تحلیل

42
۱ جوزا ۱۳۸۹
نویسنده:

جرگه مشورتی، به صلح خواهد انجامید؟

 

چندی قراربود که در اواسط ماه ثور جرگۀ مشورتی صلح در کابل برگذار شود، اما به علت سفر حامد کرزی به ایالات متحدۀ امریکا و بحث روی این برگذاری، جلسه از ماه ثور به ماه جوزا به تعویق افتاد.

درین سفر مقامات امریکایی اعلان کردند که از مصالحه با مخالفان  دولت افغانستان حمایت میکنند، به شرطیکه مخالفان القاعده را محکوم و قانون اساسی افغانستان را بپذیرند.

اما رهبری طالبان  بعد ازین اعلان نه تنها هیچگونه تمایلی به این جرگه از خود نشان ندادند که عملیات شانرا نیز را تشدید کردند.

حال که قرار است این جرگه تا چند روز بعد در کابل برگذار شود و دران ۱۵۰۰ نفر برای سه روز در خیمۀ لویه جرگه شرکت بکنند، موازی با آن جلسۀ در کشور مالدیو نیز درین مورد برگذار شد که دران همایون جریر داماد گلبدین رهبر حزب اسلامی که همین حالا در جنگ علیه ناتو و دولت افغانستان شرکت دارد و پسر حکمتیار با ۵۰ تن شرکت داشتند و در آخر قطعنامۀ هم صادر نمودند.

این جمع میگویند که به نمایندگی از هیچ کسی درین جلسته نیامده بودند و فقط برای برگذاری صلح تلاش مینمایند. اینکه جلسۀ مالدیو چه اثری بر جرگۀ  مشورتی صلح کابل خواهد داشت در آینده دیده شود.

جرگۀ مشورتی صلح کابل که قرار است به تاریخ ۸ جوزا برگذار شود و دران تمام اعضای شورای ملی، شورهای ولایتی ، از هر ولایت یک ریش سفید و افرادی از جامعۀ مدنی ، حکومت، رسانه ها، روشنفکران و زنان شرکت داشته باشند، برای سه روز روی اینکه چه راه های برای مصالحه وجود دارد و با چه کسانی باید مصالحه کرد، بحث صورت میگیرد.

این جرگه در حالی برگذار میشود که کاروانهای نیرو های امریکایی از کابل به سوی قندهار در حرکت اند و برای عملیات «امید» دران ولایت آمادگی گرفته میشود. اینکه از یکسو جنگ در قندهار آغاز میشود و از سوی دیگر در کابل برای یافتن  راه های جهت رسیدن به  صلح جرگه دایر میگردد، نوعی دو رنگی و نا هماهنگی میان این دو حرکت به چشم میخورد.

زیرا برای اینکه صلحی در کار باشد، در قدم نخست باسد دو طرف حسن نیت خود را با آتش بس نشان دهند و یا حداقل نشانۀ  به استقبال از چنین مصالحۀ  نشان داده شود.

طالبان که نیروی اصلی مخالف دولت افغانستان اند و هرمصالحۀ که از سوی دولت عنوان میشود، معنی مصالحه با این گروه را میدهد، اما  تا حال نه تنها طالبان کوچکترین اشارۀ به قبولی این مصالحه نداشته که هر وقت چنین مصالحه های از سوی دولت و یا خارجی ها عنوان میشود، طالبان به زودی واکنش نشان میدهند و اینک این بار نیز در برابر این اقدام دولت، عکس العمل نشان داده و حتی به تشدید حملات شان پرداخته اند.

با تمام این واکنش ها از سوی مخالفان، نمیتوان طالبان را نیروی کاملا متشکل و یکدستی دانست، زیرا در میان قومندانان محلی و صفوف آنان افکار متفاوتی از رهبری وجود دارد. بسیاری آنها تا حال یکروز هم مدرسۀ پاکستانی را ندیده و آگاهی چندانی از اهداف و مرام طالبان هم ندارند که بنا به دلایل مختلفی به این گروه پیوسته اند. مسایل قومی، فقر اقتصادی ، جبرحاکمیت طالبان در یک منطقه، نارضایتی از نیرو های دولتی و نیروهای خارجی، زرع مواد مخدر و غیره، دلیل پیوستن اکثریت صفوف طالبان به این جریان میباشد.

درصورتیکه این عوامل تا حدی از بین برود، ضرورت حمایت آنان از طالبان نیز ازمیان برداشته میشود. حکومتداری خوب در ولسوالی ها که آخرین سلول قدرت دولت در دهات به حساب می آیند، مهمترین کاریست که اگر دولت نتواند به آن ها توجه جدی نماید و دران ها اصلاح و ریفورم ریشه ای نیاورد، نه عملیات نظامی و نه شعا رها و جرگه های صلح نزد مخالفان میتواند معنی پیدا کند. پس به این خاطر قبل ازآنکه دست به مصالحه و یا عملیات گستردۀ نظامی زد ، باید این مسایل را حل کرد و میان صفوف  و رهبران جریان طالبان  دیوار فاصل کشید، چیزیکه مطمئنا نمیتوان با وضعیت کنونی حاکم بر دولت افغانستان آنرا ایجاد کرد.

تمام مردم افغانستان خواهان صلح اند ، چون درین سی سال از جنگ به شدت خسته شده اند، اکثریت ۹۸ در صدی آنان به جنگ راضی نیستند. اما یک اقلیت کوچکی به نام طالب میتواند ازین وضعیت خوب سود ببرد و تمام کشور را نا آرام بسازد. مردم افغانستان در هر نقطۀ که زندگی میکنند، خواهان اعمار مکتب، کلینک، جاده، برق، آب صحی ، بند وانهار و غیره میباشند و این را میدانند که بدون آرامش هیچ کاری به سر نمیرسد و این ضرورت ها را افراد شهری وهم افراد روستایی خوب میدانند.

فقط حاکمیتی ضروری است که بتواند این کمبود ها را صادقانه مرفوع سازد و دل این ۹۸ درصد بیزار از جنگ را به دست آورد، دران وقت بدون عملیات نظامی و برگذاری جرگه های صلح، مردم افغانستان خود به خود  طرف حاکمیت را میگیرند تا فرزندان شان درس بخوانند و بی انکه بهراسند که چند لحظه بعد یا بمباران میشوند و یا در انتحاری جگرگوشه های شانرا از دست میدهند، به ارامش کامل زندگی کنند، به این خاطر نباید به دنبال فرعیات سرگردان بود، بلکه باید اصل ها را محکم گرفت.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد