تحلیل

47
۲۹ دلو ۱۳۸۸
نویسنده:

قتل غيرنظاميان؛ اشتباه ستراتژيك

قتل غيرنظاميان در كشور ما از زخم هاي ناسوريست كه كسي به زودي باور به التيام آن ندارد و در اين قتل ها، قرباني اصلي زنان و كودكاني اند كه متاسفانه يا خود قرباني مستقيم آن ميشوند و يا بار عواقب آن را به دوش مي كشند. اين قتل ها از هردوسوي درگير، متصور بوده و تا حال با تمام تبليغاتي كه در نكوهش از آن صورت گرفته، بازهم هر از گاهي اتفاق مي افتد و به اين خاطر، كسي باور به قطع كامل آن ندارد.

جنرال مك كرستال قوماندان عمومي نيروهاي ناتو و ائتلاف در افغانستان، به اين باور است كه يكي از عوامل اصلي نارضايتي مردم از كار اين نيرو ها، عدم توجه شان به زنده گي ملكي ها بوده و مخالفان دولت افغانستان از اين ضعف استفادهء بسياري نموده اند. درحاليكه خود مخالفان به اين مسئله با بي توجهي كامل برخورد كرده، انتحاري هاي شان در شهرها و گذرگاه هاي عمومي، در ميان مردم فقير و بيگناه خود را منفجر كرده، زنان، كودكان و نان آوران خانواده ها را توته توته نموده اند.

اتفاقي كه مك كريستال با تمام قوا تلاش مي كرد تا جلو آنرا بگيرد، اينك بار ديگر در عمليات مارجه به وقوع پيوست و در اثر آن ۱۲ نفر كه ده تاي شان عضو يك خانواده بودند، جان شان را از دست دادند. در ميان اين ده تن، زنان و كودكان نيز حضور داشتند. اين درحاليكه يك روز قبل از اين حادثهء المناك، يك زن ديگر نيز در اثر اصابت مرمي، جانش را از دست داده بود. با اينكه به مجرد اتفاق افتادن اين حادثه، مك كريستال دستور منع استعمال راكت هايي كه چنين حادثه را آفريده بود، صادر كرد و نشان مي دهد كه اين جنرال امريكايي در برابر چنين كشتاري به چه پيمانه حساس شده و از مردم افغانستان نيز معذرت خواست؛ اما روز بعد طياره هاي ناتو در ولسوالي ژيري ولايت قندهار، بر پنج دهقان زماني در نزديك يك جاده بمباران كرده و جان هرپنج دهقان را گرفتند كه فكر كردند مشغول جابجایي مواد منفجره در اين مسير مي باشند.

با توجه به اينكه جنگ محفل خوشي نيست و در آن، دو طرف متخاصم تصميم به گرفتن جان يكديگر دارند و گلوله هاي شان نيز هميشه به هدف اصابت نمي كنند، لذا قرباني ملكي ها درحالاتي حتمي به نظر مي رسد. بخصوص اگر دو طرف اين تشويش را نداشته باشند كه جان انساني كه در اين جنگ دخيل نيست را نبايد گرفت. عموماً زنان و كودكان بنابر ناتواني هاي خاصي كه دارند و مخصوصاً زنان كه بايد به سلامت كودكان شان نيز بينديشند و گاه به اين خاطر فدا مي شوند كه قادر به رها كردن خانه و كاشانهء شان نبوده، در ميان آتش دو طرف، گير مي مانند و كشته مي شوند.

زنان و كودكاني كه مردان خانواده را از دست مي دهند، تا سالها و گاه تا زنده اند، در جهنمي از زندگي گرفتار مي مانند. در اين صورت، اين كودكان كه بايد راه مكتب، تحصيل و فراگيري علم و سواد را پيش گيرند، به كارهايي در بيرون از خانه مصروف شده و مجبوراند تا به هر طريقي، نفقهء عيال را پيدا كنند. بسياري از اطفالي كه در بازارهاي كشور به كارهاي چون پلاستيك فروشي، بوت پالشي، تن فروشي وغيره مصروف اند، به همين علت مي باشد و اين باعث ميگردد تا برخي از افراد نسل آيندهء ما بيسواد و بي دانش به بار آيند و به اين صورت اثرات فاجعه بار اين درگيري هاي بي پايان تا سالها بر روان جامعهء ما باقي مي ماند. با اينكه مخالفان دولت افغانستان تا حال هرچه از افراد ملكي را در اثر عمليات كور شان به قتل رسانده، نه تنها عذري نخواسته كه به نحوي آنرا پيروزي براي خود ارزيابي كرده اند؛ اما نيروهاي  بين المللي  و دولت افغانستان كه هميشه خود را از اين بابت ملامت كرده و از خانواده هاي قربانيان عذر خواسته اند، مي توانند به زندگي مادي بازماندگان اين حوادث غم انگيز نيز توجه كنند و نگذارند كه فرزندان قربانيان، از زندگي تحصيلي شان محروم گردند و زنان خانواده به زجر دايمي گردن بگذارند.

جنگ در مارجه با اينكه جان عده يي از ملكي ها را گرفت و زنان و اطفال نيز در آن تكه و پارچه شدند؛ اما عده اي هم قبل از آنكه جنگ درگير شود، خانه و كاشانهء شانرا در اين محل ترك گفته، به لشكرگاه و جاهاي ديگر پناه گرفته و در اين زمستان سرد، در شرايط ناهنجاري زندگي مي كنند و بازهم در اين آوارگي، ضربهء اصلي متوجه زنان و كودكان خانواده ها ميباشد؛ زيرا آنان در برابر هواي سرد و نبود غذا حساس تر بوده، زودتر به امراض گوناگوني مبتلا مي گردند. پس كشتار و جابجايي غيرنظاميان، دو بلاي اصلي چنين جنگ هايي است كه اگر نيروهاي بين المللي و دولت افغانستان به آنها توجه جدي ننمايند، جانبازي هاي شان براي حمايت از زندگي مردم و تامين امنيت، راه بجايي نبرده نارضايتي مردم بيشتر ميگردد و عملياتي كه بالاخره به آرامش خاطر مردم نينجامد، نمي تواند دستاوردي  محسوب گردد، و به اين خاطر است كه از همه بيشتر، بايد با قتل و آواره گي غيرنظاميان به دقت برخورد گردد و در نهايت هريك از اين دو طرف كه بيشتر به اين مسئله توجه كنند، به همان پيمانه برندهء جنگ خواهند بود و لذا اين اشتباه را بايد ستراتيژيك دانست و به همان پيمانه آنرا جدي گرفت.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد