قصه زندگی

373
۱ سرطان ۱۳۹۵
نویسنده:

توانایی عمر نمی‌شناسد

یکی از چهره های علمی که کتاب ها و مقالات زیادی در رابطه به علم اقتصاد و چگونگی سیستم اقتصادی افغانستان نوشته است، اکنون با تمام توانایی و نیرویی که برای تدریس دارد، دستش از خدمت استادی در پوهنتون گرفته شده است.

یکی از چهره های علمی که کتاب ها و مقالات زیادی در رابطه به علم اقتصاد و چگونگی سیستم اقتصادی افغانستان نوشته است، اکنون با تمام توانایی و نیرویی که برای تدریس دارد، دستش از خدمت استادی در پوهنتون گرفته شده است.
دوکتور حمیدالله نورعباد، رییس مرکز تحقیقات پالیسی پوهنتون کابل که قبلاً به حیث استاد در فاکولته اقتصاد نیز فعالیت میکرد، اکنون از مقام استادی به تقاعد سوق داده شده و اما در مرکز تحقیقات پالیسی پوهنتون کابل همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.
دوکتور نورعباد در مدت ۹ تا ۱۰ سال فعالیتش در این مرکز، پروژه های تحقیقی زیادی را با تیم هـمــکارش انجــام و بــه اجـرا گــذاشته است. او میگوید:«این مرکز نزدیک بود از بین برود، من و همکارانم توانستیم این مرکز را دوباره سر پا ایستاد کرده و به فعالیت‎هایش رونق دهیم.»
قبل از آن که نورعباد رییس این مرکز تحقیقاتی تعیین شود، دیپارتمنت های حقوق و علوم سیاسی، اقتصاد و علوم اجتماعی در این مرکز وجود داشت اما دیپارتمنت مطالعات صلح و حل منازعات در دوران نورعباد ایجاد شده است. به گفته وی، این مرکز در ظرف ده سال بیش از دوهزار استاد جوان و محصل را در رابطه به روش های تحقیق آموزش داده است. اعضای تیم تحقیقی و آمران دیپارتمنت های این مرکز تحقیقاتی متشکل از استادان پوهنتون میباشند که هر دیپارتمنت این مرکز هر سال حداقل یک پروژه تحقیقی را کار می کند.
دوکتور نورعباد میگوید: «بیش از ۷۰ اثر تحقیقی داریم که به چاپ رسیده است. تحقیقاتی را که ما انجام میدهیم، هم به حیث منابع علمی از آن استفاده صورت میگیرد و هم برای اداره‎های دولتــی مـیفـرسـتیـم تا از آن در ایجــاد پالیـسی ها استفاده شود.»
اما وی میافزاید در افغانستان منابع علمی محدود است و آمار و ارقام دقیق پیرامون موضوعات در اختیار محققان قرار ندارد: «انجام سروی ها کار اداره احصائیه مرکزی است و این اداره تاکنون نتوانسته است در هر بخش احصائیه دقیق تهیه کند. ما تلاش میکنیم با استفاده از احصائیه هایی که خارجی ها ارایه میدهند و مصاحبه ها و پرسش‎نامه هایی که خود ما تهیه میکنیم، تحقیقات خود را انجام دهیم.»
دوکتور نورعباد مشکل اساسی در برابر کار احصائیه مرکزی را نبود امنیت در کشور میداند، چون تیم های سروی این نهاد به راحتی در گوشه و کنار کشور نمیتوانند بروند و تحقیق انجام دهند. وی علاوه میکند که ترویج اقتصاد غیررسمی (ثبت نشدن فعالیت های اقتصادی) و نبود ارقام و احصائیه های دقیق سبب شده است که احصائیه مرکزی مورد اعتماد نباشد.
از سوی دیگر، حدود دو ماه شده است که دوکتور حمیدالله نورعباد به تقاعد سوق داده شده است. اما طوری که دیده میشود وی بسیار جوان به نظر میرسد و نیروی زیادی برای کار کردن دارد. دوکتور نورعباد این اقدام حکومت را غیرواقع‎بینانه و به زیان نهادهای علمی پنداشته و میگوید که نظر به قانون کار، افرادی که سن شان به ۶۵ رسیده باشد، به تقاعد سوق داده میشوند، اما در صورتی که موسسه بخواهد و شخص توانايی داشته باشد، سن تقاعد تا ۷۰ سالگی تمديد يافته می تواند.
مسأله تقاعد استادان با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی بیشتر جدی شده است، ولی برخی از استادان پوهنتون تقاعد جبری استادان را کار نادرست میدانند. از نظر نورعباد، در حال حاضر، برخی از استادان برای پوهنتون ها بسیار مؤثر هستند و توانایی کار نیز دارند. وی میگوید: «من را تقاعد داده‎اند، اما حال برایم پیشنهاد میکنند که بیا به حیث اجیر کار کن، این پیشنهاد به چه معنا است؟ اگر من توانایی کار را دارم، پس چرا به تقاعد سوق داده شده‎ام؟»دوکتور حمیدالله نورعباد به حیث متخصص علم اقتصاد، حدود هفت کتاب درسی را نوشته و یا ترجمه کرده است که اکـنون در فاکـولتــه اقتـصــاد کـابل از آن ها کار گرفته میشود. دو سال قبل دوکتور نورعباد کتابی را با عنوان «اساسات اقتصاد جز (اقتصاد خرد)» به چاپ رسانید و به دنبال آن کتاب جدید وی با نام «اساسات اقتصاد کل (اقتصاد كلان)» به چاپ رسید. کتاب های دیگر وی «اقتصاد و بانکداری اسلامی» و «ضعف های نظام اقتصاد بازار و ضرورت مداخله دولت» میباشد. همچنان وی کتاب دیگری را باعنوان «اقتصاد منطقوی» زیر دست دارد که به زودی تکمیل خواهد شد.
به همین شکل کتاب هایی را که دوکتور نورعباد از انگلیسی و آلمانی به زبان دری ترجمه کرده است، با عناوین ذیل میباشند: فرهنگ اقتصاد بازار با اصول اجتماعی، تمویل و بانکداری و تمویل و سرمایه گذاری. از این دوکتور علم اقتصاد مقالات و جزوه های علمی زیادی به چاپ رسیده که اکنون محصلان اقتصاد از آن استفاده میکنند.
دوکتور حمیدالله نورعباد در سال ۱۳۲۹ در ولایت بغلان تولد شده و تا هشت سالگی در آنجا زندگی کرده است. وی صنف دوم مکتب را تا نیمه در بغلان سپری کرده و بعد از آن خانوده‎اش به کابل کوچیده‎اند. وقتی خانواده حمیدالله نورعباد به کابل میآیند، او ادامه درس هایش را تا دوره متوسطه در مکتب انصاری و دوره لیسه را در لیسه نادریه پی می‎گیرد. وی دوره تحصیلات عالی را در پوهنتون کابل در رشته اقتصاد موفقانه سپری کرده و در سال ۱۳۵۲ در امتحان کدری پوهنتون کابل اشتراک و موفق به شمولیت در کدر علمی پوهنتون کابل میشود. حمیدالله نورعباد در جوزای سال ۱۳۵۶ با استفاده از بورسیه های تحصیلی که در آن زمان دولت آلمان فيدرال برای فاکولته اقتصاد میداد، به آلمان میرود و دوران ماستری و دوکتورایش را در رشتــه اقتــصـاد در پوهنتــون «کلن» آلمان سپری میکند. دوکتور نورعباد، تیزس (پایان‎نامه) دوکتورایش را در مورد بانک های اسلامی نوشته است. او در این تحقیق بانک های اسلامی را در تئوری و عمل بررسی کرده و اثرات آن را بالای توزیع منابع مالی بیان داشته است. حمیدالله نورعباد تا درجه ماستری با استفاده از بورسیه دولتی درس خوانده اما تحصیلات دوران دوکتورایش را به هزینه شخصی ادامه داده است. او می‎گوید: «تقریباً یک سال بعد از رفتن من به آلمان کودتای ثور در افغانستان اتفاق افتاد و جنگ ها شروع شد.»
با بحرانی شدن اوضاع افغانستان، شرایط تحصیلی برای محصلان افغان در خارج به مشکل مواجه میشود و دوکتور حمیدالله نورعباد و بسیاری از محصلان افغان مجبور میشوند هزینه تحصیلات شان را خود تهیه کنند. به گفته دوکتور نورعباد، در آن زمان برای افغان ها کارهای درست هم میسر نبود، از این رو وی مجبور بود با انجام کارگری ساده مصارف زندگی و تحصیلاتش را تأمین کند. اما بعد از آنکه وی تحصیلات دوکتورایش را تمام میکند کارهای بهتری برایش میسر میشود. دوکتور نورعباد می‎گوید: «تلاش کردم مهارت های کمپیوتر و زبان را یاد بگیرم. با فراگیری زبان و مهارت های کمپیوتر توانستم با کمپنی های بزرگ دواسازی در بخش مشوره‎دهی اقتصادی و کمپیــوتری کار کنم.»
در سال ۱۳۷۱ زمانــی کــــــه مـجــاهـــدیـــن روی کــار مــیشــونــد، اقــارب و نــــزدیــکـان دوکتــور نـورعباد نیز از وی دعوت می‎کنند به وطن برگردد. وی در ســـال ۱۳۷۳ به دعوت بــرادرش کـه مقامی در وزارت خــارجــه داشـته است، به افغــانـستـان مـیآیـد. به این ترتیب دوکتــور نــورعبــاد بــه حیــث ریـیس احصائیه مــرکــزی در آن زمـــان تعیین میشود. وی در کنار این وظیفه‎اش در فاکولتـه اقتصــاد کابل نیز به گونه استاد افتخاری مصروف میشود.
اما یک و نیم سال بعد، قبل از آنکه طالبان کابل را بگیرند، استاد حمیدالله نورعباد طی یک سفر به آلمان میرود و با سقوط کابل به دست طالبان، سفر وی طولانی میشود، تا حدی که وی تا ده سال دیگر در آلمان میماند. او میگوید: «در آلمان بودم که خبر سقوط کابل آمد، این سبب شد که من حدود ده سال دیگر هم در آلمان بمانم.»
با ختم دوران طالبان، دوکتور حمیدالله نورعباد دوباره به افغانستان میآید و در دو سال اول به صورت افتخاری در فاکولته اقتصاد به تدریس میپردازد. استاد نورعباد در سال ۱۳۸۶ رسماً در فاکولته اقتصاد دوباره تقرر حاصل میکند.
این دوکتور علم اقتصاد در کنار وظیفه رسمی استادی با بانک انکشاف صادرات و بنیادهای خیریه نیز همکاری کرده است. وی میگوید: «حال که از استادی تقاعد کردهام، در مرکز تحقیقات پالیسی پوهنتون کابل به کارم ادامه میدهم، تلاش میکنم در رابطه به کتب درسی ممد واقع شوم.» از نظر دوکتور نورعباد، خلاهای زیادی در قسمت کتب درسی در افغانستان وجود دارد، از این جهت و وی سعی میکند که این خلاها رفع شود. استاد نور عباد خیلی علاقه دارد با استفاده از تخصصی که در رشته اقتصاد دارد، برای محصلین تدریس کند و خلاهای درسی را در پوهنتون رفع سازد، اما این زمینه را اکنون حکومت از وی گرفته است.
هرچند او تأیید میکند که تقاعد استادان یک نیاز مبرم پوهنتون کابل است اما نه به این معنا که تمام امتیازات استادان را از آن‎ها بگیرد و افرادی را که توانایی کار و خدمت دارند در قطار افرادی قرار دهد که دیگر از کار افتاده‎اند. از این لحاظ او میگوید در زندگی‎اش دو بار از فرمان های زمامداران صدمه خورده است. وی نخست در دورانی که شامل کدر علمی پوهنتون شده بود، داوودخان قانون عسکری شش معلمی پی در پی را اجباری کرد و سبب سکتگی در فعالیت های علمی وی شد و دوم محمد اشرف غنی، رییس جمهور، با تأکید بر تقاعد استادان پوهنتون، دست وی را با تمام انرژی و توانایی کاری که دارد، از تدریس گرفته و مانع خدمتش برای مردم و کشور شده است.
دوکتور حمیدالله نورعباد به این باور است که قبلاً احساس مردم خیلی بالا بود و تمام افرادی که در خارج تحصیل میکردند و یا مهاجر بودند، همه به این فکر بودند که به کشور خود برگردند و خدمت کنند. از همین جهت نورعباد، زن و فرزند خود را در آلمان رها کرده و به کشور برمی‎گردد. او میگوید: «زمانی که جنگ در افغانستان ختم شد من از خانواده‎ام خواستم با من به افغانستان بیایند اما آن‎ها قبول نکردند. من ناگزیر شدم آن‎ها را آن جا رها کردم.»
دوکتور حمیدالله نورعباد در سال ۱۹۸۳ با یک دختر افغان در پاکستان، ازدواج کرده و سپس هر دو به آلمان رفته‎اند. متأسفانه خانم وی با آن که سه طفل هم به دنیا آورده است، حاضر نشده که با شوهرش به افغانستان برگردد. از این جهت دوکتور نورعباد مجبور شده است در افغانستان با زن دیگری ازدواج کند و اکنون دو دختر و یک پسر ثمره ازدواج دومش می‎باشد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد