تحلیل

64
۱۷ ثور ۱۳۹۰
نویسنده:

سردرگمی میان تمجید و انتقاد

 

در افغانستان سردمداران قدرت  را عموماً رسم بر آن است که تا زمانی بر اریکۀ قدرت سوار باشند، از دولت و عملکرد های آن نه تنها راضی اند که اگر کسی از دولت انتقاد کند، این افراد به دفاع بی چون و چرا از دولت  پرداخته و می خواهند که کلۀ انتقادچی را از گردن جدا کنند. اینان در صحبت های شان پیوسته دولت ما می گویند و دعا می کنند که این دولت از گزند روزگار در امان بماند. در آن وقت نه اپوزیسیون اند و نه خیال اپوزیسیون شدن را دارند و هرچیز بر وفق مراد پیش می رود. اما به مجردی که از کار برکنار شدند و دیگر آرگاه و بارگاه گذشته از دست رفت، به مخالف سرسخت و نا مهار دولت مبدل شده، برای سرنگونی این دولت لحظه شماری می کنند. اینان دولت را معادل کرزی قرار می دهند و اگر با کرزی خوب بودند، بادولت خوب اند و اگر با او شکررنجی پیدا کردند، به دشمنان خونی دولت مبدل می شوند.

با اینکه در این اواخر عوض مخالف، اصطلاح مدنی  اپوزیسیون را استعمال می کنند، از قضای روز گار سرحد میان دولت و اپوزیسیون نیز در هر سه قوا روشن نیست. اپوزسیون نه تنها در رسانه ها که مخصوصاً در پارلمان بیشتر خود را مشخص می سازد. اما اینکه در این پارلمان چه کسانی طرفدار دولت و یا اپوزیسیون اند نیز مشخص نیست. ولسی جرگه که رکن اصلی و اساسی پارلمان افغانستان است، یک روز تصمیم به استیضاح لوی سارنوال می گیرد و روز دیگر از این تصمیم پشیمان می شود. چون در مسایل بسیاری صفوف دولت و اپوزیسیون در دیدار های شبانه تعیین می گردند، لذا به سرعتِ عوض شدن دستکش، این مواضع تغییر می خورند و در لحظۀ یک مقام خوب بد می شود و در یک شب همان بد دوباره به خوب مبدل می گردد. این جاست که موضع استوار سیاسی از بین می رود و ابزار های دیگری عوض این استواری در تغییر موضع نقش ایفا می کنند.

بعد از برگزاری انتخابات پارلمانی داکتر عبدالله «رهبر اپوزیسیون» اعلان کرد که بیش از ۹۰ نفر در این پارلمان به این اپوزیسیون تعلق دارند، اما د رعمل دیده شد که چنین چیزی وجود ندارد. زیرا هر فرد در ولسی جرگه و یا در هرجایی می تواند بنا به  علتی اپوزیسیون کرزی باشد، اما عضواپوزیسیون تغییر و امید نباشد. با این که این اپوزیسیون در ولسی جرگه مشخص نشد، احمد بهزاد یکی از فعالان ارشد اپوزیسون، معاون دوم ولسی جرگه  شد و در کنار آقای ابراهیمی نشست که گفته می شود از کرزی و سیاست های او حمایت می کند.

آقای صالح تا زمانی که رییس عمومی امنیت ملی بود، یکی از مدافعان درجه اول دولت به حساب می آمد و حتی برای رسانه ها نیز محدودیت ایجاد می کرد و گاهی از دولت انتقاد نمی کرد، به مجردی که کرزی او را از کار برکنار کرد، یکباره آتشین شد و به منتقد آتش نفس دولت مبدل گشت. اینکه آیا آقای صالح چرا در قبل از برکناری از ریاست عمومی، حافظ جدی منافع دولت بود و همیشه گزارشات خود را به کرزی می سپرد و بعد از آن که از کار برکنار شد، یکشبه منتقد و مخالف کرزی گردید، خود از همان روحیۀ یاد می کند که در دهسال گذشته نزد اکثر برکنار شده ها دیده ایم.

آقای عبدالله مدت ها وزیر خارجۀ همین دولت کرزی بود و حتی یکبار انتقادی از او شنیده نشد، اما بعد از برکناری از وظیفه نه تنها مخالف کرزی شد و دولت او را بیکفایت و فاسد خواند که رهبر اپوزیسیون کرزی هم شد. بسیاری به این عقیده اند که اگر این منتقدان و اپوزیسیون سازان بار دیگر به موقعیت های گذشته برگردانده شوند، همان آش و کاسۀ گذشته تکرار می گردد. آقای عبدالله با اینکه بر کرسی اپوزیسیون نشسته بود، یکباره رییس جرگۀ صلح منطقوی شد، جرگۀ که به وسیلۀ کرزی و حواریون او طرح و تدویر گشت.

این موضعگیری ها ی سیاسی نشان می دهند که اپوزیسیون سازی در افغانستان چقدر بی رگ و ریشه است که می تواند هر روز ساخته شود و دوباره نابود گردد. به این خاطر است که مردم به حرف های مخالف و موافق چندان باور ندارند و فکر می کنند که همین فردا در موضع این آدم تغییر صد و هشتاد درجه ای  به وجود می آید و هرچه این آدم ها نزد مردم غیر جدی شوند، به همان پیمانه سیاست زدگی در افغانستان سایه می اندازد و به این خاطر است که مردم به افرادی که معروف به سیاست دان شده چندان باور ندارند و احزاب سیاسی قانونی فاقد رشد و توسعه می باشند که گاه یکی سبز و دیگری خاکستر می گردد.

افراد و تشکلات سیاسی در افغانستان زمانی مورد باور و حمایت مردم قرار می گیرند که حرف شان حرف و بیان شان استوار باشد و سیاست را وسیلۀ برای سرمایه اندوزی و به جان زنی قرار ندهند. زیرا مردم گوش و هوش دارند و صحبت های چنین افراد و تشکلاتی را در دو زمان متفاوت بر قدرت و افتاده از قدرت مقایسه می کنند و این معیار مهم برای سره وناسره کردن افراد و تشکلات سیاسی است که هر آدم نیمه آگاهی به آن توسل می جوید که اگر چند رنگ و متلون بود، مورد حمایت قرار نمی دهند.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد