دیدگاه

79
۲۶ ثور ۱۳۸۹
نویسنده:

قتل مُلکی ها را پایانی نیست؟!

تا وقتی در افغانستان جنگ و خونریزی ادامه داشته باشد، دو طرف درگیر ممکن نیست که از قتل غیر نظامیان جلوگیری کنند، زیرا نه طالبان و نه نیرو های خارجی پروایی ازین قتل ها دارند. تاکید کرزی و مک کریستال بر جلوگیری ازین قتل ها هیچوقت جنبۀ عملی نگرفته. در سالی که گذشت تعداد کشته شدگان ملکی در افغانستان به ۲۴۰۰ نفر رسید که کمتر از سال ماقبلش نبود و به این خاطر باید در آینده نیز چنین انتظاری داشت.

هر باریکه چنین قتل هایی اتفاق افتاده، مردم محل دست به اعتراض و تظاهرات زده و راه های عمومی راچند ساعت بند نموده اند. اما این اعتراضات اثر چندانی بر جلوگیری از چنین کشتاری نداشته است.

اینکه این کشتار ها چگونه صورت میگیرد، برای مردم افغانستان کاملا روشن است. مخالفان، نا اعلان شده تمام مناطق افغانستان را جنگی دانسته و در هرجایی که فکر کنند ضربۀ وارد کرده میتوانند، دست به عملیات انتحاری و انفجاری میزنند و بعد مسئولیت آنرا گرفته ، اعلان میکنند که این یا آن تعداد نیرو خارجی و افغان را به قتل رسانده اند. در دهراود فرد انتحاری در حالی خود را میان مردم منفجر ساخت که حتی یک نفر نظامی دولتی و یا خارجی  دران جا حضور نداشت، در کابل کارگران شاروالی طعمۀ انفجار شدند و دهها مورد دیگر.

نیروهای خارجی نیز در عزیز آباد  ۹۰ نفررا کشتند، در حالیکه یک فرد مخالف مسلح هم در میان شان نبود، در هسکه مینه و شاه ولیکوت عروسی ها بمباران شدند که در هریک بیش از ۵۰ زن و مرد به قتل رسیدند و دهها مورد دیگر. تمام این قتل ها در افغانستان تا حال نه تاوانی و نه پرسانی داشته است، جز آلمانها که در بمباران انگور باغ در کندز، به خانواده های قربانیان اندک چیزی دادند و فرمانده این عملیات نیز از کار برکنار شد.

مک کریستال در ستراتیژی عملیاتی اش تاکید میکند که اگر ازین قتل و کشتار جلوگیری نشود، نمیتوان مردم را راضی نگهداشت و این مخالفان خواهند بود که ازان سود خواهند برد، وی تاکید دارد که برای به حد اقل رساندن تلفات ملکی کوشش میکند که کمتر از عملیات هوایی استفاده کند و سلاح های که چنین تلفاتی در جریان عملیات  به وجود می آورند را وارد معرکه نسازد. حامد کرزی نیز ازین مورد شدیدا اضطراب دارد و باری از بارک اوباما خواست تا از چنین عملیاتی، مخصوصا عملیات هوایی در افغانستان  جلوگیری کند.

کشته شدن چند روز قبل چهار نفر در لوگر به وسیلۀ امریکایی ها، مردم محل را به خشم آورد و دست به اعتراض زدند و برای دو ساعت راه کابل – پکتیا را بستند و اینک عملیاتی که شب جمعه، ۱۳ می در ولسوالی سرخرود ولایت ننگرهار رخ داد که دران ۱۳ تن جان باختند، بار دیگرمردم این ولسوالی را به خشم آورد و دست به تظاهرات شدیدی زدند.

مردم محل مدعی اند که نیرو های ناتو شبانه به این منطقه آمده و دست به تیر اندازی زدند که در نتیجه ۱۲ نفر ملکی به قتل رسیدند و فردا یک نفر دیگر را هم تیرباران کردند. اما ناتو میگوید که این افراد از مخالفان دولت اند و  گزارش موثقی داشته اند که فردی به نام «شمس الحق» تصمیم داشته  تا با افرادش روز بعد در شهر جلال آباد دست به عملیات بزند و به این خاطر این نیرو های پیشدستی کردند تا از چنان واقعۀ جلوگیری کنند. چیزیکه باشندگان محل آنرا به شدت رد میکنند.

اینکه اصل قضیه از چه قراربوده، تا حال بررسی دقیقی صورت نگرفته است. جریان هرچه باشد، روشن است که کار نیرو های خارجی به شدت نا دقیق و عجولانه بوده است. در صورتیکه این نیرو ها در هماهنگی با نیرو های امنیتی افغان دست به چنین کاری میزدند، مطمئنا چنین تلفاتی رخ نمیداد و یا تلفات بسیار کم میبود، تجاربی که بارها در افغانستان اتفاق افتاده، اما تا حال درسی ازان گرفته نشده و یا اگر شده بسیار محدود و گذرا بوده است.

برخی از مردم افغانستان با توجه به اتفاق قتل غیر نظامیان به این باور رسیده اند که ممکن نیست از چنین کشتار های جلوگیری کرد، زیرا طالبان هرچه جنگ خونین تر گردد، به همان اندازه عصبیت شان بیشتر شده، بی پروایی در قتل غیرنظامیان را اضافه تر میکنند.

نیرو های ناتو و امریکایی نیز با تمام اینکه حساسیت این موضوع را اذعان میدارند، اما دیده میشود که ارادۀ جمعی در درون این نیرو ها، مخصوصا سپیشیل فورس امریکا وجود ندارد که حد اکثر احتیاط را مدنظر بگیرند و راه های که هم کار شان نتیجه بدهد و هم بیگناهی کشته نشود را دریابند.

وقتی فردی از یک خانواده که در افغانستان به قوم و قبیلۀ وابسته است توسط ناتو به قتل برسد، نه تنها خانواده که تمام قبیله ازان متاثر میگردد و نزدیکان کشته شده، در انتقام گیری کمر میبندند و برای این کار  به مخالفان میپیوندند،  و اینجاست که با این اعمال لشکر مخالفان تقویت میگردد، مخصوصا که بعد از چنین کشتاری از سوی هیچ مرجع و هیچ کسی بازخواست صورت گرفته نمیتواند و رئیس جمهور هم زیر فشار افکار عامه و ندای وجدانش داد و فریا د به راه می اندازد و اعلان میدارد که کاری از او ساخته نیست .

اینکه نیرو های خارجی  از اضراری که ازین ناحیه برحضور شان در افغانستان وارد میگردد، واقف اند و بازهم تکرار میکنند، در ذهنیت مردم  عمدی وانمود شده وروز تا روز مردم بر ضد آنان بر انگیخته میشوند و کوچک اعتبار دولت نیز از دست میرود. لذا به شکلی از اشکال با مخالفان همکاری کردهش و دولت را از بنیاد متزلزل میسازند.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد