی میکنند، فکر میکنم که یک نوع ارزش قایل شدن برای یک مادر است.”
سمیرا اسلمی، کارمند یک بانک خصوصی در کابل است. او می‎گوید که واژۀ مادر مقدس است، اما این تقدس در افغانستان باید در چهاردیواری خانه باشد. از دید قبیلوی بسیاری افغانها، بیرون شدن زن و مادر از چهاردیواری خانه و اشتراک در فعالیتهای اجتماعی، نفی کنندۀ این تقدس پنداشته میشود. به همین دلیل،غالباً احترام به زن و مادر، نه از روی شناخت زن به عنوان یک انسان برابر با مرد است، بلکه از روی یک نوع ترحم نسبت به یک عاجزه است.
خانم اسلمی که خودش نیز مادر است، روز جهانی مادر را به مادر و مادرشوهرش مبارک‎باد می‎گوید و ابراز امیدواری میکند که بتواند از یگانه دخترش، یسرامیلاد با مسوولیتپذیری تمام مراقبت کند.
سلیمه سروش، معلم در لیسۀ سوریای شهر کابــل است. او مــیگــویــد وقتی از بعضی زنان عادی در مورد روز مادر بپرسی، نخست اطلاعی ندارند و اگر اطلاعی هم حاصل کنند، تمایلی به ابراز نظر در مورد این روز ندارند. چون وقتی روز مادر به عنوان یک واقعیت در زندگی مادران مطرح نباشد، به نظر شان سمبولیک مینماید. با وجود انواع مشکلاتی که مادران تجربه و تحمل میکنند، اما فرهنگ سپاسگزاری از مادر به این شکلاش در افغانستان جا نیافتاده است.
الهه نعمتی یک تن از مادرانی که باشندۀ منطقۀ کارته نو شهر کابل میباشد، می‎گوید: “همیشه زن افغان به عنوان یک مادر کوشش کرده از فرزندان و خانه‎اش مراقبت کند؛ حتا اگر جان خود را از دست بدهد، حتا اگر سلامتی روان و جسم او هم به تحلیل برود و با هزاران مشکل مواجه شود، باز هم سعی می‎کند یک فضای بسیار مطلوب و دلچسب برای خانوادۀ خود درست کند. اما باور کنید امروز اگر شما در جامعه ببینید، افراد کمی هستند که درد دلهای مادر افغان را شنیده و از او پرسیده که تو به عنوان یک مادر چه مشکلی داری!” زرمینه، یکی از باشندگان شهر کابل، میگوید با آن که مادران از مقام و منزلت والایی برخوردار هستند، اما بیشتر مادران افغان از روز شان اطلاع کافی ندارند و در این روز هدیه هم دریافت نمی‎کنند. زرمینه ۳۵ ساله که اکنون مادر هشت فرزند است، می‎گوید:”من ۱۲ سال داشتم که خانوادهام مرا وادار به ازدواج اجباری کردند. آن زمان همراه با خانوادۀ شوهرم به کابل آمدم و تا این دم، نمی‎دانم که روزی هم به نام روز مادر وجود دارد یا نه.” او میگوید که ۲۳ سال میشود مادرش را ندیده است. به گفتۀ او، فقر دلیل اصلی این امر است: “چون شوهرم غریب‎ است و به سختی نان شب و روز ما را پیدا می‎کند، تاکنون نتوانستم به زیارت مادرم بروم.” تجلیل از روز مادر در افغانستان هنوز به فرهنگ عمومی تبدیل نشده است. دولت هم در جریان چند سال اخیر که از این روز تجلیل می‎کند، هنوز موفق نشده گرامی‎داشت از روز مادر را عمومی بسازد. به همین دلیل است که بیشتر مردم ما درباره روز مادر و اهمیت تجلیل از جایگاه مادر، چیزی نمی‎دانند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد