صحت

266
۱۲ عقرب ۱۳۸۸
نویسنده:

تهدید امراض روانی و سهل انگاری مسوولان صحت

مشکلات و اختلالات روانی، چیزی است که امروز بسیاری از مردم جوامع از آن رنج برده و سبب شده است که بلندترین گراف را در جهان به خود اختصاص دهد.

بنابر احصائیه سازمان صحی جهان (WHO) سال ۲۰۰۲؛ در جهان ۱۵۴ ملیون مردم از افسرده گی، ۲۵ ملیون از تجزیهءعقل،۹۱ ملیون از اثرات ناگوار استعمال الکول، و ۱۵ ملیون از استعمال مواد مخدر رنج می برند. گفته می شود از هرچهار نفر مریضي که به مراکزصحی مراجعه می نمایند، یکی از آنها دچار امراض عقلی، عصبی و یا تغيیر روش میباشد.

در افغانستان؛ مشکلات گوناگوني چون ناامنی، فقر، عدم ثبات سیاسی، از بین رفتن زیربناها و تفاوت های جنسیتی،اجتماعی و فرهنگی، سبب شده است که ارقام و گراف اختلالات و امراض روانی بالا برود. این درحالیست که وزارت صحت عامهء کشور در تجلیل از روزجهانی صحت روانی، مشکلات و اختلالات روانی را ۶۶ در صد اعلام کرد.

کابل/ سید نجیب الله جاوید معاون شفاخانه صحت روانی و معتادان شهرکابل می گوید: “در شش ماه سال جاری، مریضاني که به شکل سراپا در این شفاخانه مراجعه کرده اند، به ۱۱۶۱۱ تن می رسند که از آن جمله ۶۲۷۲ مرد و ۵۳۳۹ زن بوده اند. به همین ترتیب، مریضان داخل بستر از شروع سال تا کنون، ۲۸۷ مرد و ۱۹۴ زن بوده اند. همچنین کلينیک های پنج گانهء ما که از مدتی به اینسو فعالیت نداشتند و فعلاً دو سه مرکز آن در این اواخرفعال شده اند، از مراجعهء ۸۵ زن که از تکالیف روانی رنج می بردند، گزارش داده اند.  وي همچنین افزود: “سال گذشته مریضان روانی در این شفاخانه به ۲۱۲۴۸ تن که هم به شکل بستر و هم سراپا نزد ما مراجعه کرده بودند، و  در کلینيک های ما به  ۱۸۶۸۶ تن می رسیدند.”

بلخ/ متاسفانه مقامات صحت عامه بلخ نیز از افزایش امراض روانی خبرداده اند.  داكتر محمد نادر عالمي  متخصص بخش صحت رواني در رياست صحت عامه ولايت بلخ مي گويد: “در بخش صحت رواني شفاخانه ملكي مزار شريف، روزانه به طور اوسط ۱۵ تا ۲۰ تن جهت تداوي مراجعه مي كنند.” عالمي مي افزايد كه در هر ماه  بين ۴۰ تا ۶۰ تن كه از اين مريضي رنج مي برند، در شفاخانه بستري مي شوند. اين درحاليست كه شفاخانهء دولتي ملكي مزار شريف، ظرفيت پذيرش ۲۲ مريض را در يك وقت دارد.

هرات/ داكتران بخش امراض روحی- روانی شفاخانه حوزوی هرات نيز میگویند كه مريضی های روحی و استرس در ولایت هرات، نسبت به سال های گذشته افزایش یافته است. دکتور عبدالقدیم محمدی مسوول بخش امراض عصبی شفاخانه چهارصد بستر حوزوی هرات می گوید: “مريضی های عصبی و روحی- روانی، در مقایسه به چند سال پیش، سیر صعودی داشته است.” آگاهان امور عمده ترین علل افزایش امراض روحی- روانی افراد را درهرات؛ مشکلات اقتصادی فامیل ها، درگيري هاي فامیلی، بیسوادی و نیز یک سلسله حالات اجتماعی و جنگ ها میدانند.

اعراض و علایم

داکترفرید احمد انوری متخصص در شفاخانه صحت روانی کابل می گوید: “به صورت عموم، تکالیف روانی را به دو دستهء بزرگ میتوان تقسیم کرد: يكي تکالیف نیروز (خفیف روانی) و دیگری سایکوز (شدید روانی).

 در حالت نیروز، واقعیت ها نزد مریض مختل نمی شود؛ اما در سایکوز یا تکالیف شدید روانی، واقعیت نزد مریض مختل می شود. به طور مثال مریض از واقعیت ها  دور می شود و ارزیابی واقعیت ها نزدش مختل می گردد.

 از جمله تکالیف روانی که در افغانستان بیشتر شیوع پیدا کرده است، تکالیف خلقی می باشد که  شامل افسرده گی، اضطرابات و تکالیف جسمانی می گردد.

از نظر تخصصی؛ نظر به وقوع پیدایش افسرده گی كه به صورت عموم نزد افرادی دیده می شود که دارای خلق پایین، اضطرابات، عدم لذت بردن از امور زنده گی، اختلال در خواب، ترجيح مرگ بر زنده گی، گریه، بی اشتهایی، پراشتهایی و دیگر اعراض می باشد.

افسرده گی زنان، دوبرابر مردان

به باور آگاهان امور؛ زنان دو برابر مردان، قربانی امراض روانی و یا تاثیرات روانی می شوند. در افغانستان، یک سروی مقایسوی که قبلاً از سوی داکتران سازمان حقوق بشر صورت گرفته، نشان داده ؛خانم هایي که درساحات تحت حاکمیت طالبان زنده گی میکردند، ۲  برابر نسبت به خانم های افغان که در ساحات غیرطالبانی زیست میکردند، به  افسرده گی، افکار خودکشی و اضطرابات روحی دچار بودند.  

سروی دیگری که سال ۲۰۰۲ در سرتاسر کشور به راه انداخته شد، اعراض افسرده گی سطوح بلند در مردها را ۵۹.۱ فیصد  و در خانمها ۴ ،۷۳ فیصد، ترس در مردها را  ۵۹ فیصد و در زنها ۸۳  فیصد نشان داد. در تازه ترین سروی از ولایت کابل؛ افسرده گی در نزد  زن های بیوه ۷۸٫۶ فیصد را نشان می دهد.  

داکتر انوری نیز می گوید: “افسرده گی در نزد خانم ها در سیر زنده گی شان به وجود می آید؛ به طور مثال در جریان عادات ماهوار و یا بعد از ولادت، افسرده گی شدت خود را در نزد خانم ها کسب می  نماید.” افسرده گی، برخلاف عقاید دانشمندان غربی؛ نزد خانم ها در افغانستان اکثراً در سن جوانی و نوجوانی بیشتر بارز است.

عوامل اختلالات روانی

ناامنی ها، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مواردی اند که می توانند در بروز اختلالات روانی و مريضی های روانی کمک کنند. خشونت های فامیلی، خصومت های قومی، قبیلوی و مهاجرت ها نیز برای افرادي که بنیهء مساعدي برای ابتلا شدن به این مريضی دارند، زمینه ساز است.  از این جمله یکی هم آلوده گی صوتی می باشد که می تواند تا اندازهء زیاد تاثیراتي بالای روان داشته باشد.

داکتر انوری به این باور است که در سایر امراض روانی، هر عامل اذیت کننده، می تواند منحیث یک فاکتور بارزی نزد برخی از افراد عمل بکند. آلوده گی صوتی نیز از جمله عواملی است که می تواند بالای تکالیف روانی، تاثیرات خود را داشته باشد. بخصوص کسانی که از لحاظ روانی، اضطراب نزد شان موجود  بوده و یا در یکنوع  ناآرامی بسر مي برند. آلوده گی صوتی؛ از جمله صداهای گوشخراشي چون هارن موتر، صداهای مخرش جنراتورها، صداهای بلند كست های رستورانت ها و…، در برخی اوقات شدت امراض را بیشتر مي سازد.

خشونت علیه زنان

در طول تاریخ؛ زن همیشه مورد خشونت قرار داشته و این خشونت ها سبب می شود تا زن را از هرلحاظ در مضیقه قرار دهد.  

“ماری” زنی است که در چهلستون کابل زنده گی می کند و به گفتهء خودش از مدت هشت سال به اینسو دچار مريضی روانی می باشد. او می گوید: “پانزده سال می شود عروسی کرده ام و صاحب شش فرزند استم. فامیل شوهرم در این مدت خیلی ها بالایم ظلم روا داشته و همیشه مرا تحت فشار قرار داده اند. در اوایل همه غم و غصه را در دل می انداختم و به کسی چیزی نمی گفتم. آهسته آهسته آن را به شکل عصبانیت از خود تبارز دادم؛ اما روی هم رفته این عصبانیت به تغییر رویه تبدیل شده و گپ به جایي کشید که با همه اعضای فامیل درگیر جنگ شدم. این عصبانیت و درگیری، سبب شد که مریضی روانی پیدا کنم. تکلیفم آنقدر زياد بود که ناگهان شوهرم مرا به زنجیر بست و برای مدتی در یک تكوي سرد نگهداری ام کرد و بعد زن دیگری گرفت؛ این دردناکترین بخش زنده گیم می باشد.”

گم کردن هویت

یکی از عوامل دیگری که سبب بروز تکالیف روانی می شود، مهاجرت های طولانی و درازمدت می باشد که اکثر افراد دچار گم شدن هویت می شوند.

ذکیه زنی است که حدود ۳۰ سال عمر دارد. او مدت ۱۳ سال می شود که عروسی کرده و بعد راهی کشور ایران شده است. او می گوید: “این دوم بار است که مرا به بهانه های مختلفي چون رفتن به محفل عروسی و یا شیرینی   خوری، به  اینجا می آورند. در ایران همه امکانات برای مردم فراهم بود، مردمش با فرهنگ بودند و کسی، کسی را دشنام نمی داد. شهرها پاک و دور از کثافت بودند؛ اما اینجا خو همه چیز دچار مشکل است. کثافت را ببین، گرد و غبار مره بیخی دیوانه کرده، ای وضعیت سیاسی را ببین؛ هیچکس بین خود جور نمیایه! من با شوهر و دو فرزندم، همین حالا در یک خانهء کرایی زنده گی می کنیم؛ که اصلاً قابل زیست نیست.”

وي می افزاید: “من از بی مصروفیتی، با موسیقی هایي که در تلویزیون ها نشر می شد، در خانه رقص و بازی می کردم که بالاخره مرا به اینجا آوردند؛ در اصل می خواستم که این همه نابسامانی های اجتماعی را نبینم و از آن دور باشم.”

نگرانی در نزد اطفال

اطفال، قشري اند که در هرحالت نسبت به بزرگسالان از این ناحیه در معرض آسیب قرار دارند.

عین الدین معروف استاد روانشناسی پوهنحی رواشناسی و علوم تربیتی پوهنتون کابل می گوید: “با تاسف هرفرد خانواده، اگر به تکلیف روانی دچار باشد، اولین قربانی آن زنان و اطفال  شمرده می شوند. چنانچه اگر یک زن که از سبب خشونت ها و یا نارسایی های اجتماعی، دچار مريضی روانی می شود و یا فردی از خانواده اش نیز مبتلا به مشكل روانی می باشد، بازهم اين زن و کودک است كه باید بار این غم را بکشد.”

استاد معروف می افزايد: “امروز برنامه هایي چون تصاویر کشت و خون افراد، برنامه های کشتی کج، تکرار قصه های گذشته از جنگ و یا دیگر برنامه های رزمی که از طریق رسانه ها به نشر می رسند، خیلی خطرناکتر از آن اند که تصور می شود. این ها سبب می شوند كه اطفالي که حس تقلید در آن ها زنده است، روان آن ها را تحت تاثیر قرار داده و گراف جرم و جنایت در آینده بیشتر گردد. از سوی دیگر، قراردادن بازیچه های جنگی و رزمی در دست اطفال نیز حس انتقامجویي را در آنها تحریک کرده و سبب اختلالات روانی شان می گردد كه اگر جلو چنین چیزها گرفته نشود، ما شاهد یک بحران اجتماعی خواهیم بود؛ چون بازیچه هایي که در دسترس اطفال قرار می گیرد، بالای کودکان بیشتر تاثیرگذار می باشد.”

استاد معروف علاوه مي كند: “من اصلاً مخالف نشر و پخش اینگونه برنامه ها مي باشم  و هرگز لازم نمی بینم که قصه های جنگی گذشته را دوباره بازگو نماییم. حتي برای بزرگسالان نیز خیلی ها مضر بوده و بالای روان شان تاثیرگذار می باشد.

 وزارت صحت عامه نیز این مرض را خیلی خطرناک توصیف نموده و هشدار داده که اگر امراض و اختلالات روانی  تداوی نشوند، شدیداً تخريب کننده می باشد.

عزیزالدین همت سرپرست ریاست صحت روانی وزارت صحت عامه می گوید: “در افسرده گی یا دپریشن؛ عوامل زیادی دخیل می باشد. در مغز، یکنوع موادی وجود دارد که اگر کم یا زیاد شود، سبب اختلالات روانی در انسان می شود.” وي به مواردي از قبيل وراثت، خودراضی بودن، وابستگی به شخصیت دیگران، عوامل اجتماعی، محیط خانواده گی، محیط دفتر و محیط اجتماعی و نابسامانی های اجتماعی از جمله ناامنی ها، بی سامانی های اجتماعی و غیره اشاره ميكند و مي افزايد: “فقر و تنگدستی نیز تا حدی می تواند در ازدیاد تکالیف روانی، نقش داشته باشد؛ اما آنقدر که مردم سرمایه دار دچار تکالیف روانی اند، این مرض در مردم فقیر کمتر يافت ميشود.”

به باور آقای همت؛ در افغانستان ۹۸ فیصد مردم مشکلات و فشارهای روانی دارند و ۴۴ فیصد مردم مریض هستند.

نواقص در معالجه و هشدار

آقای همت می گوید: “متاسفانه پرسونل مسلکی در افغانستان نداریم. در سطح افغانستان یک شفاخانهء ۶۰ بستره داریم که این کاملاً ناچیز است. ۲۰ داکتر روانی و ۲۰ روانشناس داریم. ما باید یک انستیتوت صحت روانی داشته باشیم که بتوانیم بر این مشکل فایق آییم و در پوهنحی روانشناسی، یک دیپارتمنت روانشناسی كلينيكي باید ایجاد شود. متاسفانه بخش روانی، شکل تجارتی به خود گرفته و موسسات و مراکزی دراینجا به شکل صحیح و مسلکی عمل نمی کنند. روانشناسان کلينیکی ندارند و فقط برخی افراد را برای ۲۰ روز آموزش می دهند و از آنان کار می گیرند که خیلی خطرناک است.”

موصوف مي افزايد: “۲۸۹ ملیون دالر برای وزارت صحت بودجه تخصیص یافته که در بخش صحت ۰٫۱ ملیون آن می رسد و این مقدارپول برای این مشکل بزرگ خیلی ناچیز است. هرچند وزارت صحت، قبلاً اعلام کرده بود که در سراسر کشور تا کنون ۴۰ مرکز روانی فعال است که در پذیرش و مشورت‌دهی مريضان روانی عمل می کنند؛ اما کميسیون صحت شورای ملی، این موضوع را رد کرده و عدم رسیده گی به این موضوع را  در کشور به سهل انگاری و بی کفایتی این وزارت، نسبت می دهد.”

داکتر نعمت الله رییس کميسیون صحت شورای ملی می گوید: “وزارت صحت، خدماتي را که در این راستا پیشکش کرده است، متاسفانه قابل قبول کميسیون صحت شورای ملی نیست. وزارت صحت عامه، برخلاف ماده ۵۲ قانون اساسی کشور؛ خودسرانه خدمات صحی را در مقابل پول در اکثر شفاخانه ها عرضه می کند. نمی دانم  این پول ها کجا می رود، جمع وقید می شود یا خیر؟ اما مطمئناً باید گفت که در بسیاری از ولایات، این پول ها در عواید دولت نمی رود و حسابي نیز درک ندارد. در قدم نخست باید پول گرفته نشود و اگر گرفته می شود، باید این پول در عرصه هایي که واقعاً مشکل دارند؛ به مصرف برسد. باید در قسمت مریضان روانی توجه صورت گیرد. وزارت صحت، مشکل بودجه را عنوان می کند؛ اما نباید چنین بهانه شود. چون سالانه به سطح بین المللی پول هایي که در بخش صحت اختصاص داده می شود، به صورت کامل به مصرف نمی رسد و حتي ۵۰ و یا بیشتر از آن باقی می ماند.”

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد