تحقیقاتی

541
۱۲ حمل ۱۳۹۶
نویسنده: فرشته آرش فیضی

فرار از منزل، چرا؟

وجود رسم و رواج‌های نــاپــسند در جامعه، طویانه‌های سنگــین و شرایط دشوار زندگی برای جوانان باعث شده که رقم فرار دختران به قصد ازدواج افزایش یابد. این مسأله در ولایت دورافتادۀ دایکندی بیشتر برجسته است. ولایتی که در آن فقر بیداد میکند و دختران جوان ناگزیرند جهت گریز از معضلات فرا راه شان دست به فرار از منزل بزنند.
ولایت دایکندی یکی از ولایت‎های مرکزی و فـقــیر کشــور است که در سال‎هــای اخــیر افزایش قضایای فرار دختران از منزل به قصد ازدواج بــاعــث نــگــرانی مقام‎های محلی این ولایت شده است. مسوولان ریاست امور زنان دایکندی میگویند در سال ۱۳۹۵ حدود ۱۶۵ قضیۀ فرار دختران از منزل، به قصد ازدواج، در این ریاست ثبت شده است که نسبت به یک سال قبل آن، ۱۵ درصد افزایش را نشان می‎دهد. به گفتۀ آن‎ها، آمار واقعی فرار دختران از منزل بسیار بالاتر از این رقم است، اما به دلیل خودداری خانواده‎ها از ثبت این گونه اتفاقات، این قضایا کم‎تر ثبت می‎شود.
مسوولان ریاست امور زنان و کمسیون مستقل حقوق بشردایــکــندی میگــویــنــدکه فرار دختران از منزل، به قـصد ازدواج، اکنون به یک عرف در این ولایت تبدیل شده و کم‎تر جوانی را می‎توان یافت که به صورت متعارف، ازدواج کند.
آن‎ها با اظهار نگرانی در این باره می‎گویند که این مسأله سبب افزایش واقعات خــشونــت علــیه زنان، باج‎گیری دختران از پسران و حتا محبوس شدن بعــضــی از دختران فراری شده است.

روایت‎های تلخ
با این همه جوانانی که دست به چنین کاری میزنند، با سرنوشت دشواری روبه‎رو میشوند. سکینه، نام مستعار یکی از این دختران است. او را در حالی ملاقات کردم که اشک حسرت و پیشمانی از چشمانش جاری بود. به آسانی سر خود را از زمین بلند نمیکرد. لحظه‎ای از دیدار ما نگذشت که بغض او ترکید و به نفرین پدرش پرداخت. او گفت:” پشت این همه بدبختیهایم، پدرم دست دارد.”
سکینۀ ۲۳ ساله، حدود یک سال پیش به قصد ازدواج از خانه پا به فرار میگذارد. وی دلیل فرار خود را معتاد بودن پدرش به مواد مخدرد و بی‎سرپناه بودن اعضای خانواده‎اش عنوان کرد. بنا به گفتۀ خودش، سرنوشت او مثل زلفان سیاهش، تاریک و تار است. بهار نوجوانی سکینه را مرگ مادرش به فصل سرد زمستان مبدل کرده است و از آن زمان که هشت سال میگذرد، او با مشکلات زیاد دست و پنجه نرم میکند. هنوز یک سال از مرگ مادرش نگذشته بوده که پدر متعادش سکینه را همراه با دو خواهر و یک برادرش از خانه بیرون کرده و اجناس خانه را جهت تهیۀ مواد مخدر خود به فروش رسانده. سرانجام هر یک از این سه خواهر و یک برادر سکینه را، وابستگان خانواده‎اش (کاکا، ماما و دختران عمۀ پدر) به خانههای شان جا داده و به سرپرستی میگیرند. از بخت بد، سکینه به خانۀ یکی از کاکاهایش که دارای چهار پسر جوان میباشد، راه پیدا کرده و ناملایمات روزگار صفحۀ جدیدی را در زندگی وی ورق میزند، چون سکینه دارای سر و صورت زیبا میباشد، هر یک از پسران کــاکـایش خواستــگــارش میشونــد. اما خانم کاکایش، سکیــنــه را بــه صــفت عروس خود قبول نــمیکند، چون به ظن زن کاکایش، او، دختر یک مرد معتاد و فقیر است. خانم کاکای سکینه به خاطر این که هرچه زودتر این دختر جوان را از خانه‎اش بیرون کند در آغاز از خشونت لفظی علیه او کار می‎گیرد، تا این که کار به خشونت فزیکی چون لت و کوب می‎رسد. اما با آنهم، سکینه با خشونتهای خانم کاکایش مبارزه میکند تا این که روزی از روزها، یکی از بستگان مادر سکینه به خانۀ کاکایش به خواستگاری وی میآید.
هرچند خانم کاکای سکینه و خودش با  شکل گرفتن این پیوند رضایت می‎دهند، اما کاکای او که خود را مالک سکینه میداند، از خانوادۀ پسر، مبلغ ۱۰۰ هزار افغانی طویانه درخواست میکند. به گفتۀ سکینه، چون خانوادۀ پسر توان پرداخت این مقدار پول را نداشتند، از تصمیم خود منصرف می‎شوند.
پس از آن سکینه شکار دام خانم کاکایش میشــود. او بــر اساس طــرحی کــه خــانـــم کاکایش ریخــته بود، با پسری به نام خداداد که خواستگارش بود، از منزل کاکایش پا به فرار مــیگذارد. مــاجـــرا در همین جا ختم نمی‎شود. زنــدگــی سکیــنه زمــانـــی سیاه‎تر می‎شود که خانوادۀ خداداد از پذیرش او به صفت عروس شان امتناع می‎ورزند؛ چون آن‎ها نمی‎خواستند که پسر شان باعث خشم کاکای سکینه که یک مرد با رسوخ در ولسوالی خود بوده، شود.
سکینه تصور میکرد که پس از فرار با پسر مورد نظرش ازدواج می‎کند و از سایۀ خشونت خانم کاکایش نجات پیدا میکند. اما تصور او به واقــعیت نــمی‎پیــــونــدد. او سرانجام به خاطر نجات جــانش به یکی از خانه‎های امن در دایکندی پناه می‎برد. اکنون که دو سال از این حادثه گذشته است، سکینه در عالم بی‎سرنوشتی به سر می‎برد.
رقیه، یکی دیگر از دختران دایکندی است که به قصد ازدواج از منزل فرار کرده است. وی  ۲۰ ساله است و باشندۀ ولسوالی شهرستان این ولایت می باشد، علت فرارش از منزل را با پسر مورد نظرش، نداشتن حق انتخاب همسر در خانواده و گرفتن طویانۀ سنگین از سوی پدرش عنوان می‎کند. او می‎گوید:”من خواستگاران زیاد داشتم، ولی پدرم از هر خواستگار مبلغ ۸ لک تا ۱ ملیون افغانی طویانه می‎خواست، که در حقیقت هیچ کدام از خواستگارانم توان پراخت این مقدار پول را نداشتند.”
رقیه سرگذشت تلخ زندگی‎اش را این گونه بیان میکند:”برای پدر و برادرانم آیندۀ من نه بلکه پول ارزش بیشتر داشت. تنها مردی حاضر به پرداخت طویانه به خانواده‎ام شده بود که دارای دو خانم و هشت فرزند بود. به همین دلیل با پسر مورد نظرم که باشندۀ ولایت بامیان است، فرار کردم.”
رقیه، فکر میکرد که پس از ازدواج، زندگی مشترک شان در یک فضای دوستانه و دور از مشکلات خانوادگی سپری خواهد شد، اما این خواب و خیال برایش به واقعیت تبدیل نشد.
وی بــا یــادآوری از نــخستــین بــرخــورد مــادر شوهرش با خودش گفت:”پس از مراسم نکاح، مادر شوهرم (خشویم) شال سرم را از رویم پس کرد و گفت که خیال‎پردازی را از سرت دور کن، تو هیچ‎گاه عروس این خانه شده نمیتوانی، من تو را به عنوان عروس خود قبول نمی‎کنم، چون تو یک دختر فراری هستی.”
شوهر رقیه که در اوایل زندگی مشترک شان در مقابل خشونت‎های لفظی و فزیکی اعضای خانوادۀ خود علیه خانمش ایستادگی میکرد. ولی پس از دو سال زندگی مشترک، شوهر رقیه تحت تأثیر گفته‎های خانواده‎اش قرار گرفته و او نیز به لت و کوب وی آغاز می‎کند. اما این خانم تا مدتی خشونت‎های لفظی و فزیکی شوهر و خانواده شوهرش را تحمل می‎کند، تا آن که دست و پایش در اثر شکنجۀ زیاد می‎شکند:”دست راست و پای چپم را شوهرم شکستاند و مرا از خانه بیرون کرد. برایم گفت که تو را دیگر به عنوان همسر خود قبول ندارم.”
وی که از یک طرف پــولــی برای تــداوی خــود نداشت و از سوی دیگر راه بازگشت به خانۀ پدرش هم بسته بود، بالاخره به کمک یکی از همسایههای شان به شهر کابل آمده و به خانۀ امن پناه ‎می‎برد. حالا رقیه خواستار طلاق از ســوی شــوهــرش شــده اســت، امــا شوهر و اعضای خانواده‎اش به محکمه حاضر نمیشوند.
گل‎پایش، نام مستعار یکی دیگر از دختران ولایت دایکندی است. وی، بر خلاف سکینه و رقیه، پس از ازدواج، از زندگی مشترک خود با شوهرش راضی است. گل‎پایش، از این که با پسر دلخواه خود از منزل پدرش فرار کرده است، پیشمان نیست. وی فکر می‎کند که اگر به خواست خانواده‎اش ازدواج میکرد، حالا زندگی خوب را تجربه نمیکرد.
گل‎پایش در ادامه به هفته‎نامۀ مرسل گفت:
” مادرم بر خلاف پدرم، پول‎دوست بود، هر خانواده‎ای که به خانۀ ما به قصد خواستگاری می‎آمد، طویانۀ زیاد از آن‎ها تقاضا میکرد. در ضمن اکثریت پسرانی که خواستگارم بودند، افراد باسواد و قابل قبولم نبودند.”
به گفتۀ گــل‎پــایــش، در قریۀ آن‎ها کــم‎تــر خــانــواده‎ای را میتــوان یافت که از خانوادۀ پسر طویانه نگیرند. وی در ادامه افزود:”من خانوادهایی را سراغ دارم که به خاطر گرفتن طویانۀ زیاد حتا دختران حدود ۱۲ سالۀ شان را در بدل ۱۵ لک افغانی به نکاح مردان بالای ۴۰ سال درآورده‎اند.”

عرف فرار از منزل
فعالان مدنی با آن که از نگاه قانون، فرار دختران از مــنـــزل به قــصـــد ازدواج را جــرم نمی‎دانند، اما افزایش این پدیده در جامعۀ دایکندی را یک معضل بزرگ اجتماعی تلقی می‎کنند.
فاطمه احمدی، یک تن از فعالان مدنی در دایکندی، میگوید در این اواخر تعداد زیادی از دختران زیر سن ۱۸ سال در این ولایت، از طریق تلیفون، فریب پسران را خورده و از منزل پا به فرار گذاشته‎اند. وی در ادامه افزود:
” عدم مسوولــیــت‎پــذیــری والــدین در مقــابل دختران شان و اســتفــادۀ سوء پسران از تلیفون همراه سبب شده تا بعضی از دختران توسط پسرانی که اصلاً یکدیگر را نمی‎شناسند اغوا شده و از منزل فرار کنند.”
به گفتۀ خانم احمدی، اکثر این دختران، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و پسران پس از انجام فعل زنا آن‎ها را بلاتکلیف رها می‎کنند. او گفت در بعضی از حالت‎ها، دختران فراری که موفق به تشکیل خانواده هم شده‎اند، آب خوش در خانۀ شوهران شان از حلقوم فرو نبرده‎اند.
مسوولان ریاست امور زنان دایکندی نیز تأیید می‎کنند که فرار دختران از منزل به یک معضل بزرگ اجتماعی در این ولایت تبدیل شده است.
ذکیه رضایی، رییس امور زنان دایکندی، در این باره به هفته‎نامۀ مرسل گفت:” شماری از دختران و پسرانی که پس از فرار به چنگ پولیس می‎افتند، محاکم، آن‎ها را به جرم اقدام به زنا به مجازات محکوم می‎کنند. از طرف دیگر، ما شاهد بوده‎ایم که اغلب پسران مجرم از سوی محاکم برائت حاصل کرده و مکرراَ به این عمل زشت شان مبادرت ورزیده‎اند.”
به گفتۀ رییس امور زنان دایکندی، اکثر دخترانی که به قصد ازدواج از منزل دست به فرار می‎زنند یا توسط محاکم محکوم به حبس طــولانــی مــدت مــی‎شوند و یا آن که در
خانواده های شوهران شان با انواع خشونت روبه‎رو می‎شوند. خانم رضایی در ادامه افزود که عدم آگاهی دختران از حقوق شان باعث شده تا پس از فرار از منزل، “بدون موجب”، روانۀ زندان شوند.

عوامل فرار دختران از منزل
مسوولان کمســیون مستــقــل حــقـــوق بشر دایکندی، علل و عوامل فرار دختران از منزل را به قصد ازدواج، فقــر فرهــنگــی و اقتصادی، تبعیض جنسیتی، خشونــتهــای خانــوادگی و ازدواجهای زیر سن در این ولایت عنوان میکنند.
حلیمه بشردوست، آمر بخش حمایت و انکشاف حقوق زنان دایکندی، به هفته‎نامۀ مرسل گفت: “بررسیهای را که ما انجام داده‎ایم، متأسفانه ۵۰ درصد ازدواجها در دایکندی به شیوۀ فرار دختران از منزل صورت می‎گیرد.” خانم بشــردوســت مــیگـویــد که حدود ۲۰ درصد دخترانی که به قصد ازدواج از منزل فرار می‎کنند، موفق به تشکیل خانوادۀ باثبات می‎شوند، مگر کار متباقی آن‎ها پس از ازدواج، به دلیل خشونت‎های خانوادگی، به طلاق کشانده می‎شود.
در چند سال اخیر، دایکندی، بالاترین آمار فرار دختران از منزل در سطح کشور را به خود اختصاص داده است. ذکیه رضایی، رییس امور زنان دایکندی، در این باره گفت:” فرار دختران از منزل، به قصد ازدواج، در این ولایت به یک عرف تبدیل شده و اخیراً کم‎تر دختری را می‎توان یافت که با خواست والدین شان تن به ازدواج داده باشد.”
او گفت که فرار دختران از منزل جرم نیست. به گفتۀ خانم رضایی، در جریان سال گذشته، ۱۶۵ قضیۀ فرار دختران از منزل در ریاست امور زنان این ولایت ثبت شده است که علت بیشتر آن‎ها طویانه‎های سنگین و تصمیم خانواده‎ها برای ازدواج دختران شان، بدون آن که آن‎ها راضی باشند، بوده است.
در حالی که رییس امور زنان دایــکــندی از افزایش ۱۵ درصدی قضایای فرار دختران از منزل نسبت به یک سال قبل آن در این ولایت خبر می‎دهد، اما سیما رستمیان، عضو شورای ولایتی دایکندی، معتقد است که در دو سال گذشته، این گونه قضایا کاهش یافته است. به استدلال او، دلیل عمدۀ کاهش قضایای فرار دختران از منزل، آگاهی‎دهی رسانه‎ها،فعالان مدنی و عالمان دین در این ولایت است. به گفتۀ خانم رستمیان، رسانه‎ها و فعالان مدنی دایــکــندی همه روزه به مردم اطـلاع‎رســانــی می‎کنند که حق انتخاب همسر را برای دختران و پسران شان به رسمیت بشناسند و با کنار گذاشتن رسم و رواج‎های ناپسند، مانع فرار دختران شان از منزل شوند.

پیامدهای طویانه‎های سنگین
طویــانــه‎هــای سنگــین در اغــلب موارد باعث شده که پسران و دختران واجد شرایط ازدواج نتوانند به شکل قانونی و در چهارچوب رسوم پسندیده با هم تشکیل خانواده بدهند.
فاطمه احمدی، یک تن از فعالان مدنی در دایکندی، به این باور است که فقر اقتصادی، مــصارف گــزاف عــروســی‎هــا و محــروم بــودن دختران از حق انتخاب همسر، باعث شده تا تعداد زیادی از جوانان به فساد اخلاقی، مواد مخدر و آزار و اذیت دیگران در کوچه و بازارها رو بیاورند. او افزود:”من پسری را می‎شناسم که به علت مصارف زیاد عروسی از سوی خانوادۀ نامزدش وادار به سفر به خارج از کشور شده است. این پسر اکنون مجبور است در کشور بیگانه تا زمانی کار کند که پول مصارف عروسی خود را تأمین و از عهدۀ تمام فرمایشات خانوادۀ نامزدش برآید. در غیر آن فکر نکنم که موفق به عروسی و تشکیل خانواده شود.”
طویانه‎های سنگین در اغلب موارد مناسبات زوج‎ها و خانواده‎های آن را به هم زده است. موارد زیادی مشاهده شده که رسم‎های ناپسند باعث شده تا روابط دوستانۀ خانوادۀ عروس و داماد مخدوش شود و در نتیجه عروس که باید در آغوش خانوادۀ شوهرش به آرامش برسد، برای همیشه درگیر جنجال‎های ناخواسته شده است. یک تن از خانم‎هایی که مدت یک سال می‎شود از شوهرش جدا شده است، به هفته‎نامۀ مرسل گفت:” یکی از علت‎های اساسی که سبب جدایی من و شوهرم شد، این بود که پدرم از خانوادۀ شوهرم پول زیاد خواست و مصارف عروسی‎ام به اندازه‎ای زیاد بود که خانوادۀ شوهرم از من ناراض شدند. زمانی که در خانۀ شوهرم پا گذاشتم، خشویم (مادر شوهر) همیشه به من طعنه می‎زد، تا این که روزی خشویم با فحش و دشنام دادن می‎خواست مرا با تبر زخمی کند که من فرار کردم. در همین حال، شوهرم آمد، خشویم به شوهرم گفت که این زن می‎خواست از خانه فرار کند. همین مسأله سرانجام به جدایی ما منجر شد.”
با ایــن حال، ذبــیــح‎الله اســـدی، استـــاد فاکولتۀ جامعه‎شناسی پوهنتون تعلیم و تربیۀ برهان‎الدین ربانی، در یک مصاحبۀ اختصاصی با مجلۀ مرسل گفت:” در نظام الـهی و فــرهنگ قرآنی، هدف اصلی عروسی، رسیدن به آرامش روان دو فرد است، تا با همسر خویش همراه شده و خانوادۀ مستقل را تشکیل دهند، نه ایجاد مشکل در زندگی.” استاد اسدی، گرفتن طویانه و مصارف گزاف عروسی‎ها در کشور را ناشی از عدم آگاهی خانواده‎ها از دستورات دین اسلام دانسته و رقابت‎های ناسالم در جامعه را از دیگر عوامل این مشکلات نیز عنوان میکند.استاد اسدی تأکید دارد که رسانه‎ها در حال حاضر یکی از بهــترین رهنماهای اخلاقی برای خانواده‎ها محسوب می‎شوند. او گفت که رســانــه‎هــا برای جلــوگیــری از رسوم و عنعنات ناپسند، باید به نشر برنامه‎های مفید و ارزنده اقدام کنند. همچنین اسدی افزود در قدم بعدی علمای دین مسوولیت دارند برای محو رسم و رواج‎های ناپسند و جلوگیری از فرار دختران جوان به قصد ازدواج، تبلیغ مثبت کنند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد