سرمقاله

424
۱۰ دلو ۱۳۸۸
نویسنده:

زنان و مصالحه با طالبان

کنفرانس بین المللی در مورد افغانستان که به پیشنهاد صدراعظم انگلستان به تاریخ ۲۸ جنوری در لندن برگزار میشود و یکی از مهمترین مسایل آن، مذاکره با طالبان جهت ختم جنگ در افغانستان است، از چندی به اینسوگروه های مختلف اجتماعی را واداشته تا با واکنش های مختلفی به این مسئله بپردازند.

 نهادهای جامعۀ مدنی، رسانه ها و زنان از این جمله اند که هریک خواست خود را طی نشست هایي مطرح کرده و از گردانندگان این کنفرانس خواسته اند تا به حقوق زنان، دموکراسی نوپای کنونی و حقوق بشر توجه شود. درین میان نسبت  به همه طیف ها و اقشاراجتماعی، زنان بیشتر با تشویش و اضطراب این روند را پیگیری کرده، هراس دارند که مبادا بار دیگر طالبان که به عنوان یک نیروی زن ستیز در میان مردم ما شناخته میشوند و تجارب ۶ سال حاکمیت و امارت شان غیر ازین، چیزی را به نمایش نگذاشته بار دیگر بر آنها تحمیل گردند، لذا طی نشست های متعددی پیشنهاد های معین شانرا به گردانندگان این کنفرانس ارائه داشته اند.

یکی از نشست های زنان درین مورد، کنفرانس ۱۶ نفره ای است که از ۲۳ تا ۲۵ جنوری، برای سه روز در دوبی برگزار گردید و درآن، در مورد آمادگی تعدادی از خانمها جهت رفتن به لندن؛ ارزیابی مشکلات زنان که باید به این کنفرانس ارائه گردد؛ شرکت زنان در بحث های مصالحه با طالبان و آگاهی آنان که چه امتیازاتی به طالبان داده میشود؛ بلندرفتن بیشتر ظرفیت کاری زنان افغانستان؛ انتظارات و توقعاتی که از جامعهء جهانی برای کمک به افغانستان برده میشود و درین میان جایگاه زنان جهت مستفید شدن ازین کمکها، بحث و توافق نظر صورت گرفت و در قطعنامه اي که در آخر این کنفرانس صادر گردید، محور آن بیشتر روی آسیب پذیری زنان در شرایط کنونی و بعد از مصالحه با طالبان و تضمین حقوق زنان، متمرکز بود و به این صورت زنان با برگزاری این کنفرانس مهم؛ قادر شدند که صدای شان  را در میان این همه نقض هایي که در جامعۀ مرد سالار و زن ستیز ما هرلحظه علیه آنان صورت میگیرد، به گوش جهانیان برسانند و مطمئناً با شرکت در خود کنفرانس و یا حاشیۀ آن، این فیصله ها و درخواست ها را جدی تر مطرح خواهند کرد.

زنان در اجتماع ما،  نیروی به شدت ضربه پذیر بوده و به این خاطر تصمیم گیری در چنین کنفرانس های بین المللی برای افغانستان،  بدون در نظر داشت وضعیت زنان و شنیدن مشکلات و گوش دادن به حداقل خواست های آنان را نمیتوان کنفرانسی برای مردم افغانستان نامید؛ زیرا زنان افغان که نیمی از جامعۀ ما را تشکیل می دهند، در زیر بار خشونت های قرون وسطایی جان میکنند، دست به خودکشی و خودسوزی زده، مورد اهانت و تجاوز مردان خونریزی قرار میگیرند، در ادارۀ کشور نقش محدود و کوچکی دارند و قادر نیستند با چنین ادارۀ مذکری، خواست های خود را مطرح سازند و چون بدون شرکت زنان، در کارهای عملی و پیشرفت و بازسازی در خارج از خانه نمیتوان چیزی به نام حقوق بشر و دموکراسی را تطبیق کرد، لذا جامعۀ جهانی که خود را  مدافع این مقوله ها می دانند، بدون شامل ساختن  زنان در تمام عرصه های زندگی و عدم دفاع از حقوق زنان، چنین ادعای واهی به نظر میباشد.

 زنان کشور ما باید در برگزاری چنین کنفرانس های بین المللی که تصمیم های مهم و سرنوشت سازی درآن، برای کشور ما گرفته می شود، سهم فعال داشته، نگذارند که در همچو نشست هایي بازهم حقوق زنان نادیده گرفته شود و مصالحه هایي صورت گیرد، که بار دیگر جامعهء افغانستان را با سالهای دهۀ هفتاد مواجه سازند و بار دیگر زنان افغانستان، در گوری به نام زندگی فرو برده شوند.

کنفرانس دوبی؛ صدای زنانی بود که از درون چنین هراس ها و اضطراب هایي بلند شد و مطمئناً تا حدی  بر باز کردن گوش اشتراک کنندگان کنفرانس لندن اثر  خواهد ماند، اما مهم این است که زنان ما به طور پیگیر در عرصهء عملی زندگی که این کنفرانس بخشی ازآن است، حضورفعال داشته باشند و در برابر ناقضان حقوق زن، قد قد بایستند و از حق قانونی شان دفاع نمایند.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد