تحلیل

1053
۳ دلو ۱۳۹۵
نویسنده: کلید

سیاحت زمستانی یا کار نمایندگی

نمایندگان مردم در شورای ملی به رخصتی‎های زمستانی رفتند. این برنامه‎ در حالی از اول ماه دلو آغاز شد که مردم منتظر اند تا چه وقتی نمایندگان شان از وضعیت زندگی، جامعه و مشکلات آن‎ها آگاهی یافته و سری از محل سکونت و زندگی شان خواهند زد. حقیقت این است که عمر نمایندگی وکلای ولسی جرگه در راستای انجام مسوولیت آن‎ها تعریف شده و باید تمام وقت شان در ایام کاری و رخصتی در راستای بهبود وضعیت زندگی مردم صرف شود. اما متأسفانه در بسیاری اوقات چنین نمی‎شود و نمایندگان به جای ارزیابی و تهیه گزارش از وضعیت مردم به سفر و سیاحت می‎روند.
به همین دلیل است که در ختم رخصتی‎های زمستانی، مردم چشم به راه اند تا نمایندگان آن‎ها با کدام انرژی و درک و دریافت از ضرورتهای اساسی کشور و مشکلات فراروی جامعه در خانه‏ ملت جمع شده و به فعالیت دوبار‎ه‎ خویش آغاز نمایند. پرسش مهم و بنیادی این است که اعضای شورای ملی تا چه اندازه خواهند توانست تا جایگاه و نقش حقوقی و قانونی شان را در میان قوای سه‏گانه نظام سیاسی حفظ نموده و در کلیت سیاست کشور فضای اعتماد و ثبات را حمایت و تقویت نمایند. واقعیت این است که وقتی سخن از جایگاه و نقش پارلمان در ساختار نظام سیاسی کشور به میان میآید و چگونگی آن مورد ارزیابی قرار میگیرد، کم‎ترین نمره به اعضای شورای ملی داده میشود. زیرا مجموع تحلیلگران و حتا برخی از اعضای این شورا بدین باور هستند که نمایندگان مردم در به دست آوردن و یا حفظ چنان موقعیت و منزلتی بسیار ناکام بوده‏اند. اگر در این باره به صورت مبسوط‏تر و گسترده‏تر سخن گفته شود، اصل سخن این است که متأسفانه شورای ملی کشور در طی سالیان گذشته در حفظ جایگاه و نقش خود در میان سه قوه نظام سیاسی نه تنها موفقیتی نداشته است، بل در این باره سیر نزولی آن بسیار تکان‏دهنده و غیرقابل تصور بوده است.
تضعیف جایگاه و نقش پارلمان در انجام وظایف و در میان قوای سه‏گانه نظام معطوف به عدم انجام وظیفه قانونی خویش، یعنی طرح خواست مردم و نظارت بر اجرای قوانین در راستای صلاح و منفعت مردمی بوده است. نقد جدی که همیشه و در تمام فصل‎های سال، به خصوص در ایام رخصتی اعضای شورای ملی بر عملکرد آن‎ها وارد است، فراموش نمودن وظایف اصلی و قانونی آن‎ها و نیز موضوعات عمده ملی و پرداختن به موضوعات فرعی و انحرافی است. این رویه هم در ایام رخصتی و هم به صورت مستقیم در طرح موضوعات انحرافی و هم در هنگام بحث بر سر موضوع اساسی و به صورت حاشیه‏رویهای بیجا نمایان شده است. به تعبیر دقیق‏تر “خانه ملت” به خاطر رویه نادرست یادشده نتوانسته که مرکز وفاق اجتماعی و سیاسی کشور قرار گیرد و در نهایت جایگاه شایسته و بایسته آن نیز زیر سوال قرار گرفته و کارنامه‏اش از درخشش افتاده است.
همچنان تداوم نارساییهای یاد شده از سویی سبب گردیده تا مسایل بسیار مهم در رسیدگی به قضایای ملی و وظایف نمایندگان، اولویتها و ضرورتها فراموش گردد. به معنای دیگر پرداختن به امور فرعی و از دست دادن اعتماد به نفس و استقلال رای نمایندگان سبب شده که ضرورتها و نیازمندیها و اولویتهای تعیین‏کننده به کلی فراموش گردد. کم‎ترین آسیب از این بابت برای جامعه و کشور آن است که بسیاری از طرحها و موضوعات ملی که میتوانست در جهت ثبات و تفاهم و سازندگی و استقرار صلح در کشور مؤثر واقع شود از محور خارج گردیده و به جای آن به اموری پرداخته شود که هرگز ضرورت و شایستگی آن را نداشته است.
حال با چنین ارزیابی از کارنامه‏ گذشته نمایندگان شورای ملی باید منتظر بود که آیا آن‎ها در زمان رخصتیهای خویش با دید نو و درک تازه از واقعیتهای جامعه به خانه‏ ملت باز خواهند گشت یا نه این که همه چیز بر همان رویه و روحیه سابق خواهد چرخید. اما اگر تغییری در نگاهها و رویکردها به وجود نیاید، نمی‏توان نسبت به عملکرد دو ماه رخصتی پیش روی نمایندگان که زمان بسیار حساس و تعیین‏کننده نیز میباشد، خوش‏بین بود.
در نهایت این که مردم انتظار دارند تا نمایندگان شان به جای رفتن به سیر و سیاحت در دو ماه رخصتی شان، کارنامه‎ گذشته خود را مرور نموده و سری هم به موکلان شان بزنند تا بهتر از مشکلات آن‎ها آگاهی یافته و راه رهایی از بحران‎های موجود اجتماعی که مردم را به ستوه آورده، دست و پا نموده و در جلسات سال آینده پیشکش و عملی سازند.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد