فرهنگ و هنر

813
۳۰ دلو ۱۳۹۵
نویسنده: صمدعلی نوازش

بیدارگر عصر بیداد

میخواهم زندگینامه شخصی را ورق بزنم که با استفاده از اندوخته‎های علمی‎اش، میخواهد نظام آموزشی و تحقیقات علمی کشور را معیاری بسازد؛ کسی که به برقراری ارتباطات میان تمام افغان‎ها از ارتباطات فردی گرفته تا ارتباطات گروهی و قبیلوی فکر میکند. این شخص دکتور عبدالقهار سروری، روزنامه‎نگار، استاد پوهنتون و فعال سیاسی است.
سروری به خاطر نیل به اهدافش از مبارزات مدنی گرفته تا تحقیق و تفحـص در نهـادهــای علــمـی بیـن‎المـلـلــی دریــغ نکــرده اسـت. او کتابهایی در راسـتای تحـقیقـات علـمــی و شیوه های برقراری ارتباطات میان انسانها، نوشته و اکنون در صدد فعال ساختن انجمن مشورهدهی در زمینه بهبودی ارتباطات میان افراد جامعه چندین‎تباری افغانستان است.
از نظر سروری، تحصیلات عالی در کشور، براساس نیازهای روز عیار نیست، پوهنتونها تاکنون نتوانستهاند نیروی متخصص را مطابق نیاز بازار کار تربیه کنند. او میگوید در چنین وضعیتی کمیت تحصیلات عالی مهم نیست بلکه کیفیت مهم است، تا سواد کاربردی برای محصلان آموخته شود و نیروی متخصص به بازار کار عرضه شود.
دکتور عبدالقهار سروری میگوید: “عوارض زیادی در بخش روزنامه‎نگاری و تحقیقات علمی در افغانستان وجود دارد. من نمیخواهم تنها انتقاد کنم بلکه برای رفع این گونه مشکلات کتابهایی را برای راهنمایی در این بخش ها نوشته‌ام.”
در زیر فهرستی از کتــابهای دکتور سروری آورده شده است:
– “ارتباطات سیاســی”؛ راههای تأمین ارتباطات سیاسی را در میان جوامع، حلقات سیاسی و در میان دولتها با طرح مشخص پیشنهاد میکند.
– “ارتباطات انسانـی”؛ موضــوعات ایــن کتــاب در برگیرنده تمام زوایای ارتباطات انســانــی مــیباشد کــه شامــل ارتبـــاطات درون فردی (ارتباطی که خود انسان در درون، با خودش ارتباطات برقرار میکند)، ارتباطات میان فردی (در میان انسانها برقرار میشود)، ارتباطات میان فرهنگی (میان فرهنگهای مختلف)، ارتباطات تخصصی، ارتباطات سیاسی و ارتباطات گروهی میباشد.
– “روزنامهنگاری حرفوی و روزنامهنگاری شهروندی”؛ در این کتـــاب نویسنــده مشترکات و اختــلافـات روزنامهنگاری شهرونــدی و روزنــامهنــگاری حرفوی را بیان کرده است. در این کتاب راهکارهایی برای حفظ حیات و حضور ژورنالیزم حرفوی، پیشنهاد شده است که یک خبرنگار میتواند با استفاده از آن روزنامهنگاری حرفوی را ادامه دهد.
– “روش‎شناسـی تحـقیـق”؛ در ایــن کتــاب دکتور سروری، تحقیق کمی، کیفی و مختلط را مورد ارزیابی قرار داده و تمام جوانب و زوایای آن را واضح ساخته است.
– “افغانستان، بحران مزمن و راهحل آن”؛ کتابی است که راه‎های حل برای نجات کشور از وضعیت بحرانی کنونی را پیشنهاد داده است.
– “قرآن از دید یک پژوهشگر”؛ کتابی که مفاهیم علمی و اکادمیک قرآنی را از دید یک پژوهشگر علوم عصری بازتاب داده است.
– “تکنالوژی بیوفیدبک”؛ سروری عنوان این کتابش را یک اصطلاح جدید علمی بیان میکند و معادل آن را به دری “بازخورد زیستی” معنا میکند. او در تحقیق دوران دکتورایش روی این موضوع کار کرده است.
عبدالقهار سروری قبلاً کتابی را با نام “مجله‎نگاری” نوشته بود که به گفته خودش اکنون در نهادهای علمی این کتاب تدریس میشود.
سروری میگوید اکثر تحقیقاتی که در افغانستان صورت میگیرد به گونه معیاری نیست و کتابی را که وی تحت عنوان “روش‎شناسی تحقیق” به چاپ رسانده است میتواند برای محققان بسیار راهگشا باشد. سروری که دکتورایش را در علوم ارتباطات از پوهنتون پهنگ مالزیا در بخش ارتباطات میان فرهنگی و “تکنالوژی بیوفیدبک” گرفته است، در این زمینه تئوری جدیدی را مطرح کرده و مدعی است که تیوریهای غربی در جوامع غربی صدق میکند نه در جوامع شرقی. وی مشخصاً در رابطه به ارتباطات درون فردی و ارتباطات میان فرهنگی، تحقیق کرده و عملاً متوجه شده که تمام تئوریهای ارتباطات مربوط به جوامع غربی است و در خیلی از موارد این تئوریها در جوامع شرقی مطابقت ندارد. زیرا از نظر او، با توجه به این که جوامع غربی فردمحور اند، تئوریهای غربی براساس اصالت فرد استوار است. به استـدلال سروری، در جوامع شرقی بیشتــر “اصـالت جامعه” حکم‎فرما میباشد، از این لحاظ تئوریهای غربی در جوامعی چون افغانستان نمیتواند به خوبی جواب‎گو باشد.
سروری افـزود: “من تئوری جدیــدی را طــرح کردم بــا نـام تئـوری تمـاس و همبستگـی. پوهنتون پترا (UPN) مالزیا که از جمله دوصد پوهنتون برتر در دنیا میباشد، آن را تأیید کرد و این تئوری در ژورنال علمی این پوهنتون چاپ شد.”
به تحلیل دکتور سروری، مطرح شدن چنین تئوریها برای جامعه ما میتواند بسیار سازنده تمام شود. از نظر او، تاکنون روابط واقعی میان مردم افغانستان ایجاد نشده که این وضعیت ایجاب می‎کند تا طرحها و تئوری‎های علمی تازه در این زمینه ایجاد شود. سروری تصریح میکند در کشور ما به جای این که روابط شهروندمحور باشد، قوم‎محور است و از این وضعیت تنها چند فرد انگشت‎شمار به عنوان اربابان قدرت سود میبرند. سروری اذعان میکند که یکی از عمده ترین مشکلات در زندگیاش مواجه شدن با زورمنــدان بــوده است. او می‎گوید: “باری که در انتخابات خــود را کاندید ولسی جرگه کرده بودم، از سوی برخی از زورمندان محلی مورد حمله قرار گرفتم و موتـرم کامــلاً ســوخـت.” اگــر بــه داستان زندگی دکتور عبدالقهارسروری مراجعه کنیم باید گفت که وی اواخر سال ۱۳۵۵ خورشیدی در ولسوالی تیشکان ولایت بدخشان متولد شده و در این ولسوالی تا صنف دوم در مکتب ابتدائیه ارغندکان، آموزش دیده و بعد از آن وی بنابر شرایط جنگی و به گفته خودش “انقلاب”، به پاکستان مهاجر شده. بخشی از زندگی سروری در مهاجرت میگذرد. او در پشاور پاکستان شامل مکتب های مهاجران می شود و آموزش هایش را تا صنف نهم در “لیسه عالی مجاهد” در این شهر دنبال می کند، ولی با روی کار آمدن حکومت برهان‎الدین ربانی در افغانستان، وی دوباره به کشور برمی گردد.
عبدالقهار سروری یکبار دیگر آموزشهایش را در کشور خود نبال میکند، اما این بار جنگ های داخلی مجال آرامش را از او و خانواده‎اش سلب میکند. چنانچه خود وی میگوید: “در لیسه حبیبیه شامل شدم و تقریباً نصف سال گذشت، اما جنگ های داخلی مشکلاتی به بار آورد و از آن جا به لیسه امانی انتقال یافتیم و از آن جا نیز به لیسه پرورشگاه که در ساحه مکروریان بود و نسبتاً امن بود، انتقال یافتیم، اوضاع ثابت نبود دوباره به لیسه حبیبیه برگشتیم و من از همین لیسه فارغ صنف دوازده شدم.” او به قصه‎اش ادامه میدهد که “در سال ۱۳۷۴ قرار شد پوهنتون کابل به فعالیت آغاز کند و اعلام برگزاری امتحان کانکور را دادند. من که در سال ۱۳۷۳ فارغ شده بودم، با استفاده از این فرصت در امتحان کانکور اشتراک کردم. در کانکور آن سال نام من در جمع ۵ نفری بود که بالاترین نمره را گرفته بودیم. بدین ترتیب، من در رشته انجنیری کابل کامیاب شدم. سال های ۷۴ و ۷۵ را در این رشته ادامه دادم، اما بعداً طالبان به کابل آمدند، ما دیگر نتوانستیم تحصیلات خود را ادامه دهیم.”
عبدالقهار سروری بعد از ترک تحصیلاتش در کابل، به شمال کشور میرود. آن زمان دار و دسته دولت به رهبری برهان‎الدین ربانی به شمال‎شرق کشور انتقال یافته بود. وی نیز در این دوران جذب دولت میشود. هرچند آن زمان شرایط جنگی بود و تنظیم های جهادی هرکدام مصروف جنگ با یکدیگر بودند، اما سروری در چنین شرایطی نیز به جای مبارزه با تفنگ مبارزه با قلم را انتخاب میکند. او میگوید: “در دولت برهان‎الدین ربانی، چنـد ســال کـار کردم، ولی دیدم جایگاه یک رسانه خالی است. به ماورای کوکچه (یکی از مربوطات ولایت تخار) رفتم، آن جا یک نشریه را با نام پیام ملت راه‎اندازی کردم و از این طریق اخبار و مسایل روز را انتشار میدادم.”
سروری در آن دوران علاوه بر نشریه پیام ملت، به راه انــدازی یــک رادیــو در ولایت تخــار نیــز اقدام مــیکنــد. او رادیـویــی را در تالقــان، مـرکــز ولایت تخــار، بــا نــام “رادیوافغانستان” ایجاد میکند: “آن زمان دستگاه کوچکی را مهاجران در تالقان آورده بودند و ما از آن‎ها کمک گرفتیم، دستگاه را فعال ساختیم، اما دستگاه بسیار ضعیف بود. بعد از آن یک دستگاه مخابره آر۱۴۱ روسی را پیدا کردیم و یکی از انجنیران تاجکستانی سیستم مخابره را برای ما به رادیو تبدیل کرد و ما رادیو را فعال ساختیم و روزانه ۴ ساعت نشرات داشتیم، تا آن که طالبان تالقان را گرفتند و ما به منطقه دشت قلعه رفته و از آن به بعد نشریه پیام ملت را ادامه دادم.” زمانی که طالبان از قدرت سقوط میکنند، عبدالقهار سروری، دوباره به کابل برمیگردد و به فاکولته انجنیری برای ادامه تحصیلات نیمه تمامش مراجعه میکند. اما به گفته خودش، فاصله زیاد وی از درس و رشته انجنیری، بر انتخاب رشته وی تأثیر گذاشت و رشته خبرنگاری و فعالیتهای رسانهیی وی را مجذوب خود میکند. بدین لحاظ، وی تصمیم میگیرد تا رشته تحصیلیاش را از انجنیری به ژورنالیزم تغییر دهد. او در سال ۱۳۸۲ خورشیدی رشته تحصیلی‎اش را از صنف سوم انجنیری به صنف اول فاکولته ژورنالیزم پوهنتون کابل تبدیل میکند. سروری در کنار ادامه تحصیلاتش به فعالیت های رسانه‎یی نیز ادامه میدهد. او که در شرایط جنگی کار خبرنگاری و پیام‎رسانی را انجام داده بود، با روی کار آمدن حکومت جدید در کشور، فعالیت نشریه “پیام ملت” را این‎بار در کابل از سر میگیرد. به گفته خودش، این نشریه اولین نشریهای بود که بعد از دوره طالبان در وزارت اطلاعات و فرهنگ راجستر میشد. عبدالقهار سروری در سال ۱۳۸۵ از فاکولته ژورنالیزم فارغ میشود و در سال ۱۳۸۶ به حیث استاد در پوهنتون البیرونی در ولایت کاپیسا جذب میشود. وی در کنار این وظیقه به فعالیت های رسانه یی نیز ادامه میدهد. به گفته خودش، او نشریه پیام ملت را تا سال ۱۳۹۰ فعال نگه داشت، اما بنابر مشکلات اقتصادی این نشریه بعد از آن از نشر باز ماند. سروری علاوه بر پیام ملت، با روزنامه چراغ و برخی رسانه های داخلی و خارجی نیز کار کرده و مدتی نیز مسوولیت هفته‎نامه “صدای دموکراسی” را به عهده داشته است.
سروری به خاطر فعالیتهای رسانه یی خود بارها تحت فشار قومندانان و زورمندان قرار گرفته و مشکلاتی را متحمل شده است. به گفته خودش، وی چندین‎بار حتا مورد سوء قصد قرار گرفته است، اما او تاکنون به کارش ادامه داده و هرگز نخواسته از دنیای رسانه و اطلاع‎رسانی فاصله بگیرد.
عبدالقهار سروری توجه خاصی به فراگیری علم و دانش دارد. او تا اواخر سال ۱۳۹۰ به حیث استاد در پوهنتون البیرونی فعالیت داشته و بعد از آن در بورسیه های رقابتی که کشور مالیزیا از طریق بانک جهانی برای پوهنتونهای افغانستان میدهد، شامل میشود. او در این بورسیه کامیاب و شامل پوهنتون پهنگ مالیزیا می‎شود. وی با انتقاد از پروسه غیرشفاف دولتی در کشور، تصریح میکند که سه‎بار در بورسیه ها کامیاب شده بود ولی به جای وی کسان دیگری رفته بودند. او اما در مرحله چهارم توانسته به حق خود برسد. نخست وی در رشته ارتباطات تخصصی و زبان انگلیسی تا مقطع ماستری در پوهنتون پهنگ درس می‎خواند. سپس با توجه به دست‎آوردهای اکادمیک‎اش در پوهنتون پهنگ مالیزیا، وی مورد توجه استادان این پوهنتون قرار گرفته و آن‎ها با فرستادن مکتوب به دولت افغانستان، پیشنهاد میکنند که عبدالقهار سروری دوره دکتورایش را نیز در این پوهنتون طی کند و دولت افغانستان نیز با ادامه تحصیل سروری در مقطع دکتورا در مالیزیا موافقت میکند.
وی اکنون دوره دکتورایش را نیز به خوبی به پایان رسانده و میگوید در کنار ادامه تحصیلاتش از وی مقالات و تحقیقات علمی زیادی در روزنامه های مختلف دنیا به چاپ رسیده است. او در سال ۱۳۹۴ مدال طلای بهترین همایش علمی را در مالیزیا از آن خود کرده و در سال ۱۳۹۵ جایزه بهترین مقاله علمی  در همایشی تحقیقات علمی و اکادمیک، در سطح ماستری و دکتورا در مالیزیا، گرفته است. در پایان قابل یادآوری است که دکتور عبدالقهار سروری در سال ۱۳۷۹ خورشیدی ازدواج کرده است که ثمره ازدواج وی سه دختر و دو پسر میباشد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد