شعر

571
۲۲ جوزا ۱۳۸۹
نویسنده:

شعر خوب و بد

تفکیک اشیا ومفاهیم به خوب و بد امر بدیهی است. هرکس از چیزی برداشت خاص دارد؛ یا آن را می پسندد یا نمی پسندد. اگر آن را پسندید می گوید مطلوب و زیباست و اگر نسپندید می گوید زشت ونازیبا است. خوبی وبدی، زشتی وزیبایی ناشی از قضاوت انسان است. انسان به حکم عاقل بودن حکم می کند که این چیز زیباست واین چیز زیبا نیست. دراین جا در اخلاقی یا غیراخلاقی بودن خوب وبد وفلسفۀ آن سخن نمی گوییم بلکه می خواهیم بدانیم آیا شعر به عنوان یک پدیده شامل خوب وبد می شود یا نه؟ آیا ما شعر خوب وشعر بد داریم؟

در این شکی نیست که شعر مثل هرپدیدۀ دیگر مورد قضاوت ماست. ما شعر را مثل سایر اشیا به دو گروه تقسیم می کنیم: شعر خوب وشعر بد اما باید دید این خوب وبد بودن شعر ناشی از نگاه ماست یا این که شعر خود بنفسه دارای این صفات می باشد؟ این جا دو دیدگاه کلی ارایه شده است:

الف. برخی براین باورند که شعر بذاته نه خوب است ونه بد. این ما هستیم که به او صفت خوبی یا بدی را می پوشانیم. مثل گل که در ذات خود نمی تواند متصف به خوبی وبدی باشد، آن چه گل را خوب وبد می سازیم، قضاوت وسنجش خود ماست. چرا که همین گل که مورد پسند ما می باشد ممکن است مورد پسند فرد دیگری واقع نشود به این دلیل نمی توانیم بگوییم اگر یک چیز از نظر ما مطلوب ومقبول بود در نظر همۀ افراد بشر مطلوب می باشد. زیرا ذهن، ضمیر و اندیشه آدمی با تأثیر از محیط خود، دست به واکنش می زند. از آن جایی که محیط زیست آدمی فرق می کند، قضاوت های او نسبت به اشیا نیز تفاوت چشمگیر پیدا می کند. مثل ریش تراشیدن که در یک فرهنگ امر عادی است ولی در فرهنگ دیگر امر غیر پسندیده تلقی می گردد یا خوردن گوشت که در یک کیش امری است مطلوب ولی در کیش و مذهب دیگر امری است غیر انسانی.

ب. دیدگاه دیگر باورمخالف را دارد. این دیدگاه می گوید: شعر مثل هرموجود دیگر در ذات خود دارای خوبی وبدی است. همان گونه که موجودات دیگر ذاتاً خوب وبد اند، شعر نیز از این امر فارغ نمی باشد چرا که شعرمتشکل از عناصر، قواعد واجزایی است که اگر یکی از آن ها در شعر وجود نداشته باشد، کمال شعر به ضعف وسستی می گراید؛ مثلاً اگر شعر بتواند با مخاطبین خود رابطه برقرار کند و آنان را تحت تأثیر خود قرار دهد وبه هیجان وا دارد، شعری است قوی وکامل اما اگر نتواند این کارکرد یا کارکردهای دیگر خود را داشته باشد، شعری است غیر قابل اعتنا وتوجه.

به هرصورت چه نظر اول را قبول کنیم و چه نظر دوم را- چه بگوییم خوبی و بدی شعر ناشی از قضاوت مخاطب است و چه بگوییم خوبی و بدی آن ناشی از ذات شعر می باشد، آن چه قدر مسلّم است این است که شعر خوب و بد وجود دارد. چنانچه شعر حافظ، مولوی، سعدی، سنایی و بیدل قرن هاست که در ذهن و زبان انسان ها زندگی می کند و شعر بسیاری از شاعران دیگر که نامی است از  آنان و نه نشانی.

با توجه به این مسأله باید بدانیم که شعر خوب کدام است و شعر بد کدام؟ چه  ویژگی هایی باعث می گردند که شعر، شعر خوب خوانده شود؟

در این مورد نظریات زیادی ابراز شده است. هر کس به دید خود عاملی را عنوان کرده است. این عوامل به صورت مختصر اینهایند:

۱-    تهییج کنندگی: هیجان آوری یکی از اهداف شاعر محسوب می گردد. شعر تنها به انتقال پیام فکر نمی کند بلکه در صدد این است که چگونه می تواند در خواننده تأثیر بگذارد و دل او را به دست آورد؟

۲-     حفظ آسان: بعضی از شعرها به گونه ای اند که حفظ آن ها دشوار می باشد اما برخی دیگر به آسانی حفظ می گردند. چند چیز باعث می شود که شعر به آسانی حفظ گردد:

الف. سادگی در زبان

ب. رسایی

ج. غنای معنایی

د. تخیل بکر و قوی

ه.همدلی وهمزبانی با خواننده

بنابراین حفظ آسان نیز یکی از معیارهای شعر خوب از بد به حساب می آید.

۳-قابلیّت ترجمۀ خوب: برخی ترجمۀ شعر را امر دشوار لیکن ممکن می شمارند. از این جهت آمده اند دست به ترجمۀ شعر زده و گفته اند شعر خوب شعری است که قابل ترجمۀ خوب باشد.

۴-تأثیرگذاری عمومی: برای تأثیرگزاری عوامل متعددی را ذکر کرده اند ازجمله:

الف. موقعیت زمانی

ب. موقعیت مکانی

ج. موقعیت روحی

د. دکلمه خوب و طرز ادای کلمات

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد