تحلیل

65
۲۷ حوت ۱۳۸۸
نویسنده:

سپردن رهبری جنگ به ناتو تاثیر گذار است؟

اینک وزارت دفاع امریکا اعلان کرد که به زودی تمامی نیرو های امریکایی حاضر در افغانستان زیر قوماندۀ واحد ناتو قرار خواهند گرفت و عدۀ  کمی ازین نیرو ها مثل گذشته زیر این رهبری قرار داده نخواهند شد که شاید نیروی سپیشیل فورس امریکا باشد که در عملیات خاص شبانه در افغانستان شهره شده اند و فرماندهان امریکا بازهم ضرورت به چنان عملیاتی داشته باشند.

به این صورت بعد ازین نیرو های خارجی به طور واحد و همدست در افغانستان عمل خواهند کرد.

با آمدن جنرال  امریکایی مک کریستال به عنوان فرمانده عمومی نیرو های امریکایی در افغانستان و بعد تعیین او به صفت قومندانان عمومی نیرو های ائتلاف ، ایساف  و ناتو در افغانستان و طرح های که برای پیشبرد جنگ در افغانستان داشت، روز تا روز نوعی تمرکز درین نیرو ها رابه میان آورد واینک مک کریستال مطابق به خواست وزارت دفاع امریکا بر فرق این همه نیرو به صورت متشکل و منسجم در افغانستان قرار میگیرد ، چون تا حال بار ها نظامیان و کارشناسان  نظامی از پراکندگی  این نیرو ها شکایت داشته که اینک این شکایات با چنین اقدامی مرفوع میگردد.

پیمان ناتو که  بعد از جنگ دوم جهانی در اپریل ۱۹۴۹ از سوی ایالات متحده امریکا و متحدان و همپیمانان او برای مقابله با نفوذ شوروی در اروپای شرقی ایجاد گشت، اکنون ۲۸ عضو دارد.

این پیمان بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و از میان رفتن پیمان ورشو که در ۱۹۵۲ از  سوی شوروی و متحدان اروپایی او ساخته شده بود، در نوعی بی سرنوشتی به سر میبرد، چون دیگر ماموریت این پیمان  نظامی عملا از میان رفته بود.

با اینکه این پیمان در جنگهای یوگوسلاویا اندکی مصروف گشت، اما فرانسوی ها به زودی برای امنیت بازار مشترک اروپا نیروی واکنش سریع شصت هزار نفری را  برای اعضای آن پیشنها د کردند که عملا جانشیتن پیمان ناتو میشد و با چنا ن نیروی این پیمان منطقاً از میان میرفت.

اما از جائیکه ایالات متحده با این پیمان قادر به حضور قوی و گسترده در اروپا بود، به هیچ عنوان نمیخواست تا این پیمان از میان برود و تمام تلاش هایش را درین راه به کار گرفت.

 ۱۱ سپتامبر و جنگ در افغانستان برای منهمک شدن این پیمان در جای دوری در آسیا بار دیگر زندگی این پیمان را می خرید و بالاخره امریکا در ۴ اکتوبر ۲۰۰۴ بخش عمده ای از امنیت افغانستان را با ۴۱ هزار نیرو به  ناتو سپرد و اکنون کشور های عضو این پیمان به نحوی در درگیری های افغانستان دخیل  اند که زمینۀ خروج از افغانستان را به زودی ندارند.

با اینکه از همان ابتدا نیرو های امریکایی شامل ناتو در افغانستان از تمامی نیرو های غیر امریکایی اضافه  تر بودند، اما امریکا چنین حضوری را هم به نفع اتحاد و حفظ ناتو میدانست و هم بار مصرف پولی و خونی در افغانستان را با این متحدانش  تقسیم میکرد و لذا برایش بسیار با اهمیت بود.

 امریکا نخواست تا یکباره این پیمان را  با تمام امکاناتش در افغانستان زیر رهبری خود بگیرد و فکر میکرد که به نحوی افکار عمومی را علیه او نزد اعضای این سازمان برخواهد انگیخت، لذا این پروسه را آرام آرام پیش برد تا اینکه حالا به چنین مامولی دست یافت.

با این ادغام، بعد ازین جنگ در افغانستان با نام ناتو گره میخورد و برای اعضای آن کمتر زمینۀ خروج از افغانستان مساعد میگردد. قبلا بیشترین عملیات را در افغانستان نیرو های ائتلاف به رهبری امریکا انجام میداد، چون دیگر چنان نیروی در کنار ناتو وجود ندارد، پس این پیمان ناتو است که باید بار این جنگ را به هر شکلی شده به دوش بکشد.

این اقدام خون تازه در رگهای پیمان پیر ناتو میدمد  و اروپایی ها یکبار دیگر خود را در برابر مسئولیت بزرگی در درون این پیمان میبینند.

چیزیکه امریکا بعد از فروپاشی اتحاد شوروی به دنبال آن بودند و اینک به آن دست یافتند. با این ادغام مطمئنا که در جنگ افغانستان نیز تغییرات خاصی رو نما خواهد شد.

چون بعد ازین دو جنگ با دو طرح از مقرهای فرماندهی ائتلاف و فرماندهی تاتو به طور جداگانه پلان نخواهد شد و تمام این نیرو های پراکنده در مشت مک کریستال قرار خواهند گرفت.

لذا در جنگ کنونی نیز تغییراتی را شاهد خواهیم بود. میان نیرو های خارجی جابجایی های هم به وقوع خواهد پیوست و تشدید جنگ با تمرکز همراه خواهد گشت که این طرح در جنگ به سود نیرو های خارجی و زیان القاعده و طالبان تمام خواهد شد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد