تحلیل

72
۲۴ دلو ۱۳۸۸
نویسنده:

طرح شورای علما، حرکتی سرنوشت ساز

تبصره ۲۴ دلو ۱۳۸۸

اعضاي شوراي علماي افغانستان در ملاقاتي با رئيس جمهور كرزي خواهان مصالحه با طالبان شده و به اين خاطر پيشنهاد تدوير جلسه اي در كابل را كردند كه در آن پادشاه عربستان سعودي، برخي از علماي ارشد مدرسه الازهر مصر و همچنان  خواهان شركت علماي مدرسه فيضيه نيز شده و طالب شركت سران طالب نيز در اين جلسه گرديدند كه مورد قبول كرزي قرار گرفت و امكان دارد اين جلسه بعد از چندي در كابل تدوير گردد.

تلاش ها براي مصالحه با طالبان از سوي اداره رياست جمهوري افغانستان روز تا روز شدت مي يابد و حامد كرزي با آغاز دور دوم رياست جمهوري اش اين مسئله را محور سياست هاي خود قرار داده، با تمام ابزارهاي دست داشته، تلاش دارد تا آنرا به پيروزي برساند. در صورتي كه كرزي در اين روند شكست بخورد، در اين دور حرف مهمي براي گفتن نخواهد داشت.

براي اينكه اين مصالحه به منزل مقصود برسد تا هنوز مشكلاتي زيادي فراراه آن قرار دارد و دور كردن هريك از اين مشكلات كوشش ها و تلاش هاي خاصي را ميطلبد ، مخصوصاً كه در سياست هاي طالبان دستان بسياري از بيرون دخيل اند و نيروهاي خارجي حاضر در افغانستان براي  اين مصالحه نظر واحدي ندارند.

لست سياه يكي از اولين چالش هاي اين حركت به حساب مي آيد. زيرا تا زماني كه اين دست سفيد نشود، ناممكن به نظر مي رسد كه سران طالبان قادر به شركت در چنين پروسه اي گردند. در اين لست ۱۲۰ نفر افغان شامل اند كه بسياري آنان را سران و قوماندانان ارشد طالبان مي سازند. مشكل ديگر نگرش هاي جداگانه امريكا و انگليس به اين پروسه است.

امريكايي ها معتقد اند كه تا زماني طالبان در عرصه نظامي ضعيف نشوند، ممكن نيست به پاي صلح گردن بگذارند. اما انگليس ها باور دارند كه هشتاد در صد صفوف طالبان و قوماندانان دست دوم آنان را افراد عادي، غير اديالوژيك و غير وابسته به القاعده مي سازند كه بنا به عوامل مختلف معيشتي  به طالبان پيوسته اند و ميشود با كمك هاي مادي آنان را به زندگي عادي برگرداند.  

اما امريكايي ها تاكيد دارند كه طالبان بايد قانون اساسي افغانستان بپذيرند و از برخورد آنان نسبت به حقوق زنان تشويش دارند. عربستان سعودي از شركت طالبان در قدرت دولتي افغانستان  تا زماني كه كاملاً از القاعده نبريده اند، نا راضي بوده و آنرا به ضرر امنيت خود ميداند و با آينكه مايل است در اين روند شركت كند، اما از اين بابت دل نادل معلوم ميشود.

پاكستان به هيچ عنوان خواهان كاميابي همچو پروسه اي نبوده، فكر ميكند كه با اين مصالحه تمام مصارف، فتنه انگيزي ها و تلاش هاي آن  در اين سي سال براي تاسيس رژيم زير دست اش در كابل و به رسميت شناخته شدن خط نام نهاد ديورند به هدر ميرود و چون روابط پاكستان با عربستان سعودي بسيار نزديك است، لذا اين عدم تمايل پاكستان به مصالحه با طالبان بر موضع ضعيف سعودي ها در هدايت و رهبري اين مصالحه اثر منفي مي گذارد.

 نواز شريف كه نقش رهبري اپوزسيون فعلي دولت پاكستان را دارد و به خاندان شاهي عربستان بسيار نزديك است، اخيراً گفته است كه پاكستان در صورتي در روند مصالحه دولت افغانستان با طالبان شركت خواهد كرد و آنرا كمك خواهد نمود كه دولت افغانستان از نقش هند در افغانستان بكاهد، چيزي كه ضعيف به نظر ميرسد، زيرا هند پنجمين كشور كمك كننده به افغانستان مي باشد. ايران كه سياست يك افغانستان نا آرام و درگير جنگ را در سي سال گذشته، مخصوصاً در هشت سال اخير داشته است براي شركت به اين روند از خود تمايلي نشان نداده، در كنفرانس لندن شركت نكرد و روند كمك نظامي به طالبان را همچنان ادامه مي دهد. به اين خاطر آسان انگاشتن مصالحه با طالبان غير از ساده لوحي چيز ديگري نخواهد بود.

حال كه شوراي علما تصميم دارد تا پاي علماي بزرگ الازهر و قم را در اين مصالحه دخيل سازد و شاه عربستان سعودي كه ميان مسلمانان به خادم حرمين  شريفين شهرت دارد و از احترام خاصي ميان مسلمانان برخوردار است تا حدي اين روند را پر رنگتر خواهد ساخت و طالبان و حاميان منطقه اي شان را از نظر رواني زير فشار و با نوع چلنجي روبه رو خواهد ساخت.

مخصوصاً اگر اين نشست قادر به اعلان فتواي مبني بر حرام بودن جنگ عليه دولت افغانستان گردد، بيشك كه در صفوف رهبران و علماي ارشد طالبان رخنه ايجاد خواهد كرد و به تجريد جناح راديكال آن خواهد انجاميد. در صورتيكه اين دعوت از سوي برخي از علماي سني و شيعه پذيرفته نشود و شركت آنان در جلسه كم رنگ گردد، به همان پيمانه بر تلاش هاي حامد كرزي اثر زيانباري به جا خواهد گذاشت.

مخصوصاً كه با توجه به سياست هاي ايران در قبال اين مصالحه و شركت شاه عربستان سعودي در آن به عنوان مهمترين و شاخص ترين فرد، ضعيف به نظر مي رسد كه علماي حوزه علميه قم به اين دعوت پاسخ مثبت بگويند كه اين ميتواند بر موضع علماي شيعه افغانستان نيز اثر بد بجا بگذارد.

تدوير چنين جلساتي كه در يك سر كشور جنگ و در سر ديگر آن مصالحه جريان داشته باشد، اين  مصالحه را مشكلتر كرده، گاه ناممكن مي سازد. چون هر مصالحه با جنگ بندي و آتش بس دوطرف آغاز مي گردد، چيزيكه در افغانستان عكس آن جريان دارد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد