سیاسی

225
۲۱ سنبله ۱۳۹۶
نویسنده: محمدرضا گلکوهی

غیرنظامیان؛ هیزم جنگ نافرجام

روزی نیست که خــون غیــرنظـامیان افغان به زمین نریزد. جان غیرنظامیان برای هیچ یک از اطراف درگیر ارزشی ندارد و اصول حقوق بشردوستانه یا حقوق جنگ به کلی زیرپا گذاشته می‎شود. اقدامهای انجام شده در قبال تلفات غیرنظامیان اما محکومیت محض این رویدادها است.
اگر مــروری بـه رخــدادهــای خــونیـن روزهــای اخیر انداخته شود، خواهیم دید که غیرنظامیان بی‎گناه در هیچ نقطه‎ای از کشور مصوون نیستند و هر کدام از گروه‎های درگیر به نحوی جان و مال و عزت و حیثیت آن‎ها را لگدمال و نابود می‎سازد. حادثه مرگبار دره میرزااولنگ در ولسوالی صیاد ولایت سرپل، آماج قرار دادن نمازگزاران در هرات، حمله هوایی نیروهای خارجی در ولسوالی هسکه مینه ننگرهار، هدف قرار گرفتن دو زن و یک کودک در منطقه گرم‎آب شهر ترینکوت ارزگان، حمله قومندان حزب اسلامی به مسجدی در تخار و کشته شدن اعضای یک خانواده در فاریاب در اثر فیر راکت توسط سربازان اردوی ملی از جمله رخدادهایی است که طی هفته‎های اخیر اتفاق افتاده است. در این رویدادها به صورت مجموعی حدود ۱۱۰فرد ملکی، به شمول زنان و کودکان، کشته شدهاند.
روایت دردناک رویدادهای غم‎انگیز مرگ غیرنظامیان، قصه‎ پرغصه‎ امروز و روزهای اخیر نیست. این سریال ناگوار ریشه در چهاردهه‎ گذشته‎ دارد. اگر از قربانی شدن غیرنظامیان در زمان جنگ با اردوی شوروی سابق بگذریم، دوسیه‎های سیاه چندین سال جنگ داخلی، منازعات جاری که از سال ۲۰۰۱ با حضور نظامیان خارجی آغاز شد و سایر جنایت‎های انجام شده علیه غیرنظامیان، کتاب قطوری خواهد شد که محتوای آن روی انسان این سرزمین و عاملان جنگ را سیاه خواهد کرد.

کوتاهی ملی و بین‎المللی
واکنش نهادهای ملی و بین‎المللی در راستای کاهش تلفات غیرنظامیان و جلوگیری از آن اما تاکنون تأثیرگذاری لازم را نداشته و شرایط دشوار زندگی در زیر چتر آتش جنگ را برای شهروندان کشور بهبود نبخشیده است. به گفته‎ برخی از آسیب‎دیدگان جنگ، دلیل اصلی این مسأله در بازی‎های بزرگ قدرت‎هایی نهفته است که افغانستان را میدان جنگ نیابتی و کاروزارهای سیاسی شان ساخته‎اند. محمدحسین احمدی که خود قربانی ماین بوده و معلولیت ناشی از جنگ وی را متأثر ساخته است، می‎گوید: “متأسفانه گروه‎های درگیر و حامیان آن‎ها، به خصوص شورشیان، به هیچ وجه پای‎بندی لازم را به معاهدات موجود بین‎المللی ندارند و بی‎محابا، افراد ملکی را هدف قرار می‎دهند.” به گفته‎ وی، کنوانسیون حقوق بشردوستانه یا حقوق جنگ، ارزش‎های انسانی حاکــم بــر زنــدگــی در کشورهای جنگ‎زده و اصول اخلاقی موجود که ناشی از احکام اسلامی نیز می‎باشد، در کشور ما زیر پا گذاشته شده و کم‎تر گروه یا حلقه‎ای به آن متعهد می‎باشند.
همین مسأله نیز باعث شده تا آمار مرگ و معلولیت غیرنظامیان روز به روز افزایش یافته و حیات اجتماعی شهروندان بی‎گناه کشور، در رنج و الم همیشگی قرار داشته باشد. این در حالی است که تاکنون بارها صدای دادرسی از غیرنظامیان در سراسر کشور و حتا در سطح بین‎المللی بلند شده، بدون این که اندک تأثیری در کاهش تلفات غیرنظامیان داشته باشد.
واکنش‎های موجود چه از جانب دولت و چه از سوی نهادهای غیردولتی در سطح ملی و بین‎المللی اما در حد محکومیت شدید و اعلام نوع فاجعه خلاصه شده است. این واکنشها اما هیچ تأثیری روی وضعیت ناگوار موجود نگذاشته و زندگی افراد بی‎گناه در جریان منازعات جاری بیشتر از پیش به مخاطره می‎افتد.
عارف اکبر، کارشناس مسایل سیاسی، معتقد است که این وضعیت خونبار ناشی از جنگهای نیابتی است که ریشه در منازعات کلان منطقه‎یی و جهانی دارد. به گفته‎ وی “جنگجویان فعال در افغانستان همواره خواسته‎اند با کشتن غیرنظامیان، اوضاع امنیتی را تحت تأثیر سیاست‎های اربابان خویش قرار داده و شرایط را به نفع خود بچرخانند. زیرا مرگ غیرنظامیان، باعث حساس شدن ملت در برابر دولت شده و به نحوی به تضعیف حکومت و نهادهای دولتی می‎انجامد.”
اما کشتن غیرنظامیان توسط مخالفان مسلح دولت تنها یک روی از این سکه‎ سرخ‎رنگ است. روی دیگر آن، عملیات‎های کوری است که نیروهای دولتی و حامیان آن‎ها انجام می‎دهند. به باور حبیبه عادل، فعال مدنی، این کشتارها ناشی از عدم دقت این نیروها و تشخیص غلط از اهداف نظامی است. زیرا همواره وقتی غیرنظامیان در عملیات هوایی و زمینی نیروهای خارجی یا نهادهای وابسته به دولت کشته شده‎اند، عذرخواهی از گزارش اشتباه، تنها بهانه‎ای بوده که نیروهای خارجی پیشکش کرده‎اند. در این میان، هیچ نهاد ملی و بین‎المللی نیست که عاملان این رخدادها را مورد پیگرد قرار داده و یا هم فشارهایی را برای پیگیری و جلوگیری از چنین رخدادهایی وارد سازد.
در این میان، پرسش اصلی و اساسی این است که راه حل چیست و آیا سریال خونبار کشتار غیرنظامیان در افغانستان خاتمه خواهد یافت و اگر نقطه‎ پایانی برای آن متصور است با چه راهکاری، اجرایی خواهد شد؟

اجماع ملی و بین‎المللی
کارشناسان حقوقی و سیاسی اما راه حل این معضل بزرگ و بحران جاری فراروی حیات غیرنظامیان را، اجماع جهانی و کشوری می‎دانند. به باور آن‎ها، هرگاه نهادهای حقوق بشری روی حامیان جنگ، کشورهای دخیل و نهادهای مسوول ملی فشار وارد نسازند، کشتار غیرنظامیان در چهارچوب جنگ جاری ادامه یافته و گذاشتن نقطه‎ پایان برای آن غیرقابل تصور است. راه دیگر جلوگیری از این رخداد، تقویت بنیادهای امنیتی در میان مردم و جلب همکاری آن‎ها جهت اطلاع از موقعیت دشمن است. با چنین رویکردی می‎توان پیش از استقرار مخالفان مسلح در مناطق ملکی، جلو واقعه‎هایی را گرفت که در آن غیرنظامیان قربانی می‎شوند.
جاويد احساس، استاد پوهنتون در ولایت غزنی، می‎گوید: “جامعه جهانی و نهادهای ملی و بین‎المللی، به خصوص آن‎هایی‎که پسوند حقوق بشری دارند، نباید در برابر جنایت‎‎هایی که منجر به مرگ غیرنظامیان می‎گردد، تماشاچی بوده و تنها اعلامیه صادر کنند.” به گفته‎ وی، صدای انسانی در عصر حاضر مرده و در ورای منافع سیاسی و مادی جنگ‎طلبان بزرگ، رنگ خود را از دست داده است. در چنین شرایطی، نه تنها انسجام نهادها لازم است، بلکه باید علیه چنین وضعیتی، صدای بزرگ جامعه بشریت از گوشه‎های مختلف جهان بلند شده و نهادها و کشورها را وادارند تا بیش از این با مرگ غیرنظامیان کشورهای مظلوم و محرومی چون افغانستان، در جستجوی منافع سیاسی خویشتن نباشند. اما به گفته‎ شریفه ساحل، شهروند پایتخت، “متأسفانه در جنگ جاری‎، اصول حقوق بشردوستانه یا حقوق جنگ کم‎تر مد نظر گرفته شده و جلوگیری از کاهش تلفات و آسیب به غیرنظامیان به هیچ وجه جزئی از تکتیک طرف‎های درگیر نیست.” به گفته‎ وی، در گزارشهایی که تا حالا از سوی سازمان مللمتحد و کمیسیون مستقل حقوق بشر نشر شده، طالبان مسلح و سایر گروههای مسلح مخالف دولت، مسوول بیشترین تلفات غیرنظامیان دانسته شدهاند. در گزارش این نهادها، مسوولیت بیش از ۶۰ درصد این تلفات گروه طالبان، شبکه حقانی، حزب اسلامی، گروه داعش و سایر مخالفان مسلح خارجی و ۲۳ درصد نیروهای امنیتی افغان و حامیانشان دانسته میشوند.
این در حالی است که جنگ جاری شامل این اصول حقوق بشردوستانه بوده و جوانب درگیر در کشور نیز باید به این اصول پای‎بندی داشته باشند. جانب دولت و حامیان خارجی آن که باید علاوه بر اصول قانونی پای‎بند باشد به موازین اخلاقی و اسلامی نیز باید پای‎بندی نشان دهند. جانب‎های دیگر نیز که به زعم خویشتن برای اعتلای بیرق اسلامی و تحقق نظام دینی می‎جنگند، نباید به ریختن خون غیرنظامیان و فروپاشی نظام زندگی آن‎ها راضی شوند.
داکتر قاسم الیاسی، کارشناس مسایل حقوق بین‎الملل، معتقد است “آنچه در این میان از اهمیت قابل ملاحظه‎ای برخوردار است، نبود استراتیژی قاطعانه، درازمدت و همه‎جانبه برای جلوگیری یا حداقل کاهش این پدیده است. زیرا با گذشت هر روز فاجعه‎ انسانی تلفات غیرنظامیان و آسیب آن‎ها افزایش می‎یابد، ولی راهکارهای ایجاد شده از جانب دولت و نهادهای مسوول در این خصوص، مقطعی، موقتی و غیرمؤثر است.”
به باور تحلیل‎گران، اقدام‎های نمایشی و اداری که از جانب دولت به کار گرفته شده قطعاً تأثیرگذار نیست. محمد قره‎باغی، نویسنده و تحلیل‎گر، می‎گوید: “دولت تنها به تقاضاهای نزاکت‎آمیز اکتفا کرده و راه‎های عملی را برای کاهش تلفات غیرنظامیان روی دست نداشته است. چندی پیش، بورد مشترک جلوگیری از تلفات غیرنظامیان که تحت ریاست شورای امنیت ملی کار میکند، از تمام نهادهای بینالمللی خواست در مورد ارقام تلفات غیرنظامیان افغان و ارزیابی گزارشهای شان برای ارگانهای امنیتی افغانستان فرصت بیشتر بدهند تا یافتههای همین سازمانها و نهادها بررسی شود. اما تاکنون از نتیجه این ارزیابیها نشانه روشن قابل مشاهده نبوده است.” حقیقت این است که این‎گونه خواست‎ها و ارزیابی‎ها ممکن است صورت گرفته و نتایج آن روی کاغذ منتشر شود، اما از تأثیر عملی و اجرایی آن در رویکردهای نبرد و میدان رزم نمی‎توان انتظار کاهش تلفات غیرنظامیان را داشت؛ زیرا از یک‎سو مخالفان مسلح با پناه گرفتن در میان غیرنظامیان و اعمال فشار بر آن‎ها، از ناگزیری غیرنظامیان استفاده می‎کنند و از سوی دیگر، نیروهای دولتی از تجهیزات کافی جهت مقابله با مخالفان مسلح و جلوگیری از تلفات غیرنظامیان برخوردار نیستند. در چنین وضعیتی است که غیرنظامیان هیزم جنگ جاری شده و به اشکال مختلف قربانی‎های زیادی را متحمل می‎شوند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد