تحلیل

67
۲۶ ثور ۱۳۸۹
نویسنده:

باز هم فصل قربانی دادن مردم برای سیلاب

 

مردم افغانستان نیم سال از بی آبی و نیم دیگر از پُر آبی جان میدهند. اکثر سالها در تابستان خشک و بی اب اند تا جائیکه در اواخر خزان به نماز استثقا و طلب باران رو می آورند و در بهار سیلاب ها خانه، درخت، زمین، مواشی و جان  آنها را میگیرد و به این صورت از بی آبی وپُر آبی فغان مردم به هوا میرسد.

اینکه ایا نجات ازین دو حالت متضاد ممکن است و چرا کشور های دیگر جهان به پیمانۀ ما با این  مصیبت  ها رو به رو نیستند ، معلوم میگردد که این امکان وجود دارد که مردم از چنین بدبختی های رهانده شوند، در صورتیکه دولت خدمتگار، با اراده و مردمی در اختیار داشته باشند.

افغانستان کشور کوهستانیست که سلسله کوه های آن شرق و غرب امتداد یافته و در بهار باران های تند ی دارد و دریا های بسیاری به دو طرف این کوه ها جریان می یابند که شمال و جنوب کشور را سیر آب میسازند.

اما دنیای امروز از نظر ساینس و تکنولوژی به جای رسیده که بخش اعظمی از خطرات طبیعی را بر بشر  مهار سازد و بر بدمستی های آن لگام بزند. این مبارزه تا پیروزی کامل هنوز راه درازی در پیش دارد، اما کشور های بسیاری قادر شده اند که برخی ازین ضربات را محدود بسازند و اینک پیوسته در صدد محدود تر کردن آنها میباشند.

استفاده ازین تکنولوژی و برنامه و پلان گذاری بر آن از ابزار های ابتدایی است که دولت ها ، آنرا در اختیار گرفته و در خدمت شهروندان شان قرار میدهند.

چون زندگی بشر در مبارزه با طبیعت آغاز شده و دولت ها که تشکیلات اجرایی انسان ها  در سرزمین خاصی اند، این مبارزه را به اشکال گوناگونی پیش برده و شب و روز تلاش دارند تا خطرات ناشی از طبیعت را در برابر اتباع شان بیشتر رام کنند و یا  کاملا از میان بردارند.

دولت ها غیر ازین کاری ندارند و در صورتیکه به چنین کاری دست نزنند و هر سال نسبت به سال قبل مقداری پیروز نگردند، ناکام ارزیابی شده و اتباع کشور نمیتوانند به آنها اعتماد کنند.

درهشت سال گذشته که افغانها پیوسته در آغاز زمستان از کم آبی در فغان بوده و جز یکسال همیشه قادر به کشت دلخواه شان نشده، در ماه های ثور و جوزا از آبخیزی های مدهش در عذاب اند. درین سال ها مواشی، زمین،  باغ، سرک، پل و جان انسانهای بسیاری گرفته شده است.

اینکه برای کاهش  این خطرات راهی وجود ندارد، کسی باور نمیکند. مخصوصا که درین سالها، مردم عموما از یک سوراخ گزیده شده  و هر سال از همان جا هایی سیل سرازیر شده که سالهای قبل نیز از همانجا ها تلفات و خساراتی وارد کرده است.

اینکه چرا مردم در مسیر سیلی که پارسال هست و بود شانرا از دست داده ، بازهم خانه میسازند و به کشت میپردازند و حیوانات خود را درهمان مسیر میچرانند، ضرورت و یا بیتوجهی است، اما این توان را دولت دارد که برخی ازمسیر های سیل را ببندد و یا مردم را اجازه ندهد که  بار دیگر درین مسیر ها  جاگزین شوند و برایشان در مناطق دیگری آب و زمین توزیع نماید.

اینکه بازهم از نظر تخصصی چه کار های دیگری درین زمینه شده میتواند، مطمئنا مثل سایر کشور ها راهی وجود دارد، چون دیده ایم که سیلاب ها در کشور های دیگر و همین همسایگان ما به اندازۀ افغانستان اینقدر ویرانی را به بار نمی آورد.

آنچه مهمتر است اینکه افغانها باید به فکر در کنترول قرار دادن این همه آبی باشند که سالانه به کشور های همجوار ما سرازیر میشوند.

در صورتیکه برنامۀ برای مهار نمودن این آبها در پشت بند های کلانی که باید ساخته شوند، داشته باشیم مطمئنا در اول زمستان به دنبال یک قطره آب سرگردان نخواهیم بود و حد اقل تاوان، یکسره خواهد شد ، در حالیکه اکنون  میبینیم که  تاوان دو سره است.

تا حال که باران های بهاری سیل آسا میبارد و احتمال باران ها بعدی و سرازیر شدن سیل های دیگری هم وجود دارد، ولایات بغلان، تخار، کندز، فاریاب، بامیان، غور ، بادغیس ، هرات، کندهار، لوگر و دایکندی ضربات شدیدی را متحمل شده، هزاران جریب زمین را سیل برده، باغ های بسیاری ویران و درختان شان از ریشه کنده شده، چند پل ویران و کیلومتر ها سرک ازمیان رفته است و هزاران مواشی کوچی ها و غیر کوچی ها طعمۀ سیلاب شده و در کنار چندین زخمی تا حال ۹۰ نفر از هموطنان ما جان های شانرا از دست داده اند.

در تمام این مناطق سیلاب زدگان در وضعیت اسفناکی به سر میبرند و دولت تا حال قادر نشده است که برای بیشتر آنان لباس، کمپل و مواد غذایی برساند و به این خاطر فغان مردم ازین مناطق بالا بوده و به رسانه ها میگویند که دولت برایشان کاری نکرده است.

کمیتۀ رسیدگی به حالات اضطراری و سره میاشت افغانستان مکلف اند تا در چنین حالاتی برای مردم مواد اولیۀ زندگی را برسانند و زندگی سیلاب زدگان، مخصوصا زنان و اطفال را درچنین حالاتی از مرگ برهانند. کم کاری و بیکفایتی در تمام ارگان های کمک کننده به آسیب رسیدگان، بد بودن راه های مناطق سیل زده، نا امنی و دست باز نداشتن این ارگانها در رساندن به کمک و غیره از مشکلاتیست که در چنین حالاتی مانع کمک رسانی شده و آسیب زدگان برای نجات خود باید خود تلاش  کنند و انتظار کمک ازین ارگانها را آنطوریکه باید نداشته باشند.

چیزیکه با تمام داد و فریاد سیلاب زدگان خود شان به خوبی میدانند.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد