تحلیل و دیدگاه

501
۲۱ حوت ۱۳۹۵
نویسنده: کلید

تعلیق اخلاق و اوج قساوت

براساس قوانین و اصول جهانی جنگ، حمله به شفاخانه‎ها و مراکز آموزشی و تأسیسات عام‎المنفعه، ممنوع است. دلیل این ممنوعیت هم آن است که مراکز صحی، آموزشی و تأسیسات عام‎المنفعه، وابسته به هیچ یکی از جناح‎ها و طرف‎های جنگ نیست و از خدمات آن‎ها، تمام افراد، بدون توجه به این که به کدام یکی از طرف‎های جنگ وابسته‎اند، بهره‎مند و مستفید می‎شوند. با این وصف، حمله به شفاخانه سردار محمد داود خان در شهر کابل، نشان دهنده آن است که گروه‎های مخالف مسلح دولت اعتقادی به اصول و قوانین پذیرفته شده جنگ ندارند. حمله انتحاری مرگباری که هفته گذشته به این شفاخانه از سوی مخالفان مسلح دولت صورت گرفت، ضمن آن که منافی قوانین و اصول جهانی جنگ است، اوج خشونت‎دوستی آن‎ها و انحطاط اخلاقی در میان مخالفان مسلح دولت را به رخ می‎کشد؛ چیزی که جز تعلیق اخلاق در جامعه درگیر جنگ ما، نمی‎توان عنوان دیگری برای آن در نظر گرفت.
از طرف دیگر، نشر گزارش هدف قرار دادن کودکان و مراکز صحی در جریان جنگ جاری، از سوی سازمان جهانی نظارت بر حقوق کودکان و برخوردهای مسلحانه، بار دیگر این واقعیت را برملا ساخت که کودکان قربانیان خاموش جنگ جاری اند. ۱۹ مورد آتش‎باری علیه مراکز صحی که در این گزارش به آن اشاره شده است، اوج خشونتی را نشان می‎دهد که نسل آینده و کودکان جنگ از آن متضرر می‎شوند. این سازمان در گزارش تازه خود در این باره گفته است: “گروه‎های مسلح، مراکز صحی را در افغانستان مجبور به بسته شدن میکنند.” در گزارش این سازمان آمده که این گروه‎ها مراکز صحی را از بین برده و امبولانس‎ها و وسایل صحی را به سرقت برده‎اند.
از ابتدای قرن بیستم تاکنون، ۲۵۰جنگ در جهان رخ داده است؛ جنگها و فجایعی مانند آنچه در کشورهای مختلف مثل سودان، اوگاندا و افغانستان اتفاق افتاده است. در تمام این جنگها در درجه اول کودکان دختر، در درجه دوم همه کودکان و در درجه سوم زنان از آسیب‎پذیرترین اقشاری هستند که بیشترین قربانی را متحمل شده‎اند. مجموعه اتفاقاتی که برای کودکان در دوران جنگ رخ میدهد، کشورها و سازمانهای بین‎المللی را بر آن داشته است تا توجه ویژه‎ای به کودکان در معرض جنگ داشته باشند.
براساس گزارش سازمان دفاع از قربانیان جنگ، کودکی‎که با خشونت و بی‎رحمی بزرگ میشود این بی‎رحمی را نسبت به هم‎نوعان خود نشان میدهد. کودکانی ‎که در معرض خشونت هستند دچار بی‎احساسی میشوند. احساس همدلی در کودکان از حدود چهار یا پنج سالگی به بعد رشد میکند و از ده سالگی کودکان این احساس را دریافت میکنند و میتوانند خود را به جای دیگران بگذارند؛ یعنی این احساس همدلی را پیدا میکنند. اما این احساس در کودکان در معرض جنگ رشد نمی‎کند، کودکی که با خشم از دست دادن والدین و خواهر و برادرهایش بزرگ میشود میخواهد از دنیا و آنچه در آن هست انتقام بگیرد. کودکان دختر و دختران جوان در جنگها، مجبور به تحمل شرایط سخت‎تری هستند؛ تجاوز و حاملگی ناخواسته ناشی از تجاوز.
به هر حال، آنچه مسلم است این که جنگ به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر کودکان تأثیر میگذارد. اثرات مستقیم جنگ یا تبلور خشونت به صورت سازمانی شامل تأثیرات جسمی، روانی، خانوادگی، تحصیلی، عاطفی و فرهنگی است، اما اثراتی که در قالب قوانین آن‎ها را توجیه کرده و برای آن‎ها تعریف داریم، عبارت است از قتل، ضرب و جرح، آزارهای جسمی و جنسی، بردگی، قاچاق انسان، قاچاق اعضای بدن، مهاجرت اجباری، آوارگی، پناهندگی و حاشیه‎نشینی. متأسفانه بیشترین قربانیان در میان قربانیان جنگ افرادی هستند که در زندگی اجتماعی جزء اقشار آسیب‎پذیر هستند.
اثـــرات غیــرمستقـیم جنـگ شامـل خشونت‎پذیری و خشونت‎گرایـــی است؛ حتـــا جنـگهای مجازی هم همین طــور است، بازیهای کمپیوتری یا حتا وسایل بازی جنگی، بدون رعایت حقوق مخاطبان، فرزندان ما را قــربانــی خشــونــت مـیکند. با همین بازیها خشونت برای کودکان ما مشروعیت پیدا میکند و در این شرایط است که کودکان طالب خشونت میشوند. فرزند خشونت‎پذیر امروز والدین خشونت‎گرای فردا است.
در چنین وضعیتی، سوال اصلی این است که چه باید کرد؟ در پاسخ می‎توان گفت که اولین مورد حمایتها از کودکان، حمایتهای عمومی است و دومین مورد حمایتهای خاص که از جمله در کنوانسیون چهارم جنوا به آن اشاره شده است. حمایتهای عمومی مربوط به حقوق عمومی اشخاص است که در اسناد بین‎المللی برای غیرنظامیان و نظامیان تسلیم شده و به کار میرود؛ مانند حق حیات، شکنجه نشدن، مورد تعرض قرار نگرفتن و نسل‎کشی نشدن. در مورد حمایتهای خاص، اولین توصیه‎ای که این کنوانسیونهای بین‎المللی میکنند این است که به کودکان احترام بگذارید و این احترام یعنی پاسداشت و نگهداری ارزشهایی که اگر رعایت نشود به رشد طبیعی طفل صدمه میخورد. اما تحقق تمام این موارد زمانی ممکن است که دولت بتواند حمایت‎های جهانی را در این راستا کسب نموده و بسیج عمومی را برای منع خشونت علیه کودکان به راه اندازد. جلـوگیـری از تـأثیـرگذاری جنگ بر کودکان نیز در چنین چـهارچـوبـی ممکن است، ورنه این خشونت سالیان درازی بر نسل جاری و فردای ما دوام یافته و نتیجه‎ آن به میان آمدن یک جامعه خشونت‎گرا خواهد بود.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد