تحلیل

82
۵ ثور ۱۳۹۰
نویسنده:

فرار زندانیان و بیکارگی زندانبانان

تا زمانی عدل و برابری واقعی میان انسان ها در جهان حاکم نگردد، زندان، زندانی و زندانبان از بحث های مهم و ابزار مهم حاکمیت ها به حساب می آیند. تاریخ کشور ما مملو از راز های زندان های است که بعد از سرنگونی حاکمیت های مطلقه، قسمتی از آنها افشا شده  وبعد  پشت مردم لرزیده که در همین شهر و همین دیار، چه جنایاتی پنهان از همه به وقوع پیوسته و  بر همنوعان شان چه جورو ستم هایی رفته است،. مسعود سعدسلمان یکی از این زندانیان است که ۹ سال آزگار در حصار نای د رسیاه چاهی زندانی بود و بعد از رهایی چیزی به زندگی کردن برایش نمانده بود، زندان های مخوف عبدالرحمن خانی که هیچ زندانی با داخل شدن، امیدی به  دوباره بر آمدن نداشت، در همان وهلۀ اول با زندگی وداع می کرد. قین، فانه، تیل داغ، چشم نیشتر زدن، چشم کشیدن، دنبه داغ، زنجیر و زولانه از شوخی های روزمرۀ زندان های این شاه بود که کوتوال و استخبارات بی هیچ حد و مرزی اعمال می کردند.

زندان های دهمزنگ و سرای موتی در زمان حاکمیت خاندان نادری و بعد زندان پلچرخی در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق از نماد ها و نمونه های مهم استبدادی این رژیم ها به حساب می آمدند که در آنها دانشمندان بسیاری خاک و خاکستر شدند، زندان های که  زندانبانان  و شکنجه گران آنها بویی از شرافت و انسانیت در ضمیر نداشتند و فقط با تیغ وغُراب و دار سخن می گفتند. در زمان حاکمیت تنظیم های جهادی زندانی د رکار نبود، چون حکم اول و آخر برای هر زندانی فقط تیرباران و میخ برفرق مخافان کوبیدن بود. در زمان امارت طالبان هر فردی که به نام «سیاسی« دستگیر و بالاخره به زندان قندهار سپرده می شد،  نه  دوسیه ای در کار بود  و نه   پرس و پرسانی از او وجود داشت که یا باید می مرد و یا در بدل گروگانی تبادله می گشتند و  راه دیگری برای رهایی اش وجود نداشت.

اما بعد از یازدۀ سبتمبر و ورود نیرو های خارجی در افغانستان، بار دیگر ضرورت ایجاد زندان های وسیعی در افغانستان به وجود آمد. زیرا افرادی که این بارتحت تعقیب قرار گرفتند، کردانندگان امارتی بودند که سر به چند هزار نفر زده و به اضافۀ حامیان القاعده ای شان این گراف  را به شدت بالا می برد. این بار علاوه به زندان پلچرخی و زندان های که در هر ولایت وجود داشت، امریکایی ها برای دستگیری های وسیع شان، ضرورت به زندان های دیگر و مخصوصاً زندان های خاص خود شان را داشتند و به این خاطر در آغازبه طور پنهانی ۳۶ زندان در افغانستان ساختند که با دستگیری بخشی از ۸۳ هزار نفر به ظن القاعده وطالب در افغانستان نمی توانست بدون این همه زندان، بازجویی و تحقیق صورت گیرد. این زندان ها بعد به ۲۴ باب  رسیدند و بالاخره  زندان طلایی بگرام در مساحت ۶۰ جریب زمین، به  مصرف ۶۰ ملیون دالر توسط امریکایی ها ساخته شد که ظرفیت ۱۶۰۰ زندانی را دارد.

اما هر زندانی سیاسی که نمی داند چه سرنوشتی در انتظارش هست، گذراندن عمری در زندان نسبت به هر زندانی بیهوده دانسته و تلاش می کنند تا به هر طریقی رهایی یابند و این رهایی زمانی بهتر میسر می گردد که  زندانی و یا جمعی از زندانیان با همگامان شان در بیرون از زندان رابطه و هماهنگی برقرار کنند، به این خاطر نگهداری زندانیان بخش سیاسی از هر بخشی حساستر بوده و ضرورت به نگهبانی جدی تر و دقیق تر دارد. در کشور های بسیاری چنین اتفاقی افتاده که خیل عظیمی از زندانیان موفق به فرار شده و با دست باز به دنبال اعمال سیاسی شان برگشته اند. در این میان در دهسال گذشته، زندان قندهار یکی از نمونه های بارز و چنین فرار هایی بوده  است. بار اول در ۱۵ جون ۲۰۰۸ طالبان با هماهنگی کامل با زندانیان داخل  زندان، شبانه تانکر پر از مواد انفجاری را درپشت یکی از دیوار های  زندان منفجر کردند و بعد چهل جنگجوی طالب با راکت و ماشیندار بر درب عمومی زندان هجوم بردند و با کشتن ۱۵ محافظ زندان، ۹۰۰ زندانی را رها کردند که ۳۵۰ تن از آنها قومندانان و اعضای طالبان بودند. در آن زمان در مورد این عملیات پیروز مندانه بسیار گفتند و بسیار نوشتند و مسولان امنیتی این شهرِ به شدت نا آرام، مورد ملامت و اهانت قرار گرفتند، اما این که در برابر این همه تغافل، حکام کابل نشین چه کاری کردند و چه جمعبندی نمودند، مثل تمام کار های دیگرحاکمیت کسی نفهمید و ندانست. طالبان سال گذشته نیز عملیات گسترده ای بر این زندان انجام دادند که موفق به شکستن آن نشدند و نشان دادند که این زندان گاهی از محراق تهدید آنها دور نمی شود.

اما عملیاتی که طالبان شام ۲۶ اپریل بر همین زندان انجام دادند، بسیار جالب است. طالبان برای رهایی زندانیان شان از زندان قندهار، تونلی زیر زمینی به طول ۳۶۰ متر حفر نمودند که  سر از زندان بیرون کردند و بعد با خاطرجمعی ۵۴۱ عضو خود که ۱۰۶ تن آنان به گفتۀ قاری یوسف، از قومندانان طالب اند از این طریق کشیده و با موتر های که در دهانۀ تونل از قبل آماده شده بودند، آنان را به جاها امنی انتقال دادند. نیروهای امنیتی در قندهار گفته اند که در ۵ ثور ۸ تن از زندانیان فراری را دستگیر نموده و جستجو برای دستگیری دیگران ادامه دارد.  در حالیکه هیچ کس باور ندارد که دستگیر شدگان طالب باشند، چون آنان رفقای خود را به جایی برده اندکه اقدامات نیرو های امنیتی برای دستگیری شان  آسان نیست.

فرار این همه زندانی، به این همه آسانی که بیشتر شان بسیار خطرناک می باشند، ضعف جدی زندانبانان این زندان را به نمایش می گذارد و برای این بیکارگی هیچ دلیلی آورده نمی توانند، چون دوسال قبل نیز با چنین پدیدۀ رو به رو شده و جمعبندی فرار کتلوی گذشته از این زندان نزد آنان وجود داشته است. این فرار کتلوی با این که باور مردم را بر این حاکمیت و نیرو های امنیتی کمتر می سازد، روحیه و مورال طالبان را در زمانی که قرار است مسئولیت امینتی شش منطقه در همین روز ها  به نیرو های افغان سپرده  شود را بلند می برد و با نیروی ۵۴۱ نفر جدید که نسبت به دولت و نیرو های خارجی به شدت عقده مند  اند، می توانند، فشار شان را بر قندهار نا آرام و آشوب زده، افزایش دهند. این بهایی است که باید مقامات امنیتی قندهار به این ارزانی بپردازند.

 

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد