و سایر گزارش ها

1100
۱۴ حمل ۱۳۸۹
نویسنده:

دختران؛ قربانيان ازدواج هاي زود هنگام

ازدواج هــــــاي زودهــنگام؛ از عمده ترين مشكلات اجتماعي است كه در چند سال اخير رو به افزايش بوده و زائيده»‌‌ اكثر خشونت ها عليه زنان در كشور خوانده شده است. از يكـــسو موجوديت ساختار سنتي و رسم و رواج هــا در كشور و از سوي ديگر، فقر و تنگدستــي سبب شده است كه بر آمار روزافزون ازدواج هـــــاي قبل از وقـــــت دختران افزايش به عمل آيد.

 ‌بر اساس آمار داده شده از سوي سازمان ملل متحد در افغانستان؛ هـــم اكنون نزديك به ۷۵ در صد دختران افغان، پيش از رسيــــدن به سن ۱۶ سالگي، مجبور به ازدواج ميشوند.

وزارت امـــور زنان افغانستان در سه ربع سال ۱۳۸۸؛ تعداد ۱۲۰۰ قضيه»‌‌ خشونت عليه زنان را در ولايات و ۲۳۱۷ قضيه را در مركز به ثبت رسانيده، كه شامل خشونت هــــاي فزيكي، فسخ نامزدي، اختطاف، قتل و ازدواج هاي قبل از وقت بوده كه پيامدهاي آن، منجر به خشونت هاي خانواده گي، خودسوزي، خودكشـــي، تفريق و طلاق، و فرار از منزل و… مي باشد.  تنــها در ولايات بيش از ۱۰۰ قضيه»‌‌ ازدواج قبل از وقــــت و ۹۰ قضيه»‌‌ ازدواج اجباري به ثبت رسيده اند. ‌ ‌

 ‌با اين حال نهـــــاد تحقيقاتي حقوق زنان و اطفال در تحقيقي كه در سه ولايت بلخ، پروان و ننگرهار انجام داده اند، گزارش داده كه ۴۵ درصد ازدواج قبل از وقت دختران در سن ۱۳ الي ۱۵ سال انجام پذيرفته است.

وژمه عبدالرحيمزي مسوول برنامه ها و روابط نهاد تحقيقاتي حقوق زنان و اطفال مي گويد: “۲۵ در صد دختران به اساس رسم و رواج هاي ناپسند در سن كم به شوهــر داده مي‌شوند، ۶۹٫۵ در صد دختران در كودكي از حق تعليم محروم و به ازدواج قبل از وقت به خانـــه»‌‌ شوهر مي‌روند و از همين سبب از حق تعليم مــحروم شده‌اند.” او مي افزايد: “۵۹ در صد ازدواج هــــاي قبل از وقت در ميان ده نشينان و جاهايي كه دور از سهولت هاي اجتماعي بخصوص مكاتب قرار دارند، صورت گرفته است؛ ۷۱ درصد آنان در خانــواده هاي بيسواد بوده اند؛ ۴۵٫۲ در صد در خانواده هـايي كه فقير بوده و از همين سبب دختران خويـــش را به ازدواج قبل از وقت داده اند؛ ۵۲ درصد در خانواده هاي متوسط به دلايل عرف و عنعنات، منجر بـــه ازدواج هاي خوردسن شده است. ‌ ‌

گرچه ازدواجهاي قبـل از وقت؛ علل و عوامل بيشماري چون خودسوزي، خودكشــــي، فـــرار از منزل، محروميت از حق تعليم، تفريــق و طلاق و خشونتهاي خانواده گــــي رابه همراه دارد؛ اما در اينجا به چند پيامد منفي آن اشاره مي كنيم. ‌ ‌

مرگ و مير مادران

يكي از چهار علل اساسي مرگ و مير مادران؛ ازدواج هاي قبل از وقت خوانده شده است. وزارت صحت عامه»‌‌ كشور؛ ضمــن عدم فاصله دهي بين ولادت ها، مراقبت هــاي بارداري، كمبود پرسونل صحي، فقر و ازدواج هاي قبل از وقت را در مرگ و مير مادران دخيل مي دانند. ‌ ‌

“غلام سخي كارگر نوراوغلي” سخنگوي وزارت صحت عامه مي گويد: “در آخريـن آمار مرگ و مير مادران، بدبختانه هنوز هم هر نيم ساعت يک مادر در زمان حمل و يــــا ولادت در سراسر كشور فوت مي‌كند كه سالانه نزديک به ۲۰ هزار مادر جان خود را از دست مي دهـند.” او مي افزايد: “عوامل عمده»‌‌ آن فقر، در نــــظر نگــــــرفتن فاصله دهي بين ولادت‌ها، عدم مراقبت در جريان بارداري، كمبود پرسونل صحي و عوامــــل عــمده»‌‌ ديگر آن ازدواج هاي قبل از وقت با ســــن خورد مــــــي باشد.” وي بيشترين مرگ و مير مــادران را در ولايات دوردست، مانند ولايات جنوبي و جنوبشرقي مي‌داند. ‌ ‌

محروميت از حق تعليم و تحصيل

طور يكه در بالا اشاره شد، نظر به بررسي نهاد تحقيقاتي حقوق زنـــــــان و اطفال؛ ۶۹٫۵ درصد دختران در سن خورد بــه ازدواج داده شده و از حق تعليم بي بهره مانده اند. ‌ ‌

رنا (نام مستعار) كه دو سال قبل شاگرد صنف دهم ليسه»‌‌ آريانا بود، مـي گويد: “پانزده سالم بود و صنف نهم مكتب بـــودم، پدرم مرا به پسر كاكايم داد. هرچند در جريـان نامزدي، با مخالفت هاي نامزدم در ارتباط به مكتب رفتنم روبرو مي شدم؛ اما زماني كه به صنف يازده ارتقاء كردم، عروسي ام كردند و ديگر به مكتب نگذاشتند. باوجودي كه با پدرم در يک حويلي زنده گي مي كنم؛ اما به ماه ها، خانه»‌‌ پدرم رفته نمي تــــوانم. فاميل خسرم، مرا از رفتن به خانه»‌‌ پدرم منع كرده اند. در خانـه»‌‌ خسر، با مشكلات و ظلــــم زيــــادي روبرو استم. خشو وننوهايم، بي حد بالايم ظلم روا مي دارند و شوهرم نيز آدم بدخو و بداخلاق مي باشد.” ‌ ‌

شهناز صنف نهم ليسه سرآسياب چهاردهي كابل كه پانزده سال عــــمر دارد مي گويد: “فاميلم چندي قبل بـــه خواســـت  شان، مرا به پسركاكايم نامزد كردند؛ اما همينكه نامزد شدم، مادركلان و پدرم ميعادي را يعني ادامه»‌‌ تحصيل تا ختم سال جاري را برايم دادند. آنان بـــه اين باوراند كه چون من نامزد دار استم و متعلق بــــه خانواده»‌‌ ديگري شده‌ام، مرا از مكتب باز مي دارند. از آن پس اصلاً از درس و مكتب دلسرد شده ام، با وجودي كــــه علاقه»‌‌ زيادي به درس و مكتب دارم؛ اما مي دانم كه با ختم سال تعليمي، ديگر دروازه»‌‌ مكتب را نيز نخواهم ديد.” ‌ ‌

قبل از اين، مــعاون تدريسي اين ليسه؛ ترک دختران از مكتب را ۵ در صد گفته و نيز اشاره كرده بود كه دختران به علل و عواملي چون ازدواج هاي قبل از وقت و ذهنيت هـاي منفي از سوي خانواده ها، از مكتب باز داشته مي شوند. ‌ ‌

نسرين سلطاني مديــــر ليسه»‌‌ نسوان سردار كابلي نيز در يک مصاحبه»‌‌ قبلــــي؛ ترك دختران مكتب را نگران كننده توصيف كـــرده و گفته بود: “وقتي ما دختران جديـــد الشمول را از صنف اول جذب مي كنيم، به ۸۰۰ و ۹۰۰ دختر مي‌رسد و زماني كه  فارغ مي دهيم؛ ۷۰ الـــــي ۷۵ تن را از صنف دوازده فارغ كرده نمــي توانيم و به اين  تعداد ذكر شده، در صنوف مختلــــف از اول الـــــي دوازده، ضايعات مي دهيم.” او يكــــي از عوامل عمده»‌‌ اين ضايعات را نامزدي هــا و ازدواج هاي قبل از وقت، عنوان كرده بود. ‌ ‌

از سوي ديــــگر، محمد آصف ننگ سخنگوي وزارت معارف كشور مي گويد: “ازدواج هــاي قبل از وقت، متاسفانه بسيار انقطاع درســـي را به وجود آورده است. ما در مكاتب خويش دختراني داريم كه از سن ۱۵، تن به ازدواج قبل از وقت داده اند. و در برخي از موارد ما شاگرداني نيز داريم كه پايين تر از سن ۱۵ سال، به شوهر داده شده اند. شاگردان ما با نامزد شدن انقطاع درسي رابه وجود آورده اند.

 ‌آقاي ننگ همچنين تصريـــــح كرد: “ازدواج هاي قبل از وقــــــت كــــه باعث پسماني درس مي‌گردد، در ولايات جنوبـــــي، شمالي، شرقي و  ولايات ديگر چون باميان، دايكندي، پكتيكا، زابل، غزني و حتي كابل نيز وجود دارد. ما تاحال گزارشي مبني براينكه تا چــــه حد، دختران بنا بر ازدواج هاي قبل از وقــت از مكتب باز داشته شده اند، نداريم؛ اما در ولايـــــات جنوبـــــي، هلمند، پكتيكا، غزني، لوگر و زابــــــل، فيصدي تخميني فارغان دختر بي حد كــــــم بوده و حتي موجوديت دختران در صنوف ۹-۱۰-۱۱ بسيار كم است كه عوامل آن بيشتر فقــــــر و غربت، ديد فرهنگي، ازدواج هاي قبل از وقت، ناامني و غيره مي باشد.

فرار از منزل

فرار از منزل كــــه  فرار از مشكلات نيزخوانده شده است، چيز ديگري است كه بيشتر منشاء آن، ازدواج هاي قبل از وقت مـــــي باشد. در جامعه‌ ما بسيار ديده شده كـــه دختران خورد سال در موارد بسياري ديده شده كـــه زماني فاميل شان تصميم ازدواج شان را بــــــا پسر دلخواه شان مي گيرد، يا زماني كه با شوهر و خانواده، خلاف توقع شان دچار مي شوند، يا با ظلم و خشونتهاي خانواده گي روبرو مي گردند، به ناچار راه گريز از مشكلات را در فرار از منزل مي‌دانند كه بعداً اين فرارها عواقب بدي را براي شان به بار مي آورد. ‌ ‌

فوزيه باشنده»‌‌ ولايت تخار كه در زندان زنانه»‌‌ اين ولايت بسر مــــــي برد مي گويد: “در دوران حكومت طالبان كه از يک منطقه»‌‌ تخار به منطقه ديگر تخار، مهاجر شديــم و ۱۴ سال عمر داشتم، مامايم مرا به پيرمردي كه زن داشت و زنش طفل آورده نمي توانست، بــــه مبلغ يک هزار لک پول جنبشي داد. پنج سال نامزد ماندم و بعد به زور با لباس هاي كهنه و چـــرک، دستم را به دستش دادند. هفت سال با شوهرم، با عالمـــي از ظلم و ستم و لت وكــــوب گذشتاندم؛ هنوز چند سال از ازدواجم نگذشته بود كــه پسر كاكاي  شوهرم، به خانه»‌‌ ما رفت و آمد مي كرد و با مه رفتار محبت آميز مي كرد و يک روز زماني كه از خانه فرار مي كردم، او با موترش پيش رويم آمـــــد و مرا به خانه»‌‌ پسر خاله‌اش برد و سه شـــب را در آنجا گذشتاندم تا اينكه ما را يافتند و به زندان انداختند. شوهرم مرا هميشه گرسنه نگاه مي كرد و هميشه مي گفت كه پدر و مامايت، ترا به من فروخته اند. يكبار به پا و تخته»‌‌ پشتم چاقو زد؛ بــــــه حدي كه در شفاخانه بستري شده بودم. حال نــــه پدرم قبولم دارد و نه فاميل شوهر و نه از اينجا برآمده مي توانم. ده سال قيدم برآمده كه سه سال آنــرا سپري كرده ام؛ اما نمي دانم همينكــــه هفت سال بعد از زندان رها گردم، به كجا پناه ببرم  و با كي زنده گي كنم”! ‌ ‌

دختر ۱۴ ساله باشندهء شهر مزار شريف كه در كابل بدست نيروهاي پوليس افتاده است و فعلاً در دفتر "زنان براي زنان" به سر مي برد،  مي گويد: “پدرم مرا به بــــچه»‌‌ كـــاكــاي مادرم كه او را ماما مي‌گفتيم و از يک پا  معيوب بود، در عوض يكي دو جريب زمين ميداد. هر قدر كه به آنان گفتم كه مه مامااندرم را نمي گيرم؛ اما قرار شد كه دو روز بعد، مرا به او كه صاحب زن و فرزندان نيز بود شيريني بدهند. همان بود كه با سه خواهرخوانده كه از قبل يكديگر را مــي شناخيتم، از مزار شريف  به كابل فرار كرديم.  او مــــي گويد: “ما چهار نفر از خانه به بهانه»‌‌ رفتن به محفل عروســــي خواهرخوانده ام، برآمده و در يک سرويس نشسته و به كابل آمديم؛ اما آنان در منطقه»‌   سراي شمالي از پيشم گم شدند و مرا پوليس گرفتار كرد و به اينجا( شلتر زنان براي زنان) آورد. ماما انـــــدرم مرا همـــيشه اخطار به اختطاف مي كرد و مه از ترس فرار كردم.

ليلا حيات مشاور حقوقي و سوپروايزر دفتر زنان براي زنان مـــي گويد: “در جريان يک سال، از اينگونه قضايا بسيار داشته ايم. دختران خوردسن در مقابل پول، زمين و يا  بـــه بد داده شده اند و اين موضوع نگران كننده مي‌باشد.”

بيشترين قضايا را فــــرار منزل تشكيــل داده است كه علل و عوامل بي شماري چون پايين بودن سطح سواد، عــــــدم آگاهـــي از حقوق، رهايي از مشكلات و خشونت هاي خانواده گي و… دخالت داشته است. ‌ ‌

از سوي ديگر، عــدم آگاهي والدين از حقوق اطفال، بيشتر بر ازدواج هاي قبل از وقت افزوده است. خانم حيات همچين افــزود: “همين اكنون قضيه اي را داريم كه دختري را  در ۱۱ سالگي شوهر داده اند، سرش را خشــــــو و ديگر اعضاي فاميل تراشيده و مورد لت و كوب قرار داده اند. زماني كه دخترک زنده گي را تحمل كرده نتوانسته، همينكه فرصت فرار بــرايش مساعد شده، از خانه بيرون و خودش را به پوليس تسليم كرده است. ‌ ‌

از سوي ديگر،  رحيـمه رضايي رئيس محكمه»‌‌ فاميلي ولايت كابل مــــي گويد: متاسفانه ازدواج هاي قبل از وقت نسبت به چند سال گذشته بيشتر شده است. اكثر كساني كــــه بــــــه اينجا مراجعه مي‌كنند، زناني اند كـــه در سن خورد ازدواج كرده و بعد از اينكه شش ماه يا يكسال و يا بيشتر از آن را در خانه»‌‌ شوهر سپري مـــي كنند، خواهان تفريق از شوهر شان مي شوند. در بيشتر قضايا؛ يا پدر و مادر دختر خود را بنا به شناخت هاي فاميل به عقد نكاح در مي آورند و يا اينكه دختران خود را در خارج به شوهر مي دهند، يا اينكه دختر از سوي شوهر بي سرنوشت گذاشته مي شود.

چنين قضايا را بيشتر دختران  پايين تر از ۱۵ و ۱۶ تشكيل مي دهند؛ بــــعد از ازدواج همينكه به خانه»‌‌ شوهر مي روند، سازگاري كرده نمي توانند و وقتي شرايط بـــــالاي شان غيرقابـــل تحمل شد، خواستار تفريق مي شوند. او بــه اين باور است كه  اگر جلو همچو قضايا گـــــرفته نشود، اينگونه موارد بيش از اين افزايش خواهد يافت و بي شک به وجود آورنده»‌‌ نوعي ناهنجاري هاي اجتماعي مي‌باشد.

ناهنجاري هاي رواني

داكتر مصدق نادمي  متخصص امـراض رواني و اعصاب ‌ ‌در شفاخانه»‌ صحت رواني كابل مي‌گويد: “هرچند آمار دقيقي وجود ندارد؛ امـــــا  در مجموع ازدواج هاي قبل از وقت، يكي از اسباب امراض رواني شده مي توانـــــد. در قسمت امراض رواني اجتماعي، عوامل بيولوژيـــــک ذيدخل است. در امراض خفيف رواني، نقش عوامل استرس ها و يا فشارهاي روانــــي اجتماعــــي بسيار حايز اهميت است.” او مي افزايد: “همانطور كه از لحاظ جسمي ازدواج يک سن قانونــي خود را دارد، شخص بايد از لحاظ رواني هم پــــختگــــي خود را داشته باشد.  دراين صورت، شخص مــــي تواند قابليت هرنوع سازش را بامحيط و زنـــــده گـــي داشته باشد. او همچنين افزود: “باردارشدن و به دنيا آوردن طفل، يک روان سالم ضرورت دارد و هنگامــــي كه يک دختر قبل از وقت ازدواج مي كند، اينگونه ازدواج، تاثيرات سوء را هم بالاي روان مادر و هم بالاي طفل مي‌گذارد.”

داكتر نادمــــي مـــــــي گويد: “تعداد زيادي مريضان زير سن، دراين شفاخانه مراجعه مي كنند كه اكثراً ازدواج هـاي قبل از وقت در آنان عوامل مريضي را تشكيل مــــي دهد. اينگونه مريضان، دچار اختلالات انطباقي بوده كه مريض نتوانسته با ميحط نو تطابــق كند؛ بناءً دچار تكاليف رواني اجتماعي شده است. اينگونــه ازدواج ها مي‌توانند چون تشوشات رواني عمــــل كنند و باعث به وجود آوردن افسرده گي و اضطراب شوند. گاهي كساني كه زمينه»‌‌ مساعد تكاليـــف روانـي را در وجود خود دارند، ازدواج هاي قبل از وقــت مي‌توانند امراض بسيار شديد رواني را در آنها ايجاد كنند.”

عين الديــن معـــــروف استاد روانشناسي پوهنتون كابل مـــي گويد: “ازدواج هاي پيش از وقت، از لحاظ علمــــي پيامدهاي بسيار ناگوار دارند. دختران بايـــد در سن ۱۸ و پسران در ۲۵ سالگي ازدواج نمايند. اين سن، بهترين سن براي ازدواج است، اما هنگامي كـــه قبل از اين صورت گيرد، در اين صورت، نطفــــه»‌‌ ناقص به خصوص از لحاظ رواني و جسماني ناسالم به دنيا مي آيد و عوارض رواني را در طفل به وجود مي آورد. يكــــي از عواملي كه تكاليف رواني بين خانم هـــــا  را در افغانستان پيدا مي‌كند، ازدواج هاي اجباري و قبل از وقت مي‌باشد.

او همچنين افزود: “نقش مـــادر شدن در يک دختر، زماني ظاهر مي گردد كه از لحاظ فكري و جسمي تكميل گردد، و يا بــــه همين ترتيب نقش پدري براي پدر مشكل واقع خواهد شد و يا زماني كه مادر، خود از لحاظ فكــــري و جسمي تكميل نشده باشد، چگونه نقش مـــادري را بازي خواهد كرد و اينگونه مادران، يا طفــــل ناقـــص به دنيا ميا~ورند و يا خود تلف مـــي گردند و در قبال تربيت اطفال شان نيز نقش درستــي بازي نخواهند كرد و همين است كه روز بـه روز اجتماع به سمت ديگر سوق خواهد يافت؛ امــــا ما فاميل هايي داريم كه دختر هفت ساله را در بدل خونبها به خانه»‌‌ قاتل، به بد مي‌دهند كه در اينگونه مــــوارد، رويه ها با اين طفل، طور ديگري مـــي باشد و اين بدترين شيوه»‌‌ پيوند هاست.”

 ‌

عوامل و پيامد ها

پروين رحيمي مسوول بخش حمايت از حقوق زنان دفتر ساحوي كميسيون حقوق بشر مي گويد: “گرچه ارقام دقيقي در اين مورد وجود ندارد؛ اما اضافه از ۵۰ در صد ازدواج ها را ازدواج قبل از وقت، تشكيل مي دهند كه عوامل عمده»‌‌ ازدواج هاي قبل از وقت؛ فقر، عــــرف و عنعنات ناپسند در جامعه مي باشند و متاسفانه نگهداري دختر را در خانه عار مي دانند. عار پنداشتن نگهداري دختر در خانه، تفسير نادرست از احكام اسلامي، بيسوادي دختر و پسر، بيسوادي والدين و غيره مي باشد  كه دختران يا به جبر و يا هم به اشكال ديگر، در سن خورد به ازدواج داده مي شوند.” ‌ ‌

خانـــــم رحيمـــي افزود: “اينگونه ازدواج ها پيامدهاي بسيار ناگوار دارند، متاسفانه در جامعه»‌‌ ما يک دختر خوردسال هنگامي كه به ازدواج داده مــــي‌شود، اولاً او درک متقابل از شوهــــر ندارد. نداشتن سليقه»‌‌ مهمانــــداري در خانـــواده»‌‌ شوهر، ندانستن برخوردها و نزاكت هــاي فاميل شوهر، همه پيامدهاي منفي است كــه زنان خوردسال با خشونت هاي خانواده گــــي روبـــرو مي شوند. او افزود: “هنگامي كــه باردار مـــي شوند و يا ولادت مي‌كنند، به ايـــــن معني است كــــه از طفل، طفل مي‌گيريم؛ چون وجود يـک طفل آماده»‌‌ طفل ديگري نيست كه او را پرورش بدهد و به همين خاطر مرگ و مير مادران در اين اواخر، بيشتر شده است.

از سوي ديگر پيامدهــاي ناگوار ديگر مانند، خودسوزي، خودكشي، فـــــرار از منزل كه در اين اواخر دختران ، افزايش يافته است. پيامد بدتر از ايـــــن، مبـــادرت دختران خوردسال بــــه فحشا مي‌باشد.  وقتـــي دختري از سوي فاميل خود و يا فاميل شوهرش مورد كـــم مهري و يا خشونت قرار مي‌گيرد  و زماني كه يـک مرد با او به محبت حرف مي‌زند، پايش به فحشا كشانده مي شود.”

 ‌افزايش طلاق و تفريـق و بي سرنوشتي زنان نيز يكي از عوامل مهم اين نوع ازدواج مي باشد. ‌ ‌

راه حل  ‌ ‌

خانم رحيمي راه بيرون رفت از اين معضله را در چند مورد مي داند: “او مي گويد: اولاً بلند بردن تعليم و تربيه، رشد سوادآموزي و محو بيسوادي، تفسير احكام ديني به شكل درست آن در اجتماع از طريق علما، رسانه هــــا، ارگانهاي ذيربط و تبليغات گسترده، از پيامدهاي ناگوار ازدواج هاي اجباري و ازدواج هاي قبل از وقت، مانـــند مرگ و مير مادران، عقيم شدن خانم هـــــاي كــم سن، از طريق وزارت صحت عامــــه، نهادهــاي مدافع از حقوق زنان و تطبيق قانون، امر ضروري پنداشته مي‌شود. مبارزه با عـــرف و عنعنات ناپسند وغيره مي‌تواند بهترين راه حل بـــــراي جلوگيري از اين پديده در اجتماع گردد. از سوي ديگر، ثبت ازدواج ها و طلاق در محاكم كه اين كار از چندين لحاظ خوب است. اينگونه ثبت و راجستر شدن ازدواج ها در محاكم؛ تعدد زوجات، ازدواج قبل از وقت و ازدواج اجباري را جلو گيري و كنترول خواهد كرد. اگر مردم به محاكم دسترسي ندارند بناءً بايد حداقل از جانب  شوراي علمـــــا و حـــج  و اوقاف، شرايط نكاح در نظر گرفته شود.” ‌ ‌

 ‌نتيجه گيري

تا زماني كه نورم هــــاي اجتماعـي در زمينه»‌‌ ازدواج ها مدنظر گــــرفـــته نشود، فرهنگسازي صورت نگيرد، برنامه هــــاي آگاهي دهي طولاني مدت و ستراتيژي هاي بلندمدت رويدست گرفته نشود، تــــــبليغات گسترده از اضرار و پيامدهاي ناگوار از طريــــق مكاتـــب، پوهنتون ها و مراكز فرهنگي براي مردم گوشزد نگردد، فرهنگ ثبت و راجستر ازدواج ها در مــــحاكم صـورت نگيرد و… نميتوان به ايـــن معضله نقطه»‌‌ پايان گذاشت. بناءً اين مسووليت به حكومت از جمله وزارت صحت، وزارت زنان، وزارت حــج و اوقاف، وزارت معارف، ارگان هاي حمايتي از حقوق زنان و… بر مي‌گردد تا در  اين زمينه كارهاي مفيدي انجام دهند و توجه جدي مبذول دارند.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد