تحلیل

48
۱۰ دلو ۱۳۸۸
نویسنده:

طالبان مصالحه میکنند؟

طرح مصالحه با طالبان که دولت افغانستان به خصوص حامد کرزی برآن پافشاری دارد، از مدتها به اینسو مورد بحث قرار داشته، اینک قرار است در کنفرانس لندن به عنوان یک راهکار اساسی دولت افغانستان مطرح گردد. اینکه باید با طالبان از در مذاکره و مصالحه پیش آمد و جنگ راه حل غایلهء افغانستان نیست، از دیرگاهی میان تحلیلگران خارجی و داخلی مطرح بوده و حتی کسانی چون ربانی، سیاف و داکتر عبدالله نیز به نحوی گفته اند که در مصالحه با طالبان مشکلی ندارند.

حامد کرزی باری اعلان کرد که اگر محل زیست ملاعمر را بداند، نزد او رفته و با او مصالحه میکند. گام های عملی که درین راه تا حال  برداشته شده، روشن نیست،  چند بار در مطبوعات همینقدر انتشار یافت که طالبان زیر نظر شاه عربستان سعودی، با بعضی از نمایندگان دولت افغانستان دیدار داشته و در ترکیه نیز نشست هایي میان شان صورت گرفته است. یکی از نقطه های وصلی که میان طالبان و دولت افغانستان همیشه یاد شده، گروه خدام الفرقان ملاحکیم مجاهد، ملامتوکل و ملاضعیف میباشد که گرچه در ابتدا انتظارات بسیاری از آن میرفت؛ اما در عمل دیده شد که این گروه درمیان طالبان ناراضی، چندان پایه و اثری ندارد. اما هر باریکه دولت افغانستان طرح مصالحه با طالبان را پیش کشیده، نه تنها از سوی هیچ رهبر و قوماندان طالب لبیک نشنیده، که با عملیات تروریستی سختی به آن پاسخ داده شده و رهبران طالبان همیشه گفته اند که برای مذاکره پیش درآمدی کمتر از خروج نیروهای خارجی از خاک افغانستان را نمیخواهند؛ چیزیکه میتواند مرگ سیاسی نظام کنونی و تشکیل امارت طالبی را به دنبال داشته باشد و آخرین بار نیز با عملیات فروشگاه در قلب شهر کابل، جواب داده شد.

با اینکه درین ماه ها طرح مذاکره و مصالحه با طالبان، به شکل یک جانبه از سوی دولت افغانستان به شدت مورد بحث قرارگرفته و جزئیات بیشتر آن در کنفرانس لندن به بحث و تصویب گذارده خواهد شد، از حالا گفته میشود که برای طالبانی که به این طرح می پیوندند، پول داده میشود و زمینهء کار برای شان مساعد میگردد. دولت جاپان اعلان کرده  که از یک ملیارد دالر مصرف این طرح، نیم آنرا به دولت افغانستان کمک میکند. همچنان  بحث هایي در جریان است تا برای رهبران و قوماندانان ارشد طالبانی که به این پروسه می پیوندند و نمی توانند در افغانستان زندگی کنند، زمینهء پناهندگی بیابند و گفته میشود که انگلستان و کشورهای عربی حاشیهء خلیج، برای این کار در نظر گرفته شده اند.

اینکه این طرح  و جزئیات آن، چقدر مورد قبول رهبری طالبان قرار میگیرد و آیا آنان از آرمانگرایی های گذشتهء شان گامی عقب خواهند نشست و یانه را باید در آینده دید؛ اما آنچه از وضعیت کنونی و تجارب گذشته میتوان یافت، اینکه رهبری طالبان در شرایطی قرار ندارند که به همچو طرح هایی گردن بگذارند. پاکستان و استخبارات آن، تا هنوز شدیداً از آنان حمایت مادی و معنوی میکنند. طالبان از نظر نظامی در وضعیت بهتری نسبت به سال گذشته قرار گرفته، جبهۀ جنگ را به شمال نیز گسترش داده و راه اکمالات نیروهای خارجی در افغانستان همچنان در تیررس تهدید شان قرار دارد. نیروهای خارجی، اردوی ملی و پولیس ملی همچنان تلفات میدهند و حملات طالبان بر شاهراه ها و ادارات افغانستان با وجود زمستان، چندان کاهش نیافته است و مافیای مواد مخدر همچنان از طالبان حمایت کرده، درآمد طالبان ازین درک مسدود نشده است. شیخ های حاشیهء خلیج، همچنان به طالبان کمک پولی میکنند و القاعده مثل گذشته در کنار طالبان قرار دارد و به اکمال نیروی طالبان از طریق جنگجویان غیرافغان خود ادامه میدهد. و بالاخره نیروهای خارجی در افغانستان، مثل گذشته دریک انارشی ستراتیژیک به سربرده و با نگاه های متفاوت به جنگ افغانستان ادامه میدهند. با اینکه رابرت گیتس طالبان را بخشی از بافت سیاسی افغانستان نامید؛ اما عدم خوشبینی اش را در مورد جلب ملاعمر به پروسهء صلح پنهان نکرد. “ترکی فیصل” رئیس قبلی استخبارات عربستان سعودی که وارد در قضایای افغانستان است، چندی قبل ابراز داشت که تا مسئلهء خط دیورند و کشمیر میان پاکستان، افغانستان و هند حل نشود، امکان آوردن صلح در منطقه ناممکن است.

با ارزیابی های بالا، چشم انداز نزدیک صلح با طالبان، تاریک به نظر میرسد و این مصالحه زمانی ممکن میگردد که طالبان در وضعیت ضعیفی قرار بگیرند و مجبور به مصالحه گردند تا به آن گردن بگذارند؛ نه در شرایط کنونی که نه تضعیف شده و نه ناهماهنگی و چند دستگی میان صفوف آنان  دیده میشود و نه حمایت مادی و معنوی حامیان منطقوی شان کاهش یافته است. تبلیغ همچو راهکارهای یک جانبه و امیدوار نمودن مردم به صلح اما در عمل بی نتیجه ماندن آن، بر اتوریتۀ دولت ضعیف کنونی، اثرات بدی بجا گذاشته و وقتی در عمل مردم افغانستان دیدند که چنین طرح هایي با تمام دلبستگی های دولت و تبلیغات گسترده، بالاخره به سرابی میماند، نارضایتی مردم افزایش یافته و روان مردم را ناامیدی بیشتر فرا میگیرد؛ به این خاطر باید در بیان چنین طرح هایي، به صورت دقیق تمام جوانب و مخصوصاً نتایج آنرا جداً مدنظر گرفت.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد