و سایر مطالب

452
۱۴ اسد ۱۳۹۴
نویسنده:

ضعف مدیریت با طعم وحدت ملی

حکومت وحدت ملی آخرین راه حل برای عبور از بحران انتخاباتی در پی بروز جنجال‎های سیاسی میان دو رقیب انتخاباتی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بود که با ساختار بی‎سابقه در افغانستان ایجاد و سر پا ایستاد. برخی از کارشناسان در روزهای نخست تشکیل حکومت وحدت ملی یادآوری کردند که حکومت‎داری خوب از یک ساختار نامتجانس که از دو گروه رقیب سرسخت انتخاباتی تشکیل شده است، بعید از تصور است و به مرور زمان این تصور نیز به واقعیت تلخ تبدیل شد. به باور مردم، رقابت‎ها بر سر کسب قدرت میان رییس‎جمهور اشرف‎غنی و عبدالله عبدالله، رییس اجرائیه، از یک‎سو و کاهش کمک‎های جهانی از جانب دیگر، بر رنج و درد زندگی در این سرزمین بیشتر از پیش افزوده و مردم را به شدت خسته ساخته است.
ریحانه نوری، مادری که بارها مانع اجرای طرح مهاجرت دسته‎جمعی خانواده‎اش شده و در برابر تصمیم همسرش به شدت ایستادگی و مقاومت کرده است، پس از تشکیل حکومت وحدت ملی اما از کارش پشیمان شده و کم‎کم به این باور می‎رسد که این سرزمین به یک بستر امن و مرفه زندگی تبدیل نخواهد شد. وی می‎گوید: “با شنیدن اخبار و رخدادهای ناگوار از گوشه و کنار کشور از یک‎سو و افزایش بیکاری و ضعف اقتصادی که سایه بر زندگی ما نیز انداخته است از جانب دیگر، سخت ابراز ندامت می‎کنم که چرا در برابر تصمیم مهاجرت شوهرم ایستادم. زیرا با رفتن از این سرزمین شاید بخت ما یار می‎شد و حداقل می‎توانستیم آینده فرزندان خود را به شکل بهتری رقم بزنیم.”
گراف فقر و بیکاری در دوران یک ساله حکومت وحدت ملی افزایش یافت و میزان ناامنی نیز در محدوده‎های امن و نقاطی که دارای ثبات نسبی بود نیز به شکل غیرقابل پیش‎بینی افزایش یافت. ادریس همدرد، روزنامه‎‏نگار، تجربه‎اش را از کارکرد حکومت وحدت ملی این گونه خلاصه می‎سازد: “پدیده فقر و بی‎ثباتی دوباره راهی خانه‎های مردم عام شد. سرمایه با تاجران یکجا از کشور فرار کرد. تجاوز بر کودکان، خشونت علیه زنان، ناامنی در شهر، فساد در ادارات دولتی، بیکاری جوانان همه پدیده‎هایی است که مردم برای ختم آن چشم و امید به حکومت وحدت ملی بسته بودند اما بی‎خبر از اینکه این همه افزایش می‎یابد و دگرگونی و مشکلات شان روزافزون می‎شود.”
وضعیت نابسامان کنونی باعث شده است که طعم “وحدت ملی” به مزاق مردم خوش نیاید و حتی نوعی تنفر از این اصطلاح  که در آغاز برای مردم دلچسپ و جذاب بود، به وجود آید. این در حالی است که وقتی رییس‎جمهور و رییس اجرائیه در یک مراسم رسمی همدیگر را در بغل گرفتند و دست یکدیگر را فشردند، قدری از فشار روانی مردم کاسته شده بود و لایه‎ها و طبقات مختلف جامعه از این اتفاق خرسند شدند. اما پرسش این است که حکومت وحدت ملی را کدام آفت گرفتار ساخت که این گونه در الفبای اولیه حکومت‎داری زبانش گیر کرده و نمی‎تواند درس حکومت‎داری خوب را به خوبی برای مردم ارائه نماید؟

آفت اصلی
آگاهان امور به موارد مختلفی اشاره نموده و هرکدام را باعث ضعف نبض حیاتی حکومت‎داری خوب در بدنه حکومت وحدت ملی می‎دانند. درک نادرست از وضعیت، ساختارهای فرسوده پیشین، عدم پیگیری فرمان‎ها و… هرکدام فکتورهایی است که در سخنان برخی از کارشناسان مورد اشاره و تأکید قرار می‎گیرد.
مخدوم عبدالله محمدی، عضو ولسی جرگه، بر این باور است که “حکومت وحدت ملی تا حال نتوانسته یکی از وعده‎های خود را در زمان معین آن عملی نماید. رییس‎جمهور با دادن فرمان‎های پی‎هم و عملی نکردن آن‎ها، حیثیت فرمان‎ها و جایگاه حقوقی خود را تنزیل داده و به شدت بر حیثیت خود لطمه زده است.”
در این میان، برخی از آگاهان بر عدم درک درست رییس‎جمهور از وضعیت حاضر تأکید نموده و صدور فرمان‎های مکرر، ایجاد کمسیون‎های حقیقت‎یاب و برخی از اظهار نظرهای تُندوتیز را از سوی رهبران حکومت وحدت ملی، فریب افکارعمومی دانسته و آن را به مثابه خاک زدن در چشم مردم می‎دانند. احمد سعیدی، کارشناس مسایل سیاسی، می‎گوید: “رییس‎جمهور تحلیل درست از وضعیت کشور و حکومت وحدت ملی ندارد و همین ضعف باعث می‎شود که وعده‎ها و فرامین رییس‎جمهور پا در هوا باقی بماند. ایجاد کمسیون‎ها در پیوند به قضایا و رویدادهای جاری کشور نیز صرف خاک در چشم مردم زدن است و بس.”
به عقیده کارشناسان، رییس اجرایی نیز در بخش کاری خویش وضعیت بهتر از ریاست‎جمهوری را ندارد. زیرا وی نیز در بسا موارد دچار ضعف عملکرد بوده و برای توجیه این ضعف خویش حکومت پیشین را متهم ساخته است.
عاقله باقری، یکی از شهروندان ساکن کابل، می‎گوید: “رییس اجرائیه برای توجیه ناکارآمدی‎اش از روش پیشینه‎دار در کشور استفاده نموده و برف بام خود را روی بام حامدکرزی می‎اندازد.” این اظهار نظر پس از آن صورت می‎گیرد که عبدالله عبدالله، حکومت نابسامان کنونی را خواب سیاه خلف پیشین خود دانسته و حامدکرزی، رییس‎جمهور قبلی، را به ایجاد حکومت موقت متهم کرد.

ناهماهنگی
در این میان، برخی از کارشناسان بر این نظر اند که رییس‎جمهور نیت نیک برای اجرایی نمودن بعضی از فعالیت‎ها و پیشرفت نظام دارد اما نبود تصمیم واحد در حکومت باعث عملی نشدن تصامیم رییس‎جمهور شده است. این مسأله به خصوص در روزهای اخیر تصویر برجسته‎ای پیدا کرده است. وقتی برای تأمین امنیت هرکدام از عناصر حکومت وحدت ملی در ساختار رهبری آن ساز منحصر به خود را می‎نوازد و هرکسی راهکار مختص به خویش را پیشکش می‎کند، مردم از آینده خوب در پرتو وحدت ملی و حاکمیت یگانه ناامید شده و حتی گاهی جرقه‎های ایجاد تشکیلات جداگانه و ساختارهای ملیشه‎ای، ذهن و روان مردم را می‎آزارد.
عبدالصبور خدمت، عضو ولسی جرگه، می‎گوید: “ساختار حکومت وحدت ملی طوری است که رییس‎جمهور باید با شریک ۵۰ درصدی حکومت تفاهم نماید و زمانی که بدون تفاهم گام می‎گذارد باعث می‎شود که مشکل ایجاد شود. رییس‎جمهور باید در قسمت اتخاذ تصامیم و پیش‎برد امور در روش کنونی خود تجدید نظر نماید، چون این حکومت صرف نام از وحدت دارد در حالی که سران نظام بر تصامیم یک دیگر باور ندارند.” این ابراز نظر در حالی صورت می‎گیرد که چندی پیش محمد محقق، معاون دوم رییس اجرایی، نیز حکومت را به عدم رعایت وحدت ملی متهم نمود و آن را فاقد عنصر وحدت ملی دانست.
فریدون فهیم، عضو انجمن مدنی اصلاحگران جوان، می‎گوید: “وحدت ملی یک ترکیب اجتماعی – سیاسی است که نتایج مثبت آن به تمامی عرصه‎های حیات جامعه ملی (ملت دولت) و مجموعه‎های انسانی (شهروندان) و حتی ورود نهایی نتایج آن در عرصه حیات فردی تک تک آحاد ملت، به منزله عزیمت به سوی آسایش و سعادت است. وحدت که در ادبیات سیاسی با واژه unity آمده است، از دو ویژگی و مختصه اساسی برخوردار است: الف – یگانگی درونی؛ ب – پیوستگی بیرونی. اما در حکومت وحدت ملی نه یگانگی درونی مشاهده می‎شود و نه هم پیوستگی بیرونی.” به گفته وی، تعارض در بیان دیدگاه رییس‎جمهور و رییس اجرائیه در خصوص تعریف از طالبان، اصلاحات انتخاباتی، گزینش وزیران و… نشان از دوگانگی درونی است و اختلاف بر سر سیاست خارجی که نمونه بارز آن در مسأله یمن و حمایت یا عدم حمایت از موضع عربستان مشخص شد، دلیلی بر ناپیوستگی بیرونی در ساختار حکومت وحدت ملی است. به باور وی، در چنین حالتی تحقق حکومت‎داری خوب بسی مشکل بوده و روشن نیست که سرنوشت حکومت چه خواهد شد و چه چیزی در انتظار ملت خواهد بود.

خزانه‎ خالی و پوز عالی
عامل ضعف مدیریت در حکومت وحدت ملی را نمی‎توان با فکتورهای فوق خلاصه کرد و شرایط دشوار پیش آمده را تنها از یک ناحیه مورد ارزیابی قرار داد. تحلیلگران با اشاره به مسایل مختلفی که باعث نابسامانی کنونی شده است، خلق انتظارات زیاد توسط رییس‎جمهور و رییس اجرائیه را خلاف واقعیت‎های کنونی افغانستان دانسته و خزانه خالی حکومت را باعث ناکامی آن در اجرای بسیاری از پروژه‎ها می‎دانند. خدایار نایب‎زاده، نویسنده و تحلیلگر، معتقد است که “نبود بودجه کافی و سیستم فرسوده فعلی باعث شده آن‎ها (رهبران حکومت) نمی‎توانند نیازمندی‎های جامعه را تأمین و فراهم کنند. بدین منظور باید حکومت وحدت ملی در ابتدا تأکید بر تدوین یک استراتیژی واقعی و کارساز بر مبنای ظرفیت‎های موجود جامعه نماید تا با فعالیت‎های سازنده هم اعتماد مردم را به دست آورد تا ظرفیت‎های موجود در جامعه از حالت بالقوه به فعلیت درآید و هم زمینه را برای جلب کمک‎های جهانی فراهم سازند تا جامعه را از این حالت بیرون کنند. اما تمام این موارد نیازمند یک انسجام درونی و اتحاد واقعی در چوکات تشکیلاتی و به خصوص ساختار رهبری نظام سیاسی کنونی است.”
به اعتقاد وی، رهبران حکومت وحدت ملی باید با تعهد صادقانه در برابر مردم به ضعف‎های شان اعتراف نموده و کاستی‎های کنونی را یادآور شوند. سپس با انسجام سیاسی و اتخاذ تدابیر قوی بتوانند مدیریت سالم، سیستم‎سازی قوی، جلب افکار عمومی از طریق فعالیت‎های کاربردی و تخصص‎گرایی را جزئی از مهمترین شاخصه‎های حکومت‎داری  خویش قرار دهند. در غیر آن صورت شکی نیست که حکومت وحدت ملی با از دست دادن اعتماد مردم  و جامعه جهانی “هم دل مردم را رنجانیده و هم لعل جامعه جهانی را به دست نخواهد آورد.” در آن صورت است که نظام سیاسی کنونی دچار بحران مشروعیت داخلی و خارجی خواهد شد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد