تحلیل

86
۱۷ حمل ۱۳۸۹
نویسنده:

رضایت زنان، لغو منشور مصالحه

کلید * هفدهم حمل ۱۳۸۹

اعتراض بر منشور مصالحه ملی که در ماه دلو ۱۳۸۶ از سوی پارلمان به تصویب رسید و بعد توسط رئیس جمهور کرزی توشیح گردید و دران تمام جنایات سی سال گذشته دربست به جانیان و قاتلان مردم افغانستان بخشیده شد، نه تنها از سوی مردان که از سوی زنان نیز با اعتراض و مخالفت رو به رو شد.

این را بسیاری از زنان آگاه و نیمه آگاه میدانند که درین سی سال هدف و شکار اولی جانیان بر قدرت زنان بوده اند.

 زنان در جریان تجاوز شوروی ها به افغانستان و بعد جنگهای قدرت و به قدرت رسیدن طالبان در دوزخی از زندگی قرار داشته و در هشت سال گذشته بیشترین بار تیره روزی را کشیده اند.

 زنان درین دوره ها نه تنها خود فدای زورگویی های زورمداران شده که جگرگوشه های شانرا نیزاز دست داده و این همه زجر را درین مدت با تمام وجود چشیده اند.

 زنان افغانستان درین شرایط کوچکترین چیزی را که از حکام کنونی و جامعۀ بین المللی تقضا میکنند، باز پرسی ازین جانیان و قاتلان  است که باید از دستور دهندگان این همه کشتار ها حدا اقل پرسشی صورت بگیرد جه چرا دستور قتل عام مردم افشار را دادند، قتل عامی که  دران جان دهها مادر و دختر گرفته شد، جانیانی که به عفت زنی رحم نکردند و علاوه به اینکه در برابر چشمان شان بر فرق جگرگوشه های شان میخ کوبیدند و زایمان خواهرش را تماشا کردند و بعد به صورت دستجمعی به او تجاوز نمودند، حال حق دارند که بدون هیچ پرسانی باز هم در جاده های کابل و ولایات بر آخرین مدل موتر ها سوار و در میان خیلی از افراد مسلح بد مستی کنند و حتی پرسانی از آنچه بر سر این مردم بی هیچ گناهی کرده اند، نشود؟

منشور مصالحه ملی با ایتکه از یکطرف بر این همه جنایات مافوق هتلری صحه میگذارد، از سوی دیگر به خفتبار ترین وجهی حق ملتی را پامال میسازد و اولین پرسش این است که آیا آقای کرزی که از مردم و رای مردم حرف میزند با توشیح این منشور رو به جنایتکاران و پشت به مردم نشده است؟

 این را زنان در نهاد های جامعه مدنی و خانواده های که چنان زخم های را چشیده اند به خوبی میدانند و معلوم است که چه کسانی این همه ظلم و تعدی  در حق شان روا داشته و در  انتظاراند که روزی جامعۀ جهانی با این همه دموکراسی خواهی ها  و عدالت گویی ها اینان را به پای میز محاکمه بکشانند.

چون آقای کرزی چنین منشوری را به امضا رساند، خال این باور نزد بسیاری پیدا شده که  جامعۀ جهانی همچو کلماتی را فقط در حرف تا و بالا کرده، در عمل به  حق پامال شده ای مردم پشت میکند.

زنان نیمی از جامعۀ ما را میسازند و نسبت به تمام بخش های دیگر اجتماعی ضربه پذیر تر اند و به این خاطر درین سالها نه تنها به قتل رسیده که مورد تجاوز قرار گرفته و پیوسته توهین و تحقیر شده اند، لذا از هرکسی بیشتر با امضای این منشور به آنان خیانت صورت گرفته و تا زمانیکه این منشور لغو نگردد و دولت افغانستان و جامعۀ جهانی به آنچه در روز های اول تعهد نموده، عمل نکند، زنان دربند و زنجیر افغان دیگر به هیچ حرفی از سوی دولت و جامعۀ جهانی باور نکرده و به خیل ناراضیان مردم افغانستان کتلۀ به بزرگی نیم جامعه اضافه میگردد.

 درجریان دوره های مختلف گذشته زنان مورد تجازو و تحقیر قرار گرفته و دختران افغان به خاطر حفظ شرف و عفت شان خود را از چهار منزله ها به زیر انداخته و خودکشی را بالا تر از زندگی ننگین در زیر سایۀ جانیان دانسته اند.

آیا دولتی میتواند مدعی حد اقل خدمت به مردم مدافع حریم عزت و شرف شهروندانش باشد که چنین متجاوزانی به خوشی  و آرامی بگردند و پرسانی از آنها صورت نگیرد.

این منشور راه چنین پرسانی را تا حدی سد نموده وامضای رئیس جمهور بر چنین منشوری جز در میان مردم افغانستان و متجاوزان به عزت مردم، طرف چنین افرادی را گرفتن و بر عزت ملتش پا ماندن چیزی دیگری بوده نمیتواند که اگر به زودی برای لغو این منشور ضد مردمی و ضد انسانی اقدامی نکند، در تاریخ نامش در کنار دشمنان مردم افغانستان به ثبت میرسد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد