تحلیل

962
۴ میزان ۱۳۹۵
نویسنده: کلید

صلح با حکمتیار

حکومت وحدت ملی پس از مدت‎ها تلاش و تقلا برای مصالحه با حزب اسلامی تحت رهبری گلبدین حکمتیار، در نهایت موفق به تدوین توافقنامه‎ای شد که حاوی ۲۵ ماده است. در مقدمه متنی که در رسانه‎ها منتشر شده، آمده که “درک وضعیت کنونی کشور ایجاب می‎کند تا عوامل جنگ تحمیلی از میان برداشته شود و با هر آن چه که وحدت و حاکمیت ملی را تضعیف می‎کند، مبارزه مشترک صورت گیرد و نظام در خدمت مردم و مورد حمایت آنان قرار گیرد و قانون اساسی کشور و تمام ارزش‎های اسلامی و ملی از سوی تمام احزاب و نهادهای سیاسی و اجتماعی محترم شمرده شود.”
افزون بر مقدمه، متن این موافقتنامه نیز موادی را دربر دارد که بر تحقق مصالح ملی تأکید دارد. ماده‎های مندرج این توافقنامه حاکی از آن است که دو طرف روی کلیاتی موافقت کرده‎اند که پیش از این بارها مورد بحث و رایزنی رسانه‎ها و کارشناسان سیاسی قرار گرفته است. تمام مواد این موافقتنامه در پرتو قانون اساسی، اصول اسلامی و صلح ملی تدوین شده و مواد و مواردی در آن دیده نمی‎شود که برخلاف منافع ملی باشد. دست برداشتن از منازعه، تلاش برای صلح، مشارکت سیاسی و سایر تلاش‎های صلح‎جویانه در برابر اعطای امتیازاتی از جانب دولت، از سوی حزب اسلامی تعهد شده که شرایط آشتی را تسهیل می‎بخشد.
بی‎گمان که این موافقتنامه هرچند فرایند طولانی را طی نموده، ولی به نظر می‎رسد در کاهش خشونت‎های ناشی از جانب این حزب تأثیرگذار واقع خواهد شد. از سویی هم، نشر این موافقتنامه در رسانه‎ها – اگر متن کامل و اصلی آن باشد- نوعی از شفافیت کار حکومت در امضای آن را به تصویر کشیده و مسیر مثبتی را برای اطلاع‎رسانی مردم از جریانات پشت پرده به نمایش می‎گذارد.
آنچه مسلم است این که در دوران جهاد، حزب اسلامی در مقایسه با دیگر احزاب جهادی دارای تشکیلات منسجم و متمرکز بود، اما گلبدین حکمتیار به عنوان رهبر حزب اسلامی، با حمله امریکا به افغانستان به مخالفت برخاست و تاکنون از حضور نیروهای نظامی خارجی در افغانستان ناراضی است. این مسأله نیز در موافقتنامه درج شده و خروج نظامیان امریکایی از افغانستان در مطابقت با احکام تعهدات دوجانبه و قوانین افغانستان مورد تمرکز قرار گرفته است.
از سوی دیگر، برخی از مخالفت‎هایی که پیش از این علیه پیوستن حزب اسلامی به رهبری حکمتیار وجود داشت، با گذشت زمان فروکش کرده و مخالفان صلح با حکمتیار به موافقان بلاشرط آن مبدل شده‎اند. اعضای حزب جمعیت اسلامی و برخی از سران جهادی که هم اکنون در بدنه اصلی قدرت هستند با صراحت از آمدن حکمتیار استقبال کردند. عبدالله عبدالله، رییس اجرایی و عطامحمدنور، سرپرست ولایت بلخ و رییس شورای مرکزی این حزب، از جمله کسانی بودند که اواخر هفته گذشته از صلح با حکمتیار استقبال کردند.
با این حساب مشاهده می‎شود که گذر زمان در روند رایزنی و مذاکره به نفع همگانی تمام شده و زمینه مناسبی برای بازگشت حکمتیار فراهم شده است. در خصوص تأثیرگذاری این مصالحه نیز همانا نقل قول ریاست اجرایی کافی است که اگر فیر یک مرمی از کشور کاهش یابد، به نفع همگان خواهد بود. حال آن که مصالحه با حکمتیار نه تنها فیر‎ یک مرمی را کاهش خواهد داد، بلکه بازتاب آن در ذهنیت خشونت‎گرایان بسی برجسته و شایسته خواهد بود.
دلیل این امر نیز آن است که بازگشت حزب اسلامی به رهبری حکمتیار پس از پانزده سال مخالفت با دولت صورت می‎گیرد. این بدان معنا است که رویکرد نبرد و مبارزه و خشونت و کوبیدن بر طبل جنگ فرجام مؤثر و مثبتی ندارد و در نهایت، مذاکره، گفتگو و رایزنی دپلوماتیک است که پاسخ مطلوب را در پی خواهد آورد. این نتیجه برای سایر مخالفان مسلح نیز عبرت‎آموز بوده و در تغییر ذهنیت بسیاری از آنان تأثیرگذار خواهد بود. زیرا سایر گروه‎ها نیز به این نتیجه خواهند رسید که دستیابی به اهداف و مقاصد شان بیش از آن که از طریق جنگ و خشونت ممکن باشد، از راه مذاکره و گفتگو به دست خواهد آمد.
بنابراین، باید آمدن حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به ساختار دولتی را که در حوالی روز جهانی صلح اتفاق افتاده، به فال نیک گرفت. از سوی دیگر، پیوستن حکمتیار به دولت به نحوی دست‎آوردی برای شورای عالی صلح نیز به حساب می‎آید. زیرا این شورا از آغاز تأسیس خود تاکنون نتوانسته اقدامات مثبت و نتیجه‎بخشی را انجام دهد که برای مردم چشم‎گیر و برجسته باشد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد