فرهنگ و هنر

896
۹ عقرب ۱۳۹۵
نویسنده: صمد علی نوازش

سهم بارز یک زن مبارز در تغییر جامعه

برای معرفی یک الگوی مثبت در میان زنان افغان، به سراغ خانمی میرویم که زندگی‎اش را بر مبارزه و پیکار با ناملایمات و ناهنجاری‎های جامعه بنا نهاده است. خانمی که با تلاشهای خستگی ناپذیرش توانسته خدمات شایسته‎ای را در عرصه آموزش زنان و مردان انجام دهد و تغییرات چشم‎گیری در طرز تفکر مردم خود به میان آورد؛ از مبارزه با مفکوره های اشتباه عوام در مورد زنان تا طرح پالیسی رعایت جندر در وزارت تحصیلات عالی برای سهم بیشتر زنان در مراکز اکادمیک کشور. این خانم تخلص متناسب با فعالیت‎هایش نیز دارد.
عارفه پیکار همان گونه که تخلص وی پیکار میباشد، پیکارش در جهت رشد و پیشرفت زنان در کشور نیز مثال‎زدنی است. البته فعالیت خانم پیکار تنها برای زنان محدود نمیشود، وی برای مردان جامعه خود نیز مصدر خدمات ارزندهای قرار گرفته است.
خانم عارفه پیکار خود را فرزند مادر قهرمانی با نام خدیجه و پدر متعهدی با نام محمدکاظم از دیار سنایی غزنوی معرفی میکند. وی میگوید: «در ولسوالی ناهور ولایت غزنی چشم به جهان گشوده‎ و از همین ولسوالی دورافتاده و محروم، به ترسیم رویاهای بلند و فتح قله های انسانیت آغاز نمودم.»
هرچند در روستاهای دوردست و محروم کشور برای دختران کار سختی است که در مقابل تمام سنت ها و افکار زن‎ستیزانه قرار گرفته و سخن از آمــوزش زنــان به زبان آورنــد و در بیــرون از خــانــه کار کنــنــد، امــا عــارفــه پـیــکار کـه خود سرآهنگ چنین مبارزه‎ای در روستایش بوده، تجربه‎اش را چنین بیان میکند: «فعالیت های اجتماعی و  بیرون از منزل را از روستایی آغاز نمودم که در آن زنان و دختران محکوم به خانه ماندن بودند؛ زمانی که بازار کار و فعالیت های اجتماعی همه مردانه بود، مردانه تعریف میگردید و مردانه اجرا میشد، من در مناطقی چون ناهور و جغتوی غزنی مصروف فعالیت در عرصه تعلیم و تربیه و صحت بودم. آن زمان رفتن کودکان به مکتب یک پدیده نو بود، به‎خصوص مکتب رفتن دختران سنت‎شکنی در برابر هنجارهای جامعه قلمداد میشد. همین هنجارها سال ها زنان را در چهاردیواری خانه زندانی کرده بود. ولی با تلاشهای شبانه‎روزی، مکتب رفتن دختران را در روستاهای دورافتاده ولایت ناهور ترویج کردیم که امروز مردم آن جا به جای این که با رفتن دختران به مکتب حساسیت نشان دهند، خود به درس خواندن دختران شان علاقمند شده‎اند»
عارفه پیکار، اساس‎گذار لیسه «بی بی زینب» در ولسوالی ناهور میباشد. این که وی برای تأسیس این مکتب با کدام مشکلات دست و پنجه نرم کـرده اســت، چـنیــن معلــومات مــی‎دهد: «در قریه ما طالبان مسلط بودند و چون در شش ماه اول سال آن‎ها مکتب ما را پایگاه نظامی جور میکردند، ما دختران را در یک مسجد درس میدادیم. طالبان نامهای ما را در لیست ترور قرار داده بودند و ما نمیتوانستیم به راحتی از خانه بیرون برویم. فعالیت‎های ما همه پنهانی بود، دوستان و اعضای خانواده ما هر روز سخنانی میشنیدند و از بابت من بسیار نگرانی داشتند.»
با این وجود، عارفه پیکار به مبارزاتش ادامه میدهد، تا حدی که مردم وی را به خاطر فعالیت‎هایش به کافر بودن متهم می‎کنند. او میگوید: «هم خودم و هم خانواده‎ام مورد اذیت قرار می‎گرفتیم، شماری از مردم حتا به خانواده‎ام میگفتند که عارفه پروژه غربی ها را عملی میکند. اما امروز معیارها تغییر کرده و در همان قریه تحصیل دختران باعث افتخار شده است، همان افرادی که علیه ما توطئه میکردند، امروز میآیند و از من در مورد تحصیل دختران شان مشوره میگیرند.»
به گفته این خانم پرتلاش، مکتب «بی بی زینب» حال تبدیل به یکی از مکتب‎های فعال شده که از سوی ریاست معارف ولایت غزنی در جمع شایسته‎ترین لیسه ها قرار گرفته است.
خانم پیکار در کنار برنامه های آموزشی در بخش صحت نیز برای مردم خدمت کرده است. او در روستای «سوخته علاءالدینی» به دلیل نبود دختــران باسواد در کنار این که مدیریت مکتب را به عهده داشته، با کلینیک ایــن منـطقه نیــز همــکاری کــرده است. وی درمورد فعالیت صحـی‎اش مــیگــوید: «ســال هــای اول حــکومت حامدکرزی، فرصت طلایی و فضای امن برای فعالیت های موسسات بین‎المللی بود؛ به کمک موسسه سویدن در افغانستان برنامه های میان مدت قابلگی و مشوره های طبی را فراگرفتم. چون در منطقه داکتر بسیار کم بود، با داکتر این کلینیک همکار شدم.» بعد از سال ها مبارزه و تلاش عارفه پیکار و همکارانش، دختران زیادی در ولسوالی ناهور باسود میشوند و به صحنه میآیند، آن زمان خانم پیکار به فکر برداشتن قدم های فراتر از ناهور میافتد. به گفته خودش، با جاه افتادن مکتب «بی بی زینب»، او فعالیت های آموزشی خود را به ولسوالی و قریه خودش محدود نکرده و در ولسوالی جاغوری و همچنان شهرهای چون غزنی، جلال‎آباد و حتا کابل گسترش میدهد.
اما در کنار آن، این خانم پرکار باید به فکر بالا بردن ظرفیت خود هم می‎بود. از این رو وی غرض ادامه تحصیلات عالی شامل فاکولته حقوق پوهنتون کابل می‎شود و تحصیلاتش را تا درجه ماستری در این فاکولته ادامه میدهد.
عارفه پیکار یگانه دختری است که از پوهنتون کابل در دوره لیسانس، موفق به گرفتن بورسیه «محصلین رهبر» از پوهنتون «ارکنزاس» امریکا شده است. علاوه بر این، فعالیت هایی را که وی در روزهای دشوار افغانستان انجام داده است، در پوهنتون ارکنزاس مورد توجه قرار گرفته و والی ایالت ارکنزاس تقدیرنامه افتخاری سفیر این ایالت را به او تقدیم کرده است. این فعال فرهنگی – اجتماعی، در عین حال، به عنوان فعال حقوق بشر نیز توانسته است به نمایندگی از زنان جوان افغان با یک مجموعه ۱۷ نفری از افغانستان در وزارت خارجه امریکا در کنفرانس سیاسی رهبریت زنان، اشتراک کند. وی در مقطع ماستری به عنوان یکی از بهترین محصلان در سطح کشور از سوی وزارت تحصیلات عالی موفق به دریافت تقدیرنامه گردیده و در سال ۱۳۹۳ به عنوان خانم فعال از افغانستان از طرف سازمان سارک، در روز بین‎المللی زن در هندوستان برگزیده شده است.
وی علاوه بر مصروفیت های رسمی‎اش، در سال ۱۳۹۴ یک دوره آموزشی را در انستیتیوت سازمان ملل متحد در جاپان سپری کرده است.
این خانم فعال مدعی است که در زندگی‎اش همواره متکی به خود بوده و هرگز برای تحصیل و پیش‎برد زندگی‎اش بار دوش خانواده و دیگران نبوده است. او می‎گوید همزمان با آن که تحصیلاتش را سپری کرده، سخت‎ترین کارها را نیز پیش برده است. وی در حال حاضر در وزارت تحصیلات عالی به حیث مسوول توسعه اجتماعی و جندر کار می‎کند.
خانم پیکار با توجه به مسوولیتی که در وزارت تحصیلات عالی دارد، تلاش می‎ورزد حمایت نهادهای ملی و بین‎المللی را در جهت توانمندسازی زنان جلب کند. او توضیح می‎دهد که «تلاشهای پیگیر تیم ما منجر به تدوین پالیسی منع آزار و اذیت دختران در نهادهای تحصیلات عالی، استراتیژی تساوی اجتماعی در وزارت تحصیلات عالی، ایجاد برنامه ماستری مطالعات زنان و جندر، اتخاذ تدابیر ویژه و طرح  میکانیزمهای اجرایی جهت افزایش حضور زنان در نهادهای تحصیلات عالی گردیده است.» وی در مدتی که در این وظیفه قرار داشته، با توجه به معیارهای کیفیت، تلاش کرده است، به جای فعالیت های شعارگونه و سمبولیک در جهت ترویج فرهنگ صلح و عدم خشونت برنامه های کاربردی را در نهادهای اکادمیک برای محصلان پسر و دختر طرح و تطبیق کند.
عارفه پیکار معتقد است که آوردن تغییر در شیوه های رفتاری اجتماع نیاز به فعالیت های متعدد و متنوع دارد. از این رو وی تلاش دارد بر علاوه اجرای مسوولیت در یک نهاد دولتی، در نهادهای مدنی هم نقش فعال داشته باشد. به همین دلیل، او نهادی را با نام «پیکار و راه سبز برای صلح و توسعه» ایجاد کرده و تلاش دارد در راستای توانمندسازی زنان و جوانان در نقاط دوردست و فراموش شده کشور کار کند.
خانم پیکار مدعی است که او تا هنوز از هزینه شخصی‎اش توانسته برای متعلمان دختر کتاب های درسی و مواد آمادگی کانکور و همچنان برای متعلمان پسر اتاق های رهایشی فراهم کند، تا آنان بتوانند غرض فراگیری آمادگی کانکور در فصل زمستان به ولایت کابل آمده و کورس های آمادگی را دنبال کنند. این فعال فرهنگی می‎گوید که نهاد وی جهت تغییر بنیادی در ساختارهای سیاسی کشور چندین کنفراس بزرگ را با حضور مسوولان ارشد حکومت برگزار نموده و زمینه گفتمان های بزرگ را بین دولت و جوانان مهیا کرده است.
سرگذشت عارفه پیکار نشان میدهد که وی از قعر محرومیت های روزگار برخاسته و صدها مشکل طاقت‎فرسای طبقاتی را از پیش رو برداشته است. وی برای نسل کنونی و نسل بعدی جامعه خود مسیر رشد و ترقی را هموار کرده و تأکید دارد که «تحقق رویاهای برآورده نشده اکثریت محروم در صدر برنامه هایم قرار دارد». هرچند خانم پیکار فعالیت های خودش را در مقایسه با تمام ناملایمات و محرومیت هایی که فراروی زنان در کشور وجود دارد، ناچیز میداند اما وی به این نظر است که حداقل توانسته در گوش های از کشورش خدمات اندکی انجام دهد.
چنانچه خود این خانم میگوید: «افغانستان کشوری است که موفقیت ها و دست‎آوردها بیشتر توزیع می‎گردد تا کسب. برای مستفید شدن از این بازار باید درون حلقه خاصی باشی. ولی رویاها و آرزوهای من بزرگتر از آن است که با محصور شدن در حلقه خاصی تحقق یابد.»
اما این خانم پرکار و مبارز از جوانان میخواهد دیگر از افکار و اندیشه هایی پیروی نکنند که تاکنون سبب عقب‎ماندگی و بربادی افغانستان شده است. به باور وی، هر جوان افغان مسوولیت دارد برای آینده خود و مردم خود با بی‎عدالتی‎ها و ناملایمات روزگار مبارزه کند. او می‎گوید: «کشوری که در آن حرف از آزادی‎خواهی، برابری‎طلبی و عدالت اجتماعی هنوز جرم پنداشته میشود، تنها با برنامه های من و امثال من تغییر نخواهد کرد، بلکه این جا به بسیج همگانی ضرورت است تا معیارها و آنچه قرن ها در قضاوت بین حاکمان و شهروندان چون محک عمل کرده به باطله‎دانی های تاریخ انداخته شود. می‎پذیرم که نسل من نسل قربانی است ولی مغرور و افتخارآفرین. آرزو میکنم زنده بمانم تا شاهد برآورده شدن رویاهای هم نسلانم باشم.»
عارفه پیکار با خواندن مصرعی از یک بیت که «موجیم، آسودگی ما عدم ماست» سخنانش را خاتمه می‎دهد و ما هم از ایشان به دلیل این که برای گفتگو با کلید وقت گذاشت، تشکر می‎کنیم.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد