شمال

96
۲۹ حمل ۱۳۸۹
نویسنده:

جوان ستيزي در حكومت افغانستان

کلید * بیست و نهم حمل ۱۳۸۹

اخیراً شماری ازنهاد های جامعهء مدنی در ولايت بلخ برآن شدند که باید حضور جوانان درحکومت بيشترگردد، باید ثابت ساخته شود که ادارهء سالم وپیشرفته باحضور و نقش جوانان امکان پذیرمی باشد، درغیرآن، سیستم فرسوده، بوروکراتیک و مملو از فساد را نمی توان بزودی اصلاح ساخته و به سوی ترقی وانکشاف سوق داد .  

جوان ستیزی، خویش سالاری، فساد و بوروکراسی دراداره وعدم خاطرهء خوش از سازمانها واحزاب سیاسی درگذشته باعث شده اند که جوانان را ازسیاست وحکومت  بدورنگهدارد.

گرچند درحال حاضرگفته می شود که  بيش از ۶۵ درصد جمعيت كشور را جوانان تشكيل مي دهند ودرکل کشورچندین ميلیون تن بیکار بوده که اکثریت شانرا جوانان شکل میدهند، و مي توان به اين نيروي سازنده اعتماد كرد، اما دولت براي رشد فكري جوانان هيچ كاري انجام نداده است بلكه جوانان خود مجبور به ايجاد اتحاديه، انجمن و شورا براي رشد انديشه و نظريات شان شده اند.

محمود رفیع یکتن از جوانان وعضونهاد فرهنگی جوانان بلخ میگوید: “واقعاً دولت افغانستان نمی خواهد نیروی کاری جوان داشته باشد، دولت خود مانع حضورجوانان درعرصهء دولت داری وسایرعرصه ها باشد .”

او نمونهء را یاد آورمی شود که حدود یک سال قبل یکی ازادارات ولایت بلخ به ریفورم گذاشته و درتختهء اعلانات کمسیون اصلاحات اداری پست های کاری نیزاعلان شده بود. وی میگوید: ” اين موضوع برايم جالب بود كه مسئولین این کمسیون ادعای آن را داشتند که به جوانان تحصیل کرده بيشتر فرصت داده می شود تا در اين پست ها جذب گردد، درحالیکه این، يك دروغ محض بود؛ زیرا درکنارپست های اعلان شده نوشته شده بود که واجدین شرایط حد اقل شش سال تجربهء کاری در اداره ومدیرت داشته باشند و به زبانهای خارجی بخصوص انگلسی نيز کاملا بلدیت داشته  باشند.”

قراردادن این همه شرایط سخت طبعا برای یک جوان تازه فارغ ازپوهنتون، امکان پذیرنمی باشد. رفیع می گوید: “من فکر میکنم که متولیان امورخواسته اند که با اعلان چنين شرایط مشكل کاری زمینهء فساد را مساعد سازند ورنه، هرجوان میتواند به جای همان افرادي که چهل سال دریک چوکی لمیده وفقط درانتظار رشوت ازبام تاشام می نشیند، كار بهتري انجام دهد.”

به گفتهء رفیع، ۲۳ پست که دریکی ازادارات ولایت بلخ به رقابت آزاد گذاشته شده بود همگي چنين شرایط سخت را دارا بودند که خود، جوان ستیزی دولت افغانستان را نشان می داد.

نادر احمدی یکی ازمحصلین پوهنتون بلخ باور دارد که جوانان توانائی غیرقابل تصور دارند. درتمام نقاط دنیا جوانان بخصوص محصلین نقش تعیین کننده درسیاست های کشورشان دارند، اما درافغانستان باتأسف برداشت سنتی وغیرعلمی وجود دارد که جوانان را منزوي ساخته وزمینه های فعالیت های سیاسی وحتی فرهنگی درپوهنتون ها بطوري که آزادی درآن ملموس باشد، وجود ندارد. او باور دارد که مسئولین امور از پوهنتون ها هراس دارند و نمی گذارند که جوانان ازپوهنتون ها سیاست را نظارت کنند ونیروی قوی فشار برناكارآيي هاي دولت باشند. او میگوید: “نمونهء آنرا میتوان از اظهارات کرزی که باری درپوهنتون کابل سخنرانی نمود وگفت که جداً با پوهتون سیاسی مخالف است ونمی گذارد که محصلین در پوهنتون های افغانستان به مسایل سیاسی بپردازند، درك نمود. این مسأله باعث شد که مسئولین پوهنتون ها در ولایات نیز کوچکترین حرکت سیاسی وحتی فرهنگی را مورد تعقیب وبازپرس قراردهند.”

سیما حسنی یکی از شاگردان پوهنتون بلخ میگوید: “خاطرات تلخ از دوران های گذشته که پوهنتون های افغانستان به خصوص پوهنتون کابل که شماری تحت عنوان فعالیت های سیاسی دست به کشتار زدند نیز باعث هراس دولت افغانستان گردیده ونمی گذارد که جوانان درپوهنتون ها فعالیت داشته باشند .”

همچنان به گفتهء خانم سیما، مردم وخانواده ها نیز اکثرا با فعالیت جوانان درحزب ونهاد سیاسی مخالف اند وآنان رانمی گذارند که سازمان ویانهادي را ایجاد کنند.”

درهمین حال عظیم الحق عظیمی مسئول بخش گسترش آگاهی آمریت جوانان ولایت بلخ میگوید: “علت عمدهء که جوانان هنوز نتوانسته اند نقش اساسی را درحکومت داری وسیاست بازی کنند عدم موجودیت زمینه های حضور جوانان می باشد. او این علت را فرهنگ جوان ستیزی وخویش سالاری، پایین بودن سطح تحصیلی جوانان وعدم داشتن تجربه کاری و بی توجهی دولت به نیروی جوانان وعدم سرمایه گذاری بالای شان مي داند.

درعین حال شمار زیادی از جوانان باور دارند که فساد و روابط قومی، لسانی، مذهبی وگروهی بر شایسته سالاری چیره شده وهمین مسایل باعث گردیده که پست ادارات دولتی به فساد پیشه ها و جنگ سالاران توزیع گردد.

آقای نادراحمدی محصل پوهنتون بلخ درمورد موجودیت موانع، فراه راه حضورجوانان درعرصهء حکومت داری میگوید: “همهء بست های دولتی را درمرکز وولایات، جنگ سالاران وسیاست بازان پیر درقبضهء خود گرفته اند وضمن اینکه پست های دولتی را چشمه های درآمد شان ساخته اند، ازین آدرس برمردم نیز حکم روائی می کنند.”

او میگوید: “هرگاه بلخ را درنظربگیریم همهء ارگانهای دولتی را “حواریون” استاد عطا محمد نور یا به علت رابطه های شخصی و یا حزبی درقبضهء خود درآورده اند. آیا میتوان درچنین شرایط سخت، جوانان دربست های مهم دولتی و حتی بست های عادی حضوریابند؟ ولایات دگر نيز بدترازاینجا خواهند بود.”

محمد رؤف یکي دگر ازباشنده گان بلخ می گوید: “حضورجوانان درکاهش فساد اداری و رشد سریع دولت موثر است، زیرا که جوانان ازیک سو توانائی دارند ازسوی دگر وجدان شان هنوزآلوده به فساد نشده است. ماموران پیروکهنسال اند که فساد را درادارات افغانستان ترویج و حتی مشروع ساختند.

او را ه بیرون رفت را تصفیه ماموران پیر و فرسوده ازادارات افغانستان میداند ومیگوید: “باید درهمهء ادارات افغانستان سیستم بوروکراتیک اصلاح شود، بجای خویش خوری، افراد متخصص وجوان گمارده شود، درغیرآن افغانستان را نمی توان آباد کرد ومترقی ساخت.”

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد