تحلیل

240
۲۷ ثور ۱۳۹۶
نویسنده: کلید

ضرورت بازنگری درباره شورای عالی صلح

شــورای عــالـی صلــح هفـت ســال پیـش به هدف میانجی‎گری صلح میان دولت و گروه‎های مسلح مخالف آن ایجـاد شــد. اما نهادهایی ‎که در راستای صلح‎پروری در کشور کار می‎کنند، شورای عالی صلح را نهادی توصیف می‎کنند که صرفاً پول مصرف می‎کند و بازدهی آن صفر است.
کلیدگروپ در نشست‎هایی که برای ارزیابی کارکرد این شورا در ولایت‎های کابل، کندهار، بلخ و هرات برگزار کرده بود، دریافته است که فعلاً مشکل این نهاد تنها خالی بودن چوکی رهبری آن نیست بلکه نبود تعریف مشخص از وظایف و صلاحیت‎های این شورا، نوسان شرایط امنیتی – سیاسی در سطح منطقه و وابستگی مالی شورای عالی صلح به کمک‎های خارجی، چالش‎هایی است که این شورا با آن‎ها دست به گریبان است. اما آنچه در سطح داخلی شورای عالی صلح را با مشکل روبه‎رو کرده است، وابسته بودن آن از نگاه صلاحیت‎های کاری با دیگر نهادها می‎باشد؛ مشکلی که چگونگی فعالیت این شورا را بیش از پیش دشوار ساخته است.
به باور نهادهایی که در راستای صلح کار می‎کنند، شورای عالی صلح بیشتر همانند جرگه موسفیدان در روستاهای کشور است، نه یک نهاد مدرن برای میانجی‎گری صلح در منازعات مسلحانه. ایــن شورا برای این که بتواند با یک گـروه از مخـالفــان مسـلـح دولت وارد گفتگو شود، باید از طریق نهادهای دیگر حکومتی وارد عمل شود. وقتی گروهی به عنوان جانب گفتگوهای صلح مشخص می‎شود، در گام نخست، نهادهای امنیتی باید این گروه را مورد شناسایی قرار دهند و در مورد شان بررسی کنند، سپس اگر آن‎ها لازم دیدند و تأیید کردند، آن‎گاه شورای یاد شده وارد عمل می‎شود. همچنان بیشتر افرادی که از نشانی شورای عالی صلح وارد مذاکره می‎شوند یا خود شان در گذشته بخشی از منازعه بوده‎اند و یا هم اگرافرادی با پیشینه منازعه نیستند، به دلیل بی‎برنامگی طوری مذاکره می‎کنند که نفس مذاکره صلح ایجابنمی‎کند. این دست‎بستگی از یک سو تحرک را از شورای عالی صلح گرفته و از سوی دیگر، ساختار یاد شده را یک نهاد درجه چندم حکومتی می‎سازد که نمی‎شود توقع صلح‎آوری از آن داشت. دقیقاً این مشکلات و ضعف‎ها از تأثیر مذاکره می‎کاهد و بیشتر شورای یاد شده را یک ساختار فردمحورد و سلیقه‎یی وانمود می‎سازد.
حال وقتی شما می‎آیید این نهاد را تقویه می‎کنید و تلاش دارید تا خلاهایی را که در بالا ذکر شد پر کنید، تازه متوجه می‎شوید که با مشکل دیگری قرار است دست و پنجه نرم کنید: تقویه یک نهاد فراقانونی در کنار ساختارهای امنیتی و دستگاه‎های سیاسی – این یعنی ایجاد تورم تشکیلاتی در بدنه دولت.
اگر مشکلات شورای عالی صلح را به طور فهرست‎وار به نبود رهبری سالم، عضویت افراد شامل منازعه در ساختار آن، بی‎برنامگی، نبود تعریف مشخص از این شورا در ساختار دولت، هماهنگ نبودن برنامه‎های این نهاد با تغییرات شگرف منطقه‎یی، بازی‎های پیچیده استخباراتی در منطقه، وارد شدن در مذاکرات به گونه‎ فردمحورانه، وابستگی‎ها و تقویت یک نهاد فراقانونی، خلاصه بسازیم، ساختار پیچیده گروه طالبان و دیگر گروه‎هایی که طرف مذاکرات صلح با دولت تلقی می‎شوند، هم بخشی از چالش در برابر کار شورای عالی صلح به حساب می‎آید. به باور آگاهان، اوضاع جاری در منطقه ما در حال پیچیده شدن است؛ طالبان به گروه‎های مختلف تقسیم شده‎اند، صدای واحد ندارند و فاقد رهبری واحد هستند.
با توجه به مشکلاتی که در بالا ذکر شد، شورای عالی صلح قادر به پیش‎برد برنامه صلح دولت با مخالفان مسلح آن نیست. پس لازم است فلسفه وجودی شورای عالی صلح مورد بازنگری قرار گیرد؛ اگر اصلاحات با توجه به هزینه‎هایی که متصور است قابل اعمال بود که خوب، در غیر آن بهتر خواهد بود تا مسوولیت پیش‎برد برنامه و گفتگوهای صلح به نهادهای امنیتی و دستگاه سیاست خارجی کشور واگذار شود. در بخش پیش‎برد گفتگوهای صلح، بر اساس فرضیه “گفتگوهای صلح برای افغان‎ها توسط افغان‎ها” هم تجربه موفق شورای امنیت ملی را در کشانیدن گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، به میز گفتگوهای صلح در کارنامه داریم که می‎شود از آن سود برد و بر اساس آن یک نقشه راه ترسیم کرد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد